4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انسان
بی شباهت به آب نیست💦
اگر بخواهد
زنـده باشـد و
زندگی ببخشد🧡
باید جـریان داشته باشد
باید باران شود🌨
و بر جهان🌎 ببـارد
و گرنه
مرداب میشود و میگندد
#استوری
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
👩🎓
موقعدرسخوندنچۍکنـٰارمونباشھ؟🤔📚
- چندتا برگه چک نویس📋.
- دفتر خلاصه نویسی📒.
- کتاب📚.
- کتابکار📓♥️.
- چند تا مداد و خودکار🖍💛.
- یک لیوان آب🥤.
#محصلانه
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کلیپ رو دوبار میبینی😂
#بخندیم
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧚🏻♂️ با بطری یک کاردستی زیبا درست کن 🎏🐳🐬
#حوصله_تون_سرنره
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت38 اکبرخراسانیپرسید:«دوا
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══
•¦[📙💠⃟❅]¦•
🔶گردان قاطرچی ها
🔹داوود امیریان
◾️قسمت39
درفاصلهايکهآنهابهمحلجدیدعادتمیکردند،هرکدامبهکارخودمشغولشدند.
کربلاییومشبرزوهنوزبهحصارهاواصطبلسرکشیمیکردندوکموکسریهارابرطرفم یکردند.
حسینباخودشتمرینمیکردکهنفرتشازقاطرهاراکمکند.
اماهربارکهچشمشبهقاطرهامیافتاد،شانهچپشگزگزمیکرد
و یاددردوزخمقدیمیاشمیافتادودوبارهازقاطرهامتنفرمیشد.
اکبرخراسانیدلشبرایسینمارفتنتنگشدهبودوبهیوسفاصرارمیکردبهاومرخصیساعتیبدهد
تابهنزدیکترینشهررفتهویکفیلم،هرچندمزخرفوضعیفببیندوحالشخوبشود!
علینجفیهرروزبهواحدتبلیغاتمیرفت
ودرکتابخانهکمحجمآنجادنبالمطالبیبهدردبخوردربارهخلقوخویقاطرهامیگشت.
یوسفهمانروزاولبهتلفنخانهتازهتأسیساردوگاهرفت
ویکربعتلفنیباخانهصحبتکرد.ازآنیکربع،دودقیقهباپدرومادرشحرفزد
ویکدقیقهبهاصراروالتماسپسرخالهوتنهابرادرزنشدانیالگوشداد
کهازیوسفخواهشمیکردپارتیبازیکندواوراهمبهجبههببرد
ودوازدهدقیقهبادخترخالهونامزدشمارال!آنقدرازصحبتبامارالسرکیفبودکهیادشرفتدانیالچهگفتهوخودشچهجوابشداده.
سهروزبعدکهدانیالبایکساککوچکودستوصورتسرمازدهبهدژبانیاردوگاهرسید،
تازهیوسففهمیدچهاشتباهيکردهاست!
دانیالحرفهاییوسفراباورکردهوازخانهفرارکردهبودوخودشرابهآنجارساندهبود!
دانیالسرمایشدیدیخوردهبودوپشتسرهمعطسهمیکرد.
کربلاییبامهربانیبرایشچاییداغآوردوگفت:
«بخورپسرم.حالتروخوبمیکنه.بعدهماینجوشوندن یرویکنفسبروبالا».
دانیالدوبار جوشوندنی اختراعیکربلاییراخوردوباالتماسگفت:
«دیگهنهکربلایی،خیلیبدمزهاست».
بدمزههست،امادواست،
دارویدرمانتوهمینمعجونیهکهفقطخودمطرزدرستکردنشروبلدم.
بخورپسرمتازودیخوببشی.
یوسفخونخونشرام یخورد.
بهدانیالچشم غرهرفتوگفت:
«امانازدستتو.برايچیسرخودوبیجهتسرت روانداختی پایینو اومدیاینجا؟
برايچیبههیشکیخبرندادی؟
نگفتیخالهوعموجاننگرانمیشنومیافتناینور و اونور دنبالتگشتن؟
آخهپسرتوعقلتوکل هاتنیست؟»
دانیالعطسهيجانانهايکردوگفت:
«خودتگفتیقدمترویچشم،
بیاپیشخودمکاراتروراستوریسمیکنم.
نگفتیفرماندهگردانشدیودیگهخَرتمیرهوهمهحرفتروگوشمیکنن؟
نکنههمهحرفاتقپیبودهوفقطخواستیخودترومهمنشونبدی؟»
یوسفبهدانیالبراقشد.مشبرزووکربلاییدستهایشراگرفتندتابهاوحملهنکند.
عجببچهپرروئیه.حالامنیهچیزگفتم.
توبرايچیباورکردی؟برايچیبیخبرپاشدیواومدی؟
چندروزپیشکهتلفنزدی،بهتگفتممیخوامبیام،
توهمگفتیقدمترویچشم.
یوسفباخشموغضببرایدانیالچشمدراند.
گرچهدردل می دانستحقبادانیالاست.
وقتیمیخواست بامارالصحبتکند،
دانیالگوشیتلفنراقاپیدوتندتند پرتوپلا بهمبافتویوسف برایآنکهاورادستبهسرکند،
بدون آنکهمتوجه حرفهایاوشودوفقطبرایآنکههرچهزودتربامارالصحبتکند،
الکیوعدهدادهو بله بلهوچشمچشمگفتهبود.
ازکجامیدانستدانیا لحرفهایاوراجدیگرفتهوباورکردهاست.
یوسفباخشمنفسشرابیروندادوگفت:
«فرداصبحزودخودممیبرمتترمینالبااتوبوسمیفرستمتبریخونه؛جایتواینجانیست».
دانیالباپرروییگفت:
«مناین حرفهاسرم نمیشه.خودتقولدادیکارامودرست میکنیومنماومدم.
دیگهرویبرگشتنندارم.منمیمونم».
دِعجببچهسمجیه.آخهپسر،تونهَسنتمیخورهنه،قدوبالاتکهرزمندهبشی.جنگیدنبنُیهمیخواد.
دانیالبغضکرده،بهسیاوشکهتازهواردشدهبود،اشارهکرد:
پساینچیه؟دووجبازمنمکوتاهتره. چهطوراینمیتونهمننمیتونم؟
ادامه دارد....
#رمان
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
📖⃟📿
#الوداع_ماه_خوب_خدا 🥺🥲💔
خدای خوبِ من!💕
تو منو با ماه رمضان آشنا کردی تا خیلی از بلاها رو برداری و منو مهمون برکاتش کنی؛ کمکم کن تا #نوری که از این #ماه به من رسیده رو تا #ماه_رمضان بعدی حفظ کنم!🧕🏻💕
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖