eitaa logo
ستاره شو7💫
754 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2هزار ویدیو
51 فایل
یه ستاره💫 کاشتم واسه تو روشن و زیبا یه ستاره تو دلم💖 جا گذاشتم رنگ فردا... ارتباط با موسسه هفت آسمان @haftaaseman ارتباط با ادمین: @admin7aaseman ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
خب چند تا پیام های شما را بفرستیم که در شرکت کردین 👇👇👇👇
سلام.دختر من دختر خیلی مهربانی هست.با خوشحالی من خوشحال هست و با ناراحتی من ناراحت میشه.خیلی وقت ها کمک حالم هست اینقدر کمک می‌کنه که میگم خدا را شکر هیچی کم ندارم و بابت این نعمت زیبا خدا را شکر میکنم.ولی یه موقع هایی هم میشه حالشو نداره کمکم کنه گوشاش نمیشنوه و فقط پای تلویزیون هست و پای گوشی.ولی من عاشقش هستم.انشالله خدا به حق صاحب اسمش نگهدارش باشند.عاشق مداحی خواندن هست.منم براش از این بلندگو اسپیکر دارها هدیه گرفتم 💌💌💌💌 سلام چالش روز دختر من ۲تادختر به نام های ریحانه وکوثر دارم زندگی من بادخترانم رنگ وبوی الهی داره 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 از خدا میخوام که من رو تو نگهداری این گلهای بی گناه یاری کنه تا شرمنده ی امام زمانمون نشم 🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲 💌💌💌💌 سلام خوبید. پیشاپیش میلاد حضرت معصومه (س)را به شما وهمه اعضای گروه تبریک میگم💐💐💐💐 من یه دختر لجباز وشلوغ درکنار یه مادر پدر مهربون وصبور .👧🥰 خداروشکر میکنم که مادر و پدرم همیشه حواسشون بهم هست من خیلی دوستشون دارم. همیشه روز دختر وتولدمو جشن میگیرن برام شده حتی با یه کیک خونگی دست پخت مامان جونم ویه کادو ازشون واقعا سپاسگذارم ازشون امیداورم دختر خوبی باشم براشون اونجور که میخان باشم به حق آقا امام‌ زمانم🙏😍همه چیز خوبه چه انتظاری داشته باشم خدایا شکرت. از خدا میخام پدرومادرم همیشه سالمو سلامت باشن😍😍 💌💌💌💌 دخترهامون همونی میشند که ماهستیم براهمین اکثر مواقع خطای اونهارو تو رفتار خودم جستجو میکنم دخترهام بی خطا نیستند ولی باوجود رفتار خودم ومحیط مدارس امروزی به اونها حق میدم واز خدا میخوام که تو تربیتشون کمکم کنند❤️ 💌💌💌💌 سلام من از مادرم توقع دارم حرفای منو درک کنه و باهام همونجوری که دوست دارم رفتار کنه 💌💌💌💌 شما به عنوان یک دختر از پدر و مادرت چه انتظاراتی داری ؟ من بابت تمام زحمات پدر و مادرم ازشون تشکر میکنم 🙏 انتظار زیادی ازشون ندارم فقط و فقط یه انتظار ازشون دارم 🥰 من خواهر و برادر میخوام 😥
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جعبه فانتزی مناسب هدیه روز دختر •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
خب چند تا پیام های شما را بفرستیم که در #چالش شرکت کردین 👇👇👇👇
•👩‍🦯• . . ‏مادربزرگم همیشه صدام میکنه هاچ (کارتون هاچ،زنبور عسل) چون مامانم اکثرا گوشیشو جواب نمیده و من هی به این و اون زنگ میزنم تا پیداش کنم:))🐝 👀 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پلنگ صورتی😍 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
👌 حلما همیشه وقتی میاد مدرسه موقع نشستن کیف منو میندازه اصلا مراقب نیست چند بــــــــار بهش گفتم دیگه امروز اگه دقت نکنه حسابی بهم برمیخوره عجیبه حلما چند روزه واقعا مراقبه تازه کاراش داره خوب میشه از اولشم باید همین جوری می بود یهو نرگس اومد گفت دیدی حلما چقدر خوب شده خیلی زشته که چیزی نگفتی فقط بلد بودی غر😖 بزنی آدم نباید به تغییر آدما بیتفاوت باشه وگرنه باعث دلسردی🙁 میشه بــــــــــــلــــــــــه برو عینکتو بزن😎 دختر تا ببینی و دلگرمی بسازی😊 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پسرا بعد از امتحان 😂 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
علی ظهریبانکمک‌به‌مردم‌ابراهیم.mp3
زمان: حجم: 10.9M
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ 🔹ماجرای کباب🍗 خوردن های ابراهیم و رفقاش😋 🔸ابراهیم بهش گفت: چرا آخه دزدی میکنی؟! دزد که سوال ابراهیم رو شنید شروع به گریه😭 کرد و گفت... •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
‌══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت48 یوسف‌به‌مرد‌جوان‌گفت:‌ «
‌══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت49 ‌سیاوش‌کمی‌ترسیده‌بود. ‌به‌سگ‌های‌تازی‌که‌وحشیانه‌پارس‌میکردند‌ نگاهی‌کرد‌و‌از‌دانیال‌پرسید: ‌«آخه‌کی‌همچین‌سگ‌های‌ناجوری‌رو‌می‌خره؟»‌ دانیال‌خوشحال از‌این‌که‌اطلاعاتش‌ بیشتر ‌از‌سیاوش‌است،‌سینه‌جلو‌داد‌و‌گفت: ‌«اینا‌سگ‌معمولی‌نیستن.‌تازی‌هستن. ‌مخصوص‌شکارند.‌گوش‌هاشون‌رو‌نگاه‌کن» ‌عه،‌چرا‌گوشاشون‌رو‌بریدن؟ ‌شِکارچی‌ها‌این‌کارو‌کردن. ‌به‌اینا‌خون‌و‌فلفل‌‌میدن‌وحشی‌بشن. ‌گوش‌هاشونم‌می‌برن‌که‌خوب‌بشنون.‌ به‌دست‌و‌پاشون‌نگاه‌کن.‌مثل‌قرقی‌ دنبال‌شکار‌‌میدوند.کارشون‌حرف‌نداره.‌ سیاوش‌نمی‌دانست‌که‌دانیال‌پرتوپلا‌ می‌گوید‌ و‌نصف‌بیش‌تر‌حرف‌هایش‌ را‌از‌خودش‌در‌می‌آورد! ‌آقا‌اینا‌چند؟‌ ‌هر‌کدام‌ده‌هزار‌تومن! ‌اووه!‌ دانیال‌با‌نگرانی‌به‌سیاوش‌گفت: «سیاوش،‌نقشه‌ات‌چی‌شد؟‌دیر‌می‌ ‌شه ها!»‌ سیاوش‌که‌نفسش‌از‌بوی‌ناجور‌سگ‌ها‌ و‌مدفوع‌ آن‌ها‌بند‌آمده‌بود،‌گفت: ‌«غصه‌نخور.‌میدونم‌باید‌چي‌کار‌کنم.‌بیا».‌ دو‌نفری‌از‌کنار‌سه‌قفس‌بزرگ‌که‌دو‌تا‌کفتار‌ و‌یک‌روباه‌نارنجی‌داخلش‌اسیر‌بودند،‌ گذشتند. ‌در‌گوشه‌‌اي‌دیگر‌خروس‌بازها‌ در‌حال‌نشان‌دادن‌خروس‌های‌ جنگجوی‌لاری‌شان‌بودند. ‌دو‌نفر،‌خروس‌های‌وحشی‌را‌ به‌جان‌هم‌انداخته‌بودند‌ و‌مردم‌جمع‌شده‌بودند‌براي‌تماشا. ‌سیاوش‌با‌دقت‌به‌همه‌چیز‌نگاه‌میکرد. ‌دانیال‌دل‌نگران‌مدام‌به‌جان‌سیاوش‌نق‌ می‌زد‌که‌دیر‌نشود.‌ سرانجام‌سیاوش‌گفت:‌ «خُب‌حالا‌وقتِ‌شروع‌نقشه‌است!»‌ دانیال‌از‌جا‌پرید‌و‌با‌خوشحالی‌گفت: ‌«آخ‌جون.‌خُب‌باید‌چي‌کار‌کنیم؟»‌ ‌خوب‌گوش‌کن.‌نباید‌بترسی‌ها.‌هرچی‌ می‌گم‌باید‌گوش‌کنی‌ و‌سؤالي‌نپرسی.‌قبوله؟‌ ‌قبوله.‌حالا‌بگو‌نقشه‌ات‌چیه. 🔳🔳🔳 کربلایی‌و‌مش‌برزو‌ سومین‌چایی‌شان‌را‌خورده‌بودند‌ که‌یوسف‌و‌کرامت‌آمدند‌و‌روبه‌روی‌آنها‌ روی‌صندلی‌نشستند.‌ کربلایی‌پرسید:‌ «چی‌شد‌یوسف‌جان؟»‌ یوسف‌با‌خوش‌حالی‌گفت:‌ «خدا‌این‌آقا‌کرامت‌رو‌رسوند.‌ باورتون‌نمی‌شه.‌دوازده‌تا‌قاطر‌خریدم!»‌ ‌دوازده‌تا!‌ یوسف‌خندید‌و‌چایی‌داغش‌را‌هورت‌کشید.‌ مش‌برزو‌ بی‌آن‌که‌کرامت‌متوجه‌شود‌ با‌صدای‌آهسته‌پرسید:‌ «به‌این‌چقدر‌دادی؟»‌ ‌هنوز‌ندادم.‌الان‌حساب‌می‌کنم.‌ ‌کرامت‌چایی‌اش‌را‌نوشید‌و‌گفت:‌ «خُب‌اگه‌با‌بنده‌امری‌نداری،‌مرخص‌بشم».‌ یوسف‌گفت:‌«به‌جان‌آقا‌کرامت‌ ‌نمیشه.‌ ناهار‌مهمون‌مایی.‌ بفرما‌این‌هم‌دستمزد‌شما».‌ یوسف‌یک‌دسته‌پول‌جلوی‌کرامت‌گذاشت. ‌نگاه‌مش‌برزو‌ و‌کربلایی‌به‌دسته‌پول‌دوخته‌شد. ‌کرامت‌نصف‌اسکناس‌ها‌را‌برداشت‌ و‌نصف‌دیگر‌را‌به‌یوسف‌برگرداند‌و‌گفت:‌ «زیاد‌دادی».‌‌ ‌نه‌بابا‌چرا‌تعارف‌می‌کنی؟‌ ‌من‌به‌حق‌خودم‌قانع‌هستم.‌ ‌پس‌واجب‌شد‌که‌ناهار‌مهمون‌ما‌باشی.‌ دیگه‌نه‌نیار.‌ یوسف‌به‌صاحب‌قهوه‌خانه‌ سفارش‌دیزی‌سنگی‌داد.‌ مش‌برزو‌گفت:‌ «دانیال‌و‌سیاوش‌کجا‌موندن؟»‌ ادامه دارد... یک نقشه طوفانی در راه است 😄 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا