eitaa logo
ستاره شو7💫
754 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2هزار ویدیو
51 فایل
یه ستاره💫 کاشتم واسه تو روشن و زیبا یه ستاره تو دلم💖 جا گذاشتم رنگ فردا... ارتباط با موسسه هفت آسمان @haftaaseman ارتباط با ادمین: @admin7aaseman ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلاااام امروز یه روز خوب خداست خدا را به خاطر نعمت هایی که برامون عادی شده و بهش توجه نداریم شکر 😇
تا حالا فکر کردین اگر نمیتونستیم چیزی را فرو بدیم و نعمت بلع نداشتیم چی میشد😱
یا مثلا لب مون یه مشکلی پیدا کنه خدای نکرده نتونه اب دهانمون را...🥵
شما بگین چه نعمتهایی داریم که خیلی به چشم مون نمیاد؟
تازه نعمت های معنوی هم هست وجود نازنین امام زمانمون که هر لحظه مراقبمونه و ما اصلا حواسمون بهشون نیس 🤭
ای دوای دردام یابن الحسن کجایی.mp3
زمان: حجم: 5.6M
ای دوای دردام یابن الحسن کجایی ای تموم دنیام یابن الحسن کجایی دستمو گرفته محبتت همیشه زندگی بدون تو زندگی نمیشه 🎙 #️⃣ #️⃣ •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧚🏻‍♂️ نقاشی روی سنگ •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت29 یوسف‌برای‌لحظه‌ای‌خشکش‌
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت30 حسین‌که‌بی‌اختیار‌شانه‌چپش‌را‌می‌مالید،‌گفت: ‌«اینم‌از‌بخت‌و‌اقبال‌بلندمه‌که‌سر‌از‌گردان‌قاطرها‌درآوردم.‌چار‌ه‌ای‌نیست؛‌من‌می‌مونم». مش‌برزو‌که‌حالا‌پا‌هایش‌در‌پوتین‌بود‌و‌بوی‌گربه‌مرده‌از‌آن‌بیرون‌نمیزد،‌گفت: ‌«از‌هرچی‌ماشین‌و‌دنده‌و‌موتور‌و‌قربیلک‌و‌گریس‌و‌گازوئیله‌حالم‌به‌هم‌می‌خوره. ‌این‌جا‌هرچی‌باشه‌بهتره‌از‌دست‌و‌پا‌زدن‌تو‌روغن‌و‌بنزینه». کربلایی‌که‌نفسش‌جا‌آمده‌بود،‌گفت:‌«لااقل‌اسم‌گردان‌داره.‌خودش‌غنیمته.‌می‌تونم‌تو‌ده‌سرم‌رو‌بالا‌بگیرم‌که‌تو‌گردان‌بودم،‌نه‌توي‌آشپزخونه».‌ علی‌گفت:‌«عرض‌کنم‌که‌واسه‌من‌فرقی‌نمی‌کنه،‌چه‌این‌جا‌باشم،‌چه‌درمونگاه؛‌من‌امدادگرم».‌ یوسف‌لبخندزنان‌گفت:‌«بودن‌شما‌پیش‌ما‌غنیمته.‌یک‌دکتر‌که‌دوا‌درمون‌سرش‌بشه،‌کلی‌می‌ارزه،‌قدمت‌روی‌چشم».‌ علی‌خندید‌و‌گفت:‌«به‌شرطی‌که‌ازم‌نخواید‌به‌قاطر‌های‌سکته‌کرده‌و‌مجروح‌تنفس‌دهن‌به‌دهن‌بدم!» همه‌خندیدند.‌جو‌عوض‌شد،‌حالا‌صمیمی‌تر‌شده‌بودند.‌اکبر‌خراسانی‌شانه‌بالا‌انداخت‌و‌گفت: ‌«پدر‌بزرگ‌خدا‌بیامرزم‌ساربان‌بود.‌از‌بچگی‌تو‌دست‌و‌پاش‌بودم‌و‌اخلاق‌شترا‌رو‌خوب‌واردم.‌اما‌نم ‌یدونم‌می‌تونم‌با‌اینام‌دمخور‌و‌راحت‌باشم‌یا‌نه».‌ سیاوش‌گفت:‌«این‌ها‌هم‌حیوون‌خدا‌هستند.‌آقایوسف‌کی‌می‌تونیم‌سوارشون‌بشیم؟» یوسف‌جدی‌و‌محکم‌گفت:‌«نیومدیم‌اینجا‌سواری‌مفت‌بخوریم‌و‌خوش‌بگذرونیم‌که. ‌قراره‌قاطرها‌رو‌با‌فضای‌تیر‌و‌گلوله‌آشنا‌کنیم‌و‌حواسمون‌بهشون‌باشه‌تا‌وقت‌عملیات‌برای‌بردن‌مهمات‌و‌غذا‌ازشون‌استفاده‌کنیم».‌ سیاوش‌پکر‌شد‌و‌گفت: ‌«هیچی‌دیگه‌یه‌دفعه‌بگو‌قراره‌للهِ‌و‌پرستارشون‌باشیم‌و‌حواسمون‌باشه‌آب‌تو‌دلشون‌تکون‌نخوره‌و‌نوکراین‌بزرگوارا‌بشیم».‌ دقیقاً‌همینه‌که‌گفتی. ‌خُب‌دوستان،‌امشب‌رو‌همین‌جا‌‌میمونیم‌فردا‌بعد‌از‌ظهر‌راهی‌منطقه‌غرب‌می‌شیم!» ادامه دارد.... •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وضعیت ما اصفهانیا منتظر اون برف و سرمایم که گفتن داره میاد 🍫 اگه اجازه بدین یه دو قطره بارونم به ما برسه🙂 والا 🦦 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
•• در راهِ مشهد، شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند!👑 •• به شیخ بهایی که اَسبش جلو میرفت گفت:👳‍♂️ این میرداماد چقدر بی‌عرضه است اَسبش دائِم عقب می‌ماند.😏 •• شیخ بهائی گفت: کوهی از علم و دانش بر آن اسب سوار است، حیوان کِشش این همه عظمت را ندارد.👳‍♂️ •• ساعتی بعد عقب ماند، به میرداماد گفت: این شیخ بهائی رعایت نمی‌کند، دائم جلو می‌تازد.🙄 •• میرداماد گفت: اسبِ او از اینکه آدم بزرگی چون شیخ بهائی بر پشتش سوار است سر از پا نمی‌شناسد و می‌خواهد از شوق، بال در آورد.👳‍♀️ •• در غیابِ یکدیگر حافظِ آبروی هم باشیم👀 این است "رسم رفاقت"🤝 شما بودین چی میگفتین ؟!!😶🤔 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖