14.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ماه_رمضان
#شعر_کودکانه
شعرِ داستانیِ (روزهٔ کودکانه)، شعری است آموزنده به مناسبت ماه مبارک رمضان، که دربردارندهٔ احکام روزه میباشد (مبطلات، مستحبات)
#احکام
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
#روانشناسیـتایم
با قدمهای کوچک👌
تغییرات بزرگ ایجاد کن💪
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
878.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گریه در کمال ادب 😂😂
#بخندیم
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
♡•[ درد ما جز به ظهور تو مداوا نشود.]•♡
#اللھمعجلݪوݪیڪاݪفࢪج🍃
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت31 سیاوشدوبارهامیددردلش
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══
•¦[📙💠⃟❅]¦•
🔶گردان قاطرچی ها
🔹داوود امیریان
◾️قسمت32
علیمیترسیدقزمیتزودیتلنگشدربرودو ازپابیفتدومجبورشودباقیراهاورابکشاند!
مشبرزوهمسوارقاطریبهاسملنگهجوراب بود.
پنجقاطردیگرهمپشتسرلنگهجوراب باطناببستهشدهبودند وراهشانرامیآمدند.
سرستون،کربلاییمثلساربانهایکارکشتهسوارقاطریلجبازوکلهشقبهاسمآذرخشبود.
کربلاییبهخوبیتوانستهبوداینقاطرسرکشولجباز را مهار ورامکندوسوارششود.
پشتسرکربلاییهمیوسفسوارقاطری مغروربودکهاسمشرارئیسبزرگگذاشتهبود.
سیاوشاسمهايعجیبوغریبيبرایقاطرها انتخابکردهبودکهانصافاًبرازندهيهمانقاطرموردنظربود.
آنهامجبوربودندمسافتپنجکیلومتریبینپادگاندوکوههتاایستگاهقطاراندیمشک راهمراهقاطرهابروند.
چونماشینیپیدانکردندکهقاطرهاراسوارشکنند،مجبورشدندراهراپیاده گزکنند.
قرارشدآقاابراهیموچندنفردیگرباروبندیلآنهارابهایستگاهراهآهنبرسانند و هماهنگیهاراانجامبدهند تاگروهقاطرسواربهآنجا برسند.
موقعحرکتآقاابراهیمگفت:
«چهبهتر،اینطوریباقاطرها دمخورو ایاقمیشید وقلقهمدیگرروبهدستميآرید».
حسینباناراحتیگفت:
«چههمسفرانخوشگلومامانیبرامون انتخابکردیدآقاابراهیم،دستخوش.
منحاضرمچیزیدستیبدمخودتونبااین جانورهاهمسفربشیدودمخورشونبشید!»
درراهاکبرخراسانيبراياینکهحالوهواي جمعراعوضکند،گفت:
«میگمبچه هاشدیممثلهفت تیرکشهایفیلمهایوسترن،نه؟»
حسینسرتکاندادوگفت:
«آره،منمجانوینهستموتوهمیکسرخپوستزیگیلکهسایهبهسایه ام میآیومُخمروتیلیتمیکنی!»
سیاوشخندیدوگفت:
«منملوکخوششانسم.چطورهمثلهمونفیلمهاسروصداکنیموبهماشی نهاحملهکنیموراهزنیکنیم؟»
علیگفت:«اونوقتسرازتبعیداجباریازسیبریدرمیآریم.چهکیفیمیده!»
مشبرزوباصدایبلندگفت:
«حسینجاناینقاطرتخیلیاوضاعشناجوره.بایدیهفکریواسهشکمشبکنیم.تلفمیشهحیوونخدا».
حسینباطعنهگفت:« میگیچهکارشکنم مشبرزو.براشچاینباتدرستکنمیاعرقنعنابهخوردشبدم؟»
سیاوشباپاشنهپابهشکمکوسهکوبیدوگفت:«تندبرو کوسهجانداریمعقبمیافتیم».
یوسفبهساعتمچ یاشنگاهیکردوگفت:
«آره،دارهدیرمیشه».
علی گفت:«آخهچيکارشونکنیم؟چطورهبذاریمروکولمونبدویمتادیرنرسیمایستگاهراهآهن؟»
کربلاییباخونسردیگفت:
«داریممیرسیم.ایناهمخستهمیشن.نبایدبهشونفشاربیاریم».
ادامه دارد....
#رمان
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞😍
تبیین نکات قرآنی توسط حافظان و قرآنآموزان عزیز موسسه طلیعه نور بشارت
ستاره عزیز کانالمون : سید ابوالفضل هاشمی کلاس هفتم 😍
✅بیان نکته از جزء ۲۴
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖