eitaa logo
ستاره شو7💫
754 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2هزار ویدیو
51 فایل
یه ستاره💫 کاشتم واسه تو روشن و زیبا یه ستاره تو دلم💖 جا گذاشتم رنگ فردا... ارتباط با موسسه هفت آسمان @haftaaseman ارتباط با ادمین: @admin7aaseman ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
••بهتر زندگی کنیم 🌝🍀 از خوشی های کوچک،لذت ببر『🌸🌿🚌』 • بعضی از لحظات در زندگی ما هستند که ما ندونسته از کنارشون رد میشیم و نمی دونیم که ما میتونستیم اون لحظه رو قاب کنیم و بزنیم به دیوارِ خاطرات مغزمون!🍊 • همه ما نیاز داریم، حداقل یک روز، بدون دغدغه و نگرانی زندگی کنیم! نگذار امید و نشاط در زندگی ات کمرنگ شود!🎨💧 • اتفاق های خوب زمانی می افتند که باور کنی ، زندگی آنقدر زیباست که می توانی با کار های کوچک ، لبخند بر لب های خودت و دیگران بیاوری!🕊🌱 •بعضی چیز ها در زندگی،خیلی بالاتر از دارایی هستند.یکی از آنها توانایی خوش بودن با چیز های ساده است!♥️🧊🌿 ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
روش درس خـوندن فعـال چیـه؟💡📚 روش درس خوندن فعال میگه که به جای نوت برداری ، موقع درس خوندن از مطالب سوال طرح کن📖 اینطوری هم مطالب رو بهتر یاد میگیری و موندگاری مطالب تو ذهنت بیشتر میشه📝 این روش خیلی مؤثره ولی قبل از اینکه بخواین از این روش استفاده کنید ، باید خوراکی های سالم و مقوی بخورید با ذهنتون فعال بشه🍏 ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌ •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧚🏻‍♂️ یک ایده ی جذاب با وسایل دور ریختنی😍😍 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت36 ‌کار‌به‌جایی‌رسید‌که‌دیگر
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت37 علی‌گفت:‌«یعنی‌داره‌خروپف‌می‌کنه؟»‌ حسین‌نجفی‌که‌ترسیده‌بود،‌سیبک‌گلویش‌بالا‌و‌پایین‌شد‌و‌گفت: ‌«یا‌قمر‌بنی‌هاشم،‌نکنه‌بختک‌روش‌افتاده؟بیاید‌بیدارش‌کنیم». یوسف‌که‌ترسیده‌بود‌با‌احتیاط‌جلو‌رفت‌و‌با‌ترس‌و‌واهمه‌شانه‌ي‌کربلایی‌را‌تکان‌تکان‌داد.‌ ‌کربلایی،‌کربلایی!‌ کربلایی‌به‌راست‌چرخید‌و‌چنان‌زوز‌های‌کشید‌که‌یوسف‌خودش‌را‌به‌آغوش‌مش‌برزو‌انداخت. ‌حسین‌گفت:‌«انگاری‌فقط‌قاطرها‌از‌خروپفش‌خوششون‌اومده!»‌ حق‌با‌حسین‌بود.‌قاطرها‌هم‌چنان‌در‌خوابی‌شیرین‌بودند! ‌یوسف‌دل‌به‌دریا‌زد. ‌دوباره‌جلو‌رفت‌و‌شانه‌های‌کربلایی‌را‌به‌شدت‌تکان‌داد‌و‌صدایش‌کرد: ‌«کربلایی،‌‌آهای‌کربلایی!»کربلایی‌نعره‌زد:‌«‌ها‌ه‌اها‌م‌م‌م‌م!»‌ و‌به‌سرعت‌بلند‌شد‌و‌نشست.‌ یوسف‌عقب‌جست.‌ اما‌از‌شانس‌بدش‌مسیر‌عقب‌پریدن‌را‌اشتباه‌محاسبه‌کرد‌و‌ به‌جای‌افتادن‌دوباره‌در‌آغوش‌مش‌برزو،‌به‌پشت‌روی‌یک‌سرگین‌تازه‌و‌گنده‌افتاد!‌ ‌ای‌ی‌ی‌ی‌ی!‌ حتی‌سیاوش‌هم‌دلش‌برای‌یوسف‌سوخت‌و‌دلش‌نیامد‌به‌حال‌و‌روز‌او‌بخندد.‌ کربلایی‌که‌به‌خود‌آمده‌بود‌نفس‌نفس‌زنان‌پرسید: ‌«چی‌شده،‌چی‌شده؟»‌کم‌مانده‌بود‌یوسف‌گریه‌کند،‌بلند‌شد.‌ ‌تکه های‌سرگین‌از‌پشتش‌جدا‌شد‌و‌افتاد‌کف‌واگن. ‌یوسف‌عق‌زد؛‌ علی‌با‌دلسوزی‌گفت:‌«من‌شلوار‌یدکی‌دارم».‌ و‌در‌ ‌کوله اش‌شروع‌به‌گشتن‌کرد. ‌مش‌برزو‌به‌کربلایی‌گفت:‌«کربلایی‌حالت‌خوبه؟»‌ کربلایی‌آب‌دهانش‌را‌قورت‌داد‌و‌گفت:‌«مگه‌چی‌شده؟»‌ حسین‌سر‌تکان‌داد‌و‌گفت: ‌«ما‌فکری‌شدیم‌که‌بختک‌روت‌افتاده.‌چنان‌سر‌و‌صدایی‌میکردی‌که‌همه‌ترسیدیم».‌ دهان‌کربلایی‌برای‌چند‌لحظه‌باز‌ماند،‌ بعد‌فوري‌دهانش‌را‌بست. ‌سر‌پایین‌انداخت‌و‌گفت:«بختک‌نبود،‌داشتم‌خُروپف‌ میکردم!» ‌آخه‌این‌چه‌خُروپفیه؟‌دور‌از‌جون‌انگار.....انگار....‌ خود‌کربلایی‌جمله‌مش‌برزو‌را‌ادامه‌داد: ‌«انگار‌یک‌گله‌گرگ‌و‌شیر‌و‌پلنگ‌و‌شغال‌با‌هم‌زوزه‌بکشند.‌درسته؟»‌ همه‌در‌تأیید‌حرف‌کربلایی‌سر‌تکان‌دادند. ‌کربلایی‌آه‌سوزناکی‌کشید‌و‌گفت: ‌«این‌هم‌شده‌اسباب‌دردسر‌من‌و‌خانواده‌ام.‌حلال‌کنید. ‌دست‌خودم‌نیست.‌از‌وقتی‌یادم‌می‌آد‌به‌جای‌خُروپف‌این‌صداها‌از‌گلوم‌در‌می‌آد».‌ علی‌که‌به خاطر‌امدادگر‌بودنش‌خودش‌را‌پزشک‌حساب‌میکرد،‌پرسید: ‌«نرفتی‌دنبال‌دوا‌درمونش؟» مش‌برزو‌به‌سرعت‌گفت: ‌«راستی‌کربلایی‌چرا‌وقتی‌تو‌آشپزخونه‌بودیم‌از‌این‌سر‌و‌صداها‌از‌خودت‌در‌نم ‌یآوردی؟» ‌کربلایی‌گفت:‌«یادته‌شب‌ها‌کجا‌میخوابیدم؟»‌ مش‌برزو‌چینی‌به‌پیشانی‌انداخت‌و‌گفت: «فکر‌کنم...‌فکر‌کنم،...‌آهان.‌خُب‌من‌از‌کجا‌بدونم؟»‌ کربلایی‌لبخند‌محزونی‌زد‌و‌گفت: ‌«هر‌شب‌می‌رفتم‌تو‌حمام‌لشکر‌که‌کسی‌توش‌نبود‌میخوابیدم.‌هیچکس‌هم‌نفهمید».‌ سیاوش‌گفت:‌ «تو‌گردان‌که‌با‌هم‌بودیم‌چی؟‌اون‌موقع‌هیچ‌کس‌حرفی‌از‌خُروپف‌شما‌نمی‌زد؟»‌ ‌اون‌زمان‌شب‌ها‌نمی‌خوابیدم!‌بیدار‌می‌موندم‌و‌ وقتی‌روزها‌شماها‌می‌رفتید‌ورزش‌و‌راهپیمایی‌تو‌یک‌چادرخالی‌چند‌ساعتی‌می‌خوابیدم. ‌چند‌نفری‌این‌موضوع‌رو‌فهمیدن؛‌ولی‌بروز‌ندادن. ‌خونه‌ام‌هم‌می‌رفتم‌بالای‌طویله‌و‌اصطبلمان‌میخوابیم.‌فقط‌حیوو‌نها‌از‌خروپفم‌خوششان‌می‌آد! سیاوش‌به‌قاطرها‌اشاره‌کرد‌و‌گفت:‌«معلومه». ادامه دارد.... •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
⊹📜⊹ ¦ ᴀʜᴅɴᴀᴍᴇ 🏷 ❜❜↲ سلام بنده های عزیز خدا😍 نماز و روزه‌هاتون و عبادت‌ها و عزاداری های خالصتون قبول درگاه الهی🌱 امشب آخرین شب قدره دیگه امشب پرونده تقدیرات بسته میشه دیگه باید کوله بار رزق‌ و برکت و سرنوشت خودمون رو ببندیم :)💔 یا صاحب الزمان،آقا جانم💚 شما سرچشمه خیر عالمی،شما برای ما خیر کثیر امضا کن امشب :) امشب چیزی بیشتر از دعا و نگاه امام زمانمون میخوایم؟! خودشون گفتن برای تعجیل در فرج و ظهور من بسیار دعا کنید که همانا فرج من، فرج و گشایش خود شماست، بیایم امشب که صدامون و دعاهامون تا عرش الهی می‌ره،امشب که خدا فوج فوج میبخشه :)💔 اینقدر واسه فرج دعا کنیم تا آخرش آقا نیم نگاهی بندازه بهمون🙃 و چه شبی بهتر از امشب :) ❛❛ ادمین هم دعا کنید خواهشا 🙏 ‹ 📩 ›↝ ‹ 📬 ›↝ •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
عایا میشه بریم مسافرت تا روزه نگیریم؟🥴 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
⏰ ✅چجوری رشد فردی داشته باشیم⁉️ ᯀᯀᯀᯀᯀᯀᯀᯀᯀᯀᯀ 🌿⊹ سعی کن حتما یه وقت ثابت رو در روز برای مطالعه کتاب‌های روانشناسی اختصاص بدی 🌿⊹ موقع پیاده روی یا وقتی تو ماشین نشستی بهترین زمان گوش دادن به کتاب‌ها و کلیپ‌های صوتی هست 🌿⊹ سحرخیز بودن انرژیت رو برای انجام کارهای روز‌مره‌ات چندین برابر میکنه 🌿⊹ محیط اطرافت رو از افراد مثبت و اهل تلاش و موفقیت پر کن 🌿⊹ مدام با خودت تکرار کن که تو هم میتونی به همه ارزوها و هدف‌های بزرگت برسی •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖
⸀🌝🦩˼ . . بهترین قسمت مهمونی فقط اون آخرش که همه میرن و فقط صمیمیا میمونن و میشینن دور هم:) ♥️ •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖 ══❀━━☆◇☆━━━❀══
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• 💖@setaresho7💖 ══❀━━☆◇☆━━━❀══
خدای من به حضورت به نگاهت به پناهت به بهترین نیازمندم 💕 💖@setaresho7💖 ══❀━━☆◇☆━━━❀══
راضیه.mp3
زمان: حجم: 1.4M
بیا که بی تو ... 💖@setaresho7💖 ══❀━━☆◇☆━━━❀══