eitaa logo
ستاره شو7💫
725 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.7هزار ویدیو
49 فایل
یه ستاره💫 کاشتم واسه تو روشن و زیبا یه ستاره تو دلم💖 جا گذاشتم رنگ فردا... ارتباط با موسسه هفت آسمان @haftaaseman ارتباط با ادمین: @admin7aaseman ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
13.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅مؤسسه فرهنگی قرآنی هفت آسمان برگزار می کند... ✌️ششمین جُنگ شاد و با نشاط بچه های آسمان ✨اعضای قصه هاو تلاوت نور دست دوستاتون رو بگیرین بیاین جُنگ برنامه های شاد و متنوعی براتون داریم 🤩 ⏳پنج شنبه 28 دی ⏰ساعت: 14:30__: 16:30 📍مکان: اصفهان. خ سجاد. سالن گلستان شهدا. 😎 از یکساعت قبل از جنگ ، همکاران هفت آسمان در خدمت عزیزان هستند. این جنگ شاد رایگان بوده و همراه اوردن کودکان و نوجوانان دوستان و فامیل همراه خود اشکال ندارد. 💎حضور شما عزیزان امتیاز دارد 😍 ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
19.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ای ایران دوستای گلم این سرود رو حفظ کنید روز جُنگ که تشریف میارین با همدیگر همخوانی کنید ✌️ ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔑 ✅ 5 اختلاف امیر محمد عطائی 🌸 نازنین زهرا عابدی🌸 سلام ابوالفضل امانی🌸 محدثه نریمانی عماد احمدی🌸 علی احمدی🌸 محمد حسن آبکار 🌸 مریم استکی🌸 صبا صفری🌸 اسما فدائی جواد🌸 نگار جعفری🌸 مبینا گردفروشانی🌸 فاطمه زهرا بیغمیان🌸 سمیه جعفری🌸 فاطمه زهرا احمدی🌸 امیر محمد قاسمی🌸 امیر علی قاسمی🌸 نرگس باقری طادی🌸 امید حجت🌸 علی حجت🌸 مهشید بورونی🌸 محمد سجاد باقری🌸 ساغر یزدانی🌸 عرفانه احمدی🌸 الهام احمدی خواه🌸 هانیه جمالی🌸 سمیه اسداللهی🌸 راضیه بیدرام🌸 محمدعرفان صدارت🌸 مهسا عسگری🌸 مصطفی قلع ریز🌸 👏👏👏👏👏👏👏👏 ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
↻✂️📏✏️••|| . . 🙃🙂 با گوش پاک کن گل بابونه درست کن🌼 ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
ستاره شو7💫
#رمان #نوجوان #فرشته‌هاازکجامی‌آیند #قسمت_نهم 🧖‍♀🧖🧖‍♀🧖 علیرضا ماشین نقره‌ای متالیک آخرین مدل، توی ک
🧖‍♀🧖🧖‍♀🧖 می‌خواستم داد بزنم بگویم همین‌جا بیخ گوشت یک مفلس و درمانده هست. اما می‌دانستم ضایع است. اگر جیک می‌زدم، می‌فهمیدند گوش ایستاده‌ام. محمد گفت: «تو خانه‌های وقفی مسجد دختری است که احتیاج به جهیزیه دارد. شش ماه است که عقد کرده، باباش دربه‌در دنبال وام است.» دختره همان بود که پشتی‌اش درآمده بود. عموحیدر گفت: «خب ببر بده به همان دختره!» باید مثل آدمی که فقط می‌تواند پرواز پرنده‌ای را تماشا کند، ساکت و بی‌صدا می‌نشستم و می‌دیدم پول‌ها دارند می‌پرند، عینهو کبوتری که تو آسمان، اول می‌شود یک نقطه و بعدش هم هیچ چیز. بقیه‌ی حرف‌ها را نمی‌شنیدم، چون دنیا دور سرم می‌چرخید. هزار تا سؤال داشتم که باید یکی به‌شان جواب می‌داد. چرا عموحیدر یاد من نبود؟ خودش نصیحتم می‌کرد که مادرم را به امید خدا ول نکنم و بروم. می‌رفتم بندر، دنبال کار دربه‌در کوچه و خیابان‌ها می‌شدم اما ته‌اش هیچی نبود، آس‌وپاس‌تر از اول. انگار پول، جن بود و من بسم‌اللّه! همیشه آرزو داشتم یک پول قلنبه گیرم بیاید و هیچ‌وقت نیامده بود. خدا پول را داده بود به کسی که نه احتیاج داشت، نه قدرش را می‌دانست. فکر اینکه پول قلنبه‌ای را می‌بردند می‌دادند به کسی که روحش هم خبر ندارد،دیوانه‌ام می‌کرد. داشتم قاتی می‌کردم. دلم می‌خواست داد بزنم و به عموحیدر بگویم: «خیلی بی‌معرفتی!» مطمئن بودم اگر مرا یادش بود، پول را به من می‌داد. من مثل پسرش بودم. خودش هزاربار گفته بود تو جای بچه‌ام هستی... یکهو فکری مثل برق تو کله‌ام جرقه زد. گوش کردم ببینم چه می‌گویند. محمد گفت: «پس من ببرم این پول را بدهم به بابای آن دختره.» عموحیدر گفت: «برو خیر ببینی!» دویدم پشت در. صدای بازوبسته شدن در خانه‌ی عموحیدر را شنیدم. کمی صبر کردم؛ به اندازه‌ای که محمد، صد قدم رفته باشد. بعد بیرون رفتم و در را پشت‌سرم بستم و دورادور دنبالش کردم. گذاشتم حسابی از خانه دور بشود. می‌دانستم کدام مسجد می‌رود. خانه‌های وقفی مسجد، اتاق‌هایی بودند کنار هم در یک راهروی بلند و باریک. جایی برای خانواده‌های مستحق و بی‌بضاعتی که نمی‌توانستند کرایه بدهند. من هم مستحق بودم. من هم هشتم گرو نُه‌ام بود. نزدیک مسجد، دنبالش دویدم و نفس‌نفس‌زنان بهش رسیدم. گفتم: «عموحیدر گفت پول را بده. یکی مستحق‌تر پیدا شده!» ادامه دارد.... ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام ستاره ها صبحتون بخیر ✨ همه شنیدیم و دیدیم که روز سالگرد حاج قاسم دوستای کودک و نوجوان زیادی پر کشیدند و شهید شدند.. این شعر زیبا تقدیم همشون 🌸 خون کودکی کوچک روی جاده پاشیده بادِ هرز و طوفانی غنچه غنچه گل چیده... جاده‌ها پر از لاله لاله‌ها پر از شبنم ابر اشک می‌بارد روی شاخه‌ها نم‌نم گرچه چشمِ ما امروز خیس و سردِ باران است باغ ما پس از این دی شاد از بهاران است شاعر: معصومه‌ مرادی ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
من هم میتوانم رزق شهادت داشته باشم اگر...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
↻✂️📏✏️••|| . . 🙃🙂 ماشین بکشیم 👌👌🙏 ᘜ⋆⃟݊🍁🪸🪺🌻•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂