eitaa logo
ستاره شو7💫
755 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2هزار ویدیو
51 فایل
یه ستاره💫 کاشتم واسه تو روشن و زیبا یه ستاره تو دلم💖 جا گذاشتم رنگ فردا... ارتباط با موسسه هفت آسمان @haftaaseman ارتباط با ادمین: @admin7aaseman ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
⊰᯽⊱─❁❊﷽❊❁─┈⊰᯽⊱ 📚 ⁉️آیا سجده بر روی مهر شکسته اشکال داره؟ 🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀 🔹پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله: مَثَل نماز، مثل ستون چادر است؛ اگر ستون محکم و برقرار باشد، طناب‌ها و میخ‌ها و پرده‌ها مفید خواهند بود؛ ولی اگر ستون چادر بشکند، دیگر طناب‌ها و میخ‌ها سودی ندارند. 📚كنزالعمال، ح 20575 °•🌸🌿🌸• °•🌿🌸🌿•° ☘🌺 @setaresho7 ☘🌺 •✾💫 اینجا ستاره شو 💫✾• ⊰᯽⊱┈──❁❊❁──┈⊰᯽⊱
⊰᯽⊱─❁❊﷽❊❁─┈⊰᯽⊱ حیدر شده ای ، در بزنم ، باز کنی در هربار زدم در ، در آن لحظه‌ی آخر ... با دست خودت باز نمودی گره ام را قربان مرامت بشوم ، حضرت بابا از روز ازل تا به ابد شکرگزارم... من غیر علی با احدی کار ندارم شاعر شده ام ، تا بخری یک غزلم را امّـید به یک گوشه نگاهِ تو ام آقا ... ﴿ع﴾ °•🌸🍃🌸• °•🍃🌸🍃•° ☘🌺@setaresho7☘🌺 •✾💫اینجا ستاره شو💫✾• ⊰᯽⊱┈──❁❊❁──┈⊰᯽⊱
⊰᯽⊱──❁╌❊﷽❊-❁─┈⊰᯽⊱ 🎨 قایق⛵️ ☘🌺 @setaresho7 ☘🌺 •✾💫 اینجا ستاره شو 💫✾• ⊰᯽⊱┈──❁╌❊╌❁──┈⊰᯽⊱
⊰᯽⊱───❁❊﷽❊❁───┈⊰᯽⊱ ‌روز2⃣2⃣ام چالش تلاوت قرآن📖🌼🦋 🍀🌸🍀🌸🍀 فی وَصیَّةِالنَّبیِّ لِعَلٍّی عَلَیهِما وَ آلِهِمَا السَّلام : وَ عَلَیکَ بِتِلاوَةِالقُرآنِ عَلی کُلِّ حالٍ . از وصایای پیامبراکرم(ص) به حضرت علی (ع) این است که : « یا علی! برتو باد که در همه حال قرآن تلاوت کنی.           اصول کافی 7/79 °•🌸🍃🌸• °•🍃🌸🍃•° ☘🌺 @setaresho7 ☘🌺 •✾💫اینجا ستاره شو 💫✾• ⊰᯽⊱┈───❁❊❁────┈⊰᯽⊱
Mohsen Chavoshi @RozMusic.comMohsen Chavoshi - Ali.mp3
زمان: حجم: 11M
⊰᯽⊱─❁❊﷽❊❁─⊰᯽⊱ 🤍🌱 💠علی﴿ع﴾💛🌿 °•🌸🍃🌸• °•🍃🌸🍃•° 🎙محسن چاووشی 💐🎇🎆 🌸🍃 🌺@setaresho7🌺 •✾💫اینجا ستاره شو💫✾• ⊰᯽⊱──❁❊❁──⊰᯽⊱
⊰᯽⊱─❁╌╌❊﷽❊╌╌❁─┈⊰᯽⊱ 🔻 📙❅⃟💠⃟❅⃟⃟⃟💠❅⃟💠⃟❅💠⃟❅ 🔶خاکریز اسارت 💢قسمت نهم: سه شبانه روز در میان آتش در فواصل نامنظم از هوش می رفتم و چند لحظه بعد با صدای انفجاری مهیب و پاشیده شدن گِل و لای روی صورتم دوباره بهوش میومدم و تلاش و حرکتم رو برای رهایی از مهلکه و رسیدن به خاکریزِ خودی ادامه می دادم. در ساعت اول هر حرکت جزئی من تو دید مستقیم دشمن بود و توفانی از تیر و آرپی چی به سمتم روانه می شد و عجیب این بود که در این فاصله کوتاه چطور آبکش نشدم . شاید توسل به معصومین علیهم السلام و تنه نخلای افتاده بر زمین و در یه کلمه مشیت الهی بر زنده موندنم بود. حالا از همه ی مسائل که بگذریم ، تعجب من اینه که مگه نمی دونستن من روحانی گُردانم ، چطور جرات می کردن بسمت روحانیت شلیک کنن؟! بقول سریالای کره ای میخاستم بگم چطور جرات می کنید در مقابل روحانیت بایستید؟ 😄 صدای توپ و خمپاره ها اجازه نمی داد صِدام بهشون برسه ! بشین بابا سرِ جات، بپا نیان سرتو بکنن ، ببرن پشت خاکریز باهاش فوتبال بکنن ! از بین مجروحین تنها کسی بودم که زخم کمتری داشتم و تونسته بودم مقداری خودمو دور کنم. گاهی نگاهی به پشت سر می کردم ببینم از اونا کسی تونسته خودشو بکشونه سمت ایران یا نه ، ولی متاسفانه خبری نبود. قدم به قدم و لاک پشت وار از دشمن دور می شدم و امیدوار بودم با ادامه این روند ، اگه خدا یاری کنه بتونم همون شب خودمو به خط برسونم. نیزارای کوتاه هم گاهی به مددم میومدند و لحظاتی توی اونا قایم میشدم و نفسی چاق می کردم. حالا دیگه از حجم مُنورا کاسته شده بود و شاید صد متری فاصله گرفته بودم و در دید مستقیم نبودم. البته شب اینجوری بود ، قضیه روز فرق میکرد. لحظات و ساعات به سختی و کندی سپری می شد و سستی بدن، سرما ؛ خونریزی و عطش مثل سپاه ابرهه از هر سو به سَمتم هجوم اورده بودن. بادگیرِ تنم تکه تکه شده و هر چن متر تکه ای از اون جدا میشد و پشت سرم جا میموند. با پاره شدن بادگیر سرما تا مغز استخونم نفوذ میکرد و مانع میشد که بتونم حرکت ثمربخشی انجام بدم. تلاش و جون کندنم برای برگشت با بی هوشیای پی در پی خنثی میشد. بدنم سنگین شده بود و نای حرکت نداشتم. من بودم و یه دنیا تنهایی و بی کسی. بعد از ساعتا تلاش، کم کم سپیده صبح پیدا شد. با زحمت و بدون وضو و درازکش و در حالیکه صورتم روی شوره زار نمناک منطقه بود ، نماز صبحمو خوندم. نگاهی به اطراف کردم. جز نخلای سوخته ؛ جنازه های متلاشی شده؛ سیم خاردار و ترکشای فراوون که هر جا ریخته بودند و نیزارای کم پشت، چیزی دیده نمیشد. خبری از آدمیزادِ زنده نبود. تا چشم کار میکرد و گوش میشنید جنگفزارای بیجانی بودند که غرش کنان در پی بیجان کردن انسان بودند و بس. ادامه دارد ⏪ ☘🌺 @setaresho7 ☘🌺 •✾💫 اینجا ستاره شو 💫✾• ⊰᯽⊱┈──❁╌╌❊╌╌❁──┈⊰᯽⊱