امروز [۰۸,۲۰] وسط کلاسا پیچیدیم رفتیم گلزار شهدا ، انقددد چسبید این ویزماخ و یهویی رفتن و برگشتن ، انقد چسبید که فقط خود شهدا میدونن 🎀.
سیدخانوم🇵🇸'!
امروز [۰۸,۲۰] وسط کلاسا پیچیدیم رفتیم گلزار شهدا ، انقددد چسبید این ویزماخ و یهویی رفتن و برگشتن ، ا
رفتیم بالا سر مزار شهدا براشون حرفهای خنده دار میزدیم خودمونم میپوکیدیم از خنده ، والا ، کی گفته همش بریم گله کنیم ناله کنیم ؟
سیدخانوم🇵🇸'!
نشسته بودم بالا سر مزار این شهید ، مجبور شدیم پاشیم بریم یه جای دیگه بشینیم ، چون این شهید خیلی حس خاصی بهم میداد ناراحت شدم که باید برم
سیدخانوم🇵🇸'!
داشتم رد میشدم یهو این شهیدو دیدم و دیدم هم مثل شهید قبلی سید هست هم اسم پدراشون یکیه :)
و یَک وایب و حس خوبی داشتن که نگو و نپرس 3>