بعد از پنج هزار سال نوری با دوستم رفتیم استخر و برای اولین بارِ عمرم شیرجه زدم و خیلی باحال بود [ سانسور میکنم که بعد شیرجه موج آب منو بافت بهمُ نمیتونستم دست و پامو تشخیص بدم ]
بعدم رفتیم لوازم تحریر ستاره باران و با دیدن کتابای زبان اصلی با جلد های خیلی گوگولی مگولی میخواستم جیغ بزنم 😭😭😭🎀🎀🎀
سیدخانوم🇵🇸'!
_
کتابا از اینا بودن اکثرا ، ولی جلدشون چرمی بود و خیلی ناززز تر از اینا بود ..