آسِیدْاِبرآهیم؛
- دست او در آسمان دست شهادت را گرفت بال در بال شهادت مزد خدمت را گرفت
آسید میبینی دیگه؟ . .
آسِیدْاِبرآهیم؛
-
تو با اون دست و پا زدنت تو شعله هاي آتش ، کل درختاي ورزقان رو
یه شبه پژمرده کردی
| @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
تو با اون دست و پا زدنت تو شعله هاي آتش ، کل درختاي ورزقان رو یه شبه پژمرده کردی | @seyedebram |
خواهراي عزیزم ..
تابحال چادرتونو کشیدید رو صورتتون ؟
صورتش همونطوري شده بود ...
| @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
تو با اون دست و پا زدنت تو شعله هاي آتش ، کل درختاي ورزقان رو یه شبه پژمرده کردی | @seyedebram |
اما ابراهیم در همان ابتدا به آغوش ارباب رفت؛ مگر میشود ابراهیم در آتش بسوزد؟!
آسِیدْاِبرآهیم؛
-
-کار از کار گذشت؛
زینب از میون اسب ها گذشت. . .
عمه جانم هنوز این قصه سر دراز دارد:)
| @seyedebram |
هدایت شده از جوانههایِ انقلاب.