eitaa logo
•| شهید محمد حسین حدادیان |•
799 دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
5.3هزار ویدیو
124 فایل
♦️شهیدمحمدحسین‌حــدادیان 🌹ولـــادت۲۳دی‌مـــــاه‌۱۳۷۴ 🌿شــهادت‌۱اسفـــندماه۱۳۹۶ 🌹ٺوســط‌دراویــش‌داعشی خادم: @sh_hadadian133 خادم تبادل: @falx111 کپی حلال برای ظهور آقا خیلی دعا کنید !❤️
مشاهده در ایتا
دانلود
✍ بمبِ قهرِ خدا ⛔️همینطوری که دارید میکنید مراقب باشید که یه وقت خدا باهاتون نکنه❌😱 👈 خدا، خیلی وحشتناکه.... از هر بُمبى نابود كننده‌تره 💥 به خاطر اینکه؛ ↶ 💣 اگر بمباران بشه، ممکنه بعضیا فرصت فرار پيدا كنند،🏃‍♂ بعدشم نجات پیدا کنند.😇 ⚠️ولی اگر و خدا برسه، خدا یه جوری قلع و قمع میكنه كه انگار اصلا كسى اونجا نبود❗️😱 👇👇👇 🕋 كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ(هود/۹۵) ✨(آنچنان نابود شدند) که گويى هرگز در آن منطقه ساكن نبودند. ☆••●♡••🌸💝••♡●••☆ @sh_hadadian74 ☆••●♡••🌸💝••♡●••☆
﷽ وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي ...🍃 و من تو را برای خودم ساختم (و پرورش دادم)!💕 سوره طه/آیه41/جزء16🍃 خدای خوبم♥️ جهان را برای من آفریدی و من را برای خودت، دوست داشتن ازاین واضح تر؟!🍃 ☆••●♡••🌸💝••♡●••☆ @sh_hadadian74 ☆••●♡••🌸💝••♡●••☆
•| شهید محمد حسین حدادیان |•
🕊قسمتی کوتاه از مصاحبه با مادر شهید حدادیان 🌱 سوال : اکنون که روبه‌روی‌تان نشسته‌ام یک سال از شهادت پسرتان گذشته است و بالطبع خیلی وسیع و واقع‌بینانه‌تر می‌توانید به گذشته نگاه کنید. در نخستین سؤال از اصول تربیتی که شما در طول رشد و بزرگ شدن محمدحسین رعایت کردید برای‌مان بگویید؟ 🦋 پاسخ : هر مادری فرزندش را طبق سلایق ، عقاید و اندیشه خودش تربیت می‌کند. ما به‌حمدالله از ابتدا هم خانواده‌ای معتقد بودیم. از همان ابتدا که بچه‌ها خواندن و نوشتن بلد نبودند، برای آن‌ها قصه‌های زندگی انبیا را تعریف می‌کردم. بزرگ‌تر هم که شدند کتاب‌ها و بازی‌ها و دوست‌های‌شان زیر نظر من و پدرشان بود. در خانه ما این‌طور نبود که هر بچه‌ای هر کاری دلش می‌خواست انجام دهد؛ از همان ابتدا را برای خانه گذاشته بودیم.   🌱 سوال : حتماً شنیده‌اید که بسیاری از خانواده‌ها می‌گویند فلان بچه‌ام با بقیه بچه‌هایم فرق دارد یا از ابتدا هم مدل دیگری بود. می‌خواهم بپرسم که آیا محمدحسین واقعاً با دیگر بچه‌های‌تان فرق داشت؟   🦋 پاسخ : محمدحسین واقعاً فرق داشت. او بچه کاملاً منظم و صبوری بود. ما حالا که فیلم‌های بچگی محمدحسین را بازبینی می‌کنیم متوجه نظم و انظباط او می‌شویم. نظم از بارزترین خصوصیات او بود. 🌱 سوال : در مصاحبه‌های قبلی از رابطه نزدیک‌تان با محمدحسین گفته‌اید؛ از   رفاقت‌تان با محمدحسین بگویید ؟ 🦋 پاسخ : من سه تا بچه داشتم و محمدحسین واقعاً با آن‌ها فرق داشت. همین فرق هم باعث شد که من و محمدحسین رابطه متفاوت‌تری با یکدیگر داشته باشیم. در واقع رابطه‌ای که من و محمدحسین با هم داشتیم با دو فرزند دیگرم نداشتم. محمدحسین مسائلی که برایش اهمیت داشت با من در میان می‌گذاشت. او از دغدغه‌ها و اعتقاداتش با من می‌گفت و من به اصطلاح امروزی‌ها دم به دم‌اش می‌دادم. رازهایش فقط با من بود و این نوع رابطه را با دو فرزند دیگرم نداشتم. ادامه دارد ....
🌱(نشانه) ايمان، اين است كه راستگويى را هر چند به زيان تو باشد بر دروغگويى، گرچه به سود تو باشد، ترجيح دهى. «نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 556 ، حكمت 458» ☆••●♡••🌸💝••♡●••☆ @sh_hadadian74 ☆••●♡••🌸💝••♡●••☆
3.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥اذان زیبای پسر نوجوان در متروی تهران ☆••●♡••🌸💝••♡●••☆ @sh_hadadian74 ☆••●♡••🌸💝••♡●••☆
•| شهید محمد حسین حدادیان |•
🕊 قسمت پایانی مصاحبه با مادر شهید حدادیان 🌱 سوال : محمدحسین روز مادر برای‌تان چه کاری انجام می‌داد؟ 🦋 پاسخ : بچه‌هایم معمولاً هرسال در روز مادر پول‌های‌شان را روی هم می‌گذاشتند و هدیه‌ای برای من خریداری می‌کردند. محمدحسین با من رفیق بود. مرا در آغوش می‌کشید و از من می‌خواست که او را ببوسم. هنوز شیطنت‌هایش در جای‌جای این خانه جلوی چشمانم هست. انگار که خودش می‌دانست که خیلی ماندنی نیست و همه شصت هفتاد سال عمر یک زندگی عادی را در 23سال فشرده کرد و همه کاری برای من انجام داد.   🌱 سوال : از آخرین باری که محمدحسین را دیدید برای‌مان بگویید. 🦋 پاسخ : محمدحسین شب حادثه پیش من بود. به من گفت: مامان پاسداران شلوغ شده و تیراندازی است. من گفتم: شما نرو پاسداران! مسوولان باید رسیدگی کنند. چندبار تأکید کردم محمد پاسداران نری. محمدحسین هیچی نگفت. گفت می‌روم هیأت. جلوی در ایستاده بود و دستش روی دستگیره در بود. برای بار آخر به او گفتم پاسداران تیراندازی است. آن سمت‌ها نری. در همان حالت دستش را به نشانه احترام روی سینه‌اش گذاشت و رفت.  این آخرین تصویر من از محمدحسین است. بعد از شهادت او بارها به من گفتند که برای تدفین به معراج شهدا بروم. اما من چون شنیده بودم که او را خیلی سخت به شهادت رسانده‌اند؛ دل دوباره دیدنش را نداشتم و در خانه ماندم. اما در آخر با اصرار پدرش به معراج رفتم. ☆پایان مصاحبه☆
``امضامیشودامشب...`` ☆••●♡••🖤🕊••♡●••☆ @sh_hadadian74 ☆••●♡••🖤🕊••♡●••☆