شنیدی میگن ما از قبل مشخص کردیم که کجا، چه زمانی و در چه خانوادهای به دنیا بیایم؟ جالبه بدونی هنوز هم مشخص میکنیم که تو زندگی آخرت کجا باشیم!
پست بعدی رو بخون >>>
زمان مغتنمِ مادرانه 🌱
بالاخره چشمهایش را پس از بالا و پایین شدنهای بسیار برهم میگذارد. اذان مغرب را میشنوم؛ ماه رجب است؛ ماهی که فرصتیست برای غنیمت شمردن، برای بندهی بهتری شدن، برای بیشتر به چشم خالق آمدن. کتاب را میگشایم، لحظات خواب پسرم فرصتِ کوتاه من است، برای رسیدن به اموری که روحیهبخش مناند و در بیداریاش نمیتوانم انجامشان دهم. فکر میکنم روزهای دنیا هم اینگونهاند؛ محدود و مغتنم برای ساختنِ لحظات بعد -یعنی آخرت-. مختاری این زمان را در اکسپلور اینستا بگذرانی و هنگام بیدار شدن پسرک خستهتر باشی. یا میتوانی استراحت کنی و وقت بیدار شدنش فقط خسته نباشی. و یا میتوانی کتاب بخوانی، قرآن بخوانی، پژوهش کنی و وقت بیدار شدنش پر بار باشی! «الرَّحيلُ وَشِيكٌ.»؛ سفر چه نزديك است. کار دنیایِ امروز من مقدمهایست برای روزهای بعدتر و بعدتر. برای آن سفری که به کوتاهیِ دنیا تا آخرت رقم میخورد. همانجا که رهبر فرمود: «همه چیز آنجاست، سرنوشت آنجاست؛ اینجا مقدمهاست.»
#نوشتم | ۱ دی ۱۴۰۴
گلدوزی شآلی 🌷
در حال آماده سازی دیوارکوب خاطره 🌱 @shaaliart | گلدوزی شالی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شخصی به امام هادی علیهالسلام از شهری دور نامه نوشت و پرسید: "مولای من؛ من از شما دور هستم و امکان دیدار مستقیم با شما را ندارم و گاهی که حاجات و مشکلاتی دارم چه کنم؟"
حضرت در جواب او نوشتند:
«إِنْ كَانَتْ لَکَ حَاجَةٌ فَحَرِّک شَفَتَيْک»
هر گاه به ما نیاز داشتی، لبت را حرکت بده و سخنت را بگو. ما از شما دور نيستيم.
-بحارالانوار ج۵۳ ، ص۳۰۶
گلدوزی شآلی 🌷
زمان مغتنمِ مادرانه 🌱 بالاخره چشمهایش را پس از بالا و پایین شدنهای بسیار برهم میگذارد. اذان مغرب
نوایی که سالن حوضخون را پر میکرد >>>
• یادداشتم راجع به #کتاب حوض خون 🫀
لحظاتی که کنار حوض خون میگذرند قابل تحمل نیست، چه برسد به اینکه همزمان عزیزت نیز مقابل گلوله دشمن باشد. کتاب "حوض خون" روایت زنهایی ست که در بحبوحه جنگ ۸ ساله، در رختشوی خانه اندیمشک لباس و پتوهای جنگی را میشستند درحالیکه همسر، فرزند و برادرشان در جبهه میجنگید. تصور کنید، چه در دل این زنان میگذرد؟ چه دغدغههایی دارند؟ کتاب لحظات زنانهی حیرت انگیزی را به تصویر میکشد، زنانی که امروزشان شبیه دیروز نبود.
- چه اسم شایستهای برای کتاب انتخاب کردند و چقدر زیبا روایتشان کردند.
- در برابرشان احساس کم کاری میکنم احساسِ هیچّی. چه اندیشه مقدسی دارند. بعضی بیسواد و فقیرند اما دلشان مُضیف خدا و شهداست.
- از سختی آمدنِ خانمها به رختشوی خانه نوشته بود. با خود میگویم روز قیامت لازم نیست اعمالم را با اهل بیت (ع) بسنجند، همین خانمهای رختشوی خانه برای رو سیاهیم کافیاند.
[ امیدوارم این کتاب رو همهی ایرانیان بخونن 🌹 ]
شب رغبتها 🌙🌧
از خدا بخواهید، رغبتهایِ
یک سال شما را هدایت کند.
-آیتالله جوادی آملی