eitaa logo
دانلود
ذهن از کجا می‌فهمه که می‌فهمه؟
باید یه جایی باشه که اطلاعات رو بگیره، از خودش نمی‌تونه چیزی بگه.
توی یه اتاق گیر افتادی و تاحالا درموردش هیچی نشنیدی، توی اون اتاق یه پنجره هست ذهن بهت می‌گه که می‌تونی از پنجره فرار کنی. درحالی که اولین بارشه. این‌هارو از کجا می‌فهمه؟
شب‌گرد
ذهن از کجا می‌فهمه که می‌فهمه؟
این فکر توی فروردین، اردبیهشت توی سرم اومد و جوابی نتونستم پیدا کنم. اما چند روز پیش، با یکی از حرف‌های تسلا رو به رو شدم که می‌گفت: مغز من فقط یک گیرنده است، در جهان هسته‌ای وجود دارد که ما از آن دانش و قدرت را الهام می‌گیریم. من به اسرار این هسته نفوذ نکرده‌ام، اما می‌دانم که وجود دارد.
شب‌گرد
این فکر توی فروردین، اردبیهشت توی سرم اومد و جوابی نتونستم پیدا کنم. اما چند روز پیش، با یکی از حرف‌
نمی‌دونم اثبات شده یا نه، اما من خیلی باهاشون موافق‌ام و مطمئن‌ام یه همچین چیزی وجود داره. که هرچقدر توانایی و بینش اون فرد قوی‌تر باشه، بیشتر می‌تونه اطلاعات رو بگیره. فکر کردن هم یعنی به این اطلاعات بی‌نظم، نظم بدی.
اثبات کردن سخته، برای همینه که چیزهای عالی هم زود فراموش می‌شن، چون برای هر دلیل باید کلی دلیل بیاری و وقتی نتونی بیاری دیگه بی‌خیال می‌شی. شاید بحث نه اثبات، بلکه باور کردن باشه. دلایل تا یه جایی کار رو اوکی می‌کنن، بعد اون میوفتی روی دور باطل.
هر عقیده دگرگون می‌شه جاش یه عقیده دیگه میاد؛ کامل‌تر می‌شه. اما اگه به یه عقیده کامل دست یافتی، و نتونستی ازش محافظت کنی، تو از هیچ‌چیز نمی‌تونی محافظت کنی.
پرایوت چقدر باحاله، خیلی دلم تنگ شده بود یه‌جایی مثل خطاب‌گر داشته باشم و از افکارم بگم. با تشکر از نازنین بانو، که سبب شدن پرایوت بزنم.
اون‌قدری ارزشمند هستی که واژه‌ها خرج تو بشن؟
کسی زندگی را می‌فهمد، که هرگز زندگی نکرده باشد. _شبگرد
می‌دونید هر فصلی واقعاً زیباست، اما پاییز انگار یه بخش جدا شده از اون فصل هست، که هر تیکه‌ای از فصل‌های دیگه رو همراهش داره. و شاید همینه که یکم خاص‌ش می‌کنه. گرچه که من تا ابد، عاشق زمستون می‌مونم.
و به نظرم، اکثر آغازها، نه از بهار، بلکه از پائیز شروع می‌شن و زمستون به مقصد می‌رسن.