ای خطّهی ایرانِ مهین، ای وطنِ من
ای گشته به مهرِ تو عجین جان و تن ِمن
دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغِ گل و لاله و سرو و سمنِ من
تا هست کنار تو پر از لشکرِ دشمن
هرگز نشود خالی از دلْ محنِ من
دردا و دریغا که چنان گشتی بیبرگ
کز بافتهی خویش نداری کفنِ من
بسیار سخن گفتم در تعزیتِ تو
آوخ که نگریاند کس را سخنِ من
وانگاه نیوشند سخنهایِ مرا خلق
کز خونِ من آغشته شود پیرهنِ من
و امروز همیگویم با محنتِ بسیار
دردا و دریغا وطنِ من، وطنِ من
*ملکالشعرا بهار
هدایت شده از پناهگاهکاغـذی :>
778.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی آثار صادق هدایت، کافکا، داستایفسکی، عباس معروفی، نیچه و آلبرکامو رو پشت سر هم میخونم:
ִ┆ @papershelter 💆🏻♀📚 ┆
هدایت شده از پناهگاهکاغـذی :>
875.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جواب صادقانه من بریممم🤣📘
ִ┆ @papershelter 💆🏻♀📚 ┆
دُر.
"اولین کتاب 1405" کیمیاگر حقیقتا این کتاب رو چند روز پیش تموم کردم و از برکتِ خرابی گوشیم الان یا
" دومین کتاب 1405" تنگنا
پیش از همه چیز باید نکاتی که در هنگام خوندن کتاب تو ذهنم بود رو بیان کنم. قدرت نوشتن، متون، کلمات و جملات، مکتوبات بیش از آن است که در ذهن ما بگنجاید! تمام موارد ذکر شده به انسان فرصت تفکر و اندیشهء بی حب و بغض و تعصب را میدهد. زمانی که کسی در کنار شما موضوعی رو مطرح کنه ممکن است بیفکر لب به سخن بگشایید و در نهایت اتفاقی خیلی رایج هست میافته، یعنی همون " نشخوار های فکری و پشیمانی که چرا فلان حرف را زدم و بهمان حرف را نزده ام!"
اگر آنتون، شخصیت اصلی و قاتل داستان به قصد گفتن مو به موی همین حرف ها کنار من مینشست و من قاضی بودم (عه؟) شاید من اصلا مجال به انتها رسوندن حرف هاش رو بهش نمیدادم و سریعا بابت ارتکاب جرمش اون رو به اشد مجازات با اعمال شاقه محکوم میکردم اما این سفر به درون ذهن اون باعث شد گاهی با خودم بگم "نکنه حق با اونه؟" ولی خب در نهایت هیچ چیز سنگینی جرمِ قتل رو نمیشوره!
این کتابِ کوتاه من رو یاد آثار ژان تولی عزیزم میندازه با "دارک بودن و مریض گونه بودنش" و همچنین یاد مرگ ایوان ایلیچ افتادم که نمیخواست خطای خودش و مرگ رو بپذیره و شبیه به انیمهء دفترچه مرگ بود از اون جهت که شخصیت اصلی خودش رو " خدای جهانی نو" میدونست!
چقدر آنتون شبیه به آدمک روی طرح جلد کتاب بود.
من این کتاب رو یکی دو روز پیش خریدم (با عیدی هام،هاها)و فکر میکنم همون شب شروعش کردم تا به خود الان
آها آها چیزی که یادم رفت بگم توی این کتاب افکارِ مرد سالاری گونه و زن پایین تر از مرد هست و اینا بود که دلم میخواست چو کنم دِ ... و یه جورایی زنان و دیوانگان رو در یک جایگاه میدید.
بعد اینکه داستان به صورتِ یادداشت هایی که توسط قاتل نوشته میشده روایت شد و دلم خواست بیشتر برم سراغ کتابایی که نامه گونه ان
هدایت شده از پناهگاهکاغـذی :>
290.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی پسرای کتابخونمونننن.... ⭐️🙏🏻
ִ┆ @papershelter 💆🏻♀📚 ┆