هدایت شده از موسسه مصاف
637K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 روایت نازنینزهرا، از روز تلخ حمله به مدرسه میناب
🔸 نازنین زهرا با بقیه بچهها جلوی در کلاس ایستاده بودند وقتی موشک به مدرسه میخوره، دیگه هیچی یادش نمیاد تا اونجا که میگه:
🔹 "نزدیک راه پلهها بودم و میام به سمت پایین، زمانی که اومدم پایین دست قطع شده میدیدم، یا پای یکی قطع شده بود و کم کم داشت ساختمان ریزش میکرد
🔹 تا زمانی که کلا آمدم بیرون احساس کردم چیزی از بالای پلکم داره میاد، متوجه شدم خونی شده و اصلا نمیدونستم چه اتفاقی برام افتاده
🔹فقط یادمه معلممون خانم سلگیزاده جلو درب کلاس بود و برای همیشه، یک دقیقه همه چیز یکدفعه ناپدید شد."
🔺 حجم بالای ترکش هایی که از بالای چشم نازنین زهرا خارج شد را در تصویر اول ببینید
✅ آخرین اخبار و تحلیلهای میدانی جنگ را در مصاف دنبال کنید
🆔 @Masaf
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
اسکورپیو ، یه نظم و قانونی به این زندگیت بده ، چخبره بابا عه.
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
اسکورپیو ، خودتو از گذشته جدا کن. اون دیگه بخشی از تو نیست.