سخت، در انديشهٔ اين بی بهاری مانده ام
باغبان در پيش و من در شرمساری مانده ام
شادی ام با ديگران است و غمم سهم خودم
باغ انگورم كه در دردِ خماری مانده ام
من همان زخمم كه بر جان درختان كهن
از ملاقات تبرها يادگاری مانده ام
نوشدارویی نمیبینم دوای درد خويش
همچنان در دشت با صد زخم كاری مانده ام
میشمارم بخت های نامراد خويش را
مثل بيداران به كارِشب شماری مانده ام
بر نمیخيزند مردانی كه بر میخاستند
جادۀ فتحم به درد بی غباری مانده ام
گرچه از اسب اوفتادم، پيش چشم دوستان
همچنان بر اصل خود با استواری مانده ام
- حسین جنتی
در تمام مراحل زندگیم حوصله ام سر رفته.
خونه باشم حوصله ام سر میره
برم خونه مامان بزرگم حوصله ام سر میره
برم بازار حوصله ام سر میره
مدرسه حوصله ام سر میره 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭