دُر.
-
گر شوم ديوانه ات؛ ديوانهٔ من ميشوي؟
جان فدايت ميكنم جانانهٔ من ميشوي؟
روبرويت مينشينم تا كنم عاشق تو را
گر كنم افسون تو را افسانهٔ من ميشوي؟
در دل تاريك شب شمع تو ميگردد دلم
خود بگو سوزد پرم پروانهٔ من ميشوي؟
چشمهٔ پاك نگاهت پر كند پيمانه ام
ميشوم در باده"مي" ميخانهٔ من ميشوي؟
هر كجا شادي ببينم جاي تو خالي كنم
شادي اين خانه و كاشانهٔ من ميشوي؟
تا نگاهم ميكني مست و خرابت ميشوم!
گر شوم ويران تو ويرانهٔ من ميشوي؟
خود شگفت از اين كه دل ديوانهٔ چشم تو شد
من شدم ديوانه ات ديوانهٔ من ميشوي؟!
طاهرقریشی.باغ سیب _ طاهر قریشی.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
باغِ سیب، باغِ انار، شکوفه بارونه بهار، عطرِ گل، عطر چمن!
چشمامو ساعت 11 صبح باز کردم و دیدم صدا بارون میاد! اول فکر کردم توهم زدم و رفتم تو حیاط دیدم واقعا بارونه...