انسان چنین است، آقای عزیز، دو چهره دارد: نمیتواند بیآنکه به خود عشق بورزد دیگری را دوست بدارد.
- سقوط | آلبر کامو
بهرام پاییز.bahram.paeiz-derakhte.sabze.mohkam(320).mp3
زمان:
حجم:
8.4M
لبای غنچه میخنده🌝.
احوالِ دلت پریشان است؟
برایت چایِ زعفران در قوری گل گلی دم میکنم. همان قوریای که روزی در گیر و دار آن روز های تیره برایم از اصفهان آوردی ! کیک شکلاتی اش را با هم میپزیم! همان کیکی که هر دفعه پس از چشیدن طعمش چشمان به رنگ قهوهایات میدرخشند و چال گونه ات رخ میگشاید یا شاید هم فرو میرود، یا هرکاری که چال گونه ها انجام میدهند! سفره را من میچینم. همان سفرهٔ حریری که بیبی به رویش قلب های کوچکِ سرخ گلدوزی کرده است! گل های لالهٔ صورتی را تو از باغِ خانه بیاور! همان باغی که برای سبز ماندنش دقیقا یک سال و سه ماه و بیست و سه روز به تکاپویم!
آیا هنوز هم افکارت مشوش است نبات روز های تلخم؟
[ - 𝒎𝒊𝒔𝒔 𝒑𝒂𝒓𝒊 𝒇𝒂𝒓 ]
دُر.
احوالِ دلت پریشان است؟ برایت چایِ زعفران در قوری گل گلی دم میکنم. همان قوریای که روزی در گیر و دار
یه گلی خانومی داخل نوشتن این متن خیلی کمکم کرد. حتما عضو کانال هاش بشید🤍🌝
@deheshtnak | @boof_e_koor
هدایت شده از دفترچه یادداشت؛
میتونم اونی که میگه: ادبیات خیلی مزخرفه و چرته،
رو به بدترین روشهای ممکن شکنجه و به قتل برسونم.
هدایت شده از دفترچه یادداشت؛
کاش روزی که بیام بگم«بالاخره امتحانا تموم شد» زودتر فرا برسه.
دُر.
وقتی میخوام زبان بخونم، یه نقطه سفید روی برگهٔ تمرین باقی نمیزارم.
دلیلش هم اینه که حوصله ندارم برم برگه بیارم دوباره🤡