بیتاب و بی رمغام. گویی ماهیِ کوچک عید در تیر ماه درحال جان دادنام! مانند برگ های پژمرده و خشک شدهٔ گلِ ناز در گرمایِ تابستان که دیگر شکوفا نمیشود! مانند گربهای تنبل در پارک در انتظار رهگذری تا به او غذایی بدهد. مانند حسن کچلِ داستان های مادرم! حس و حال هیچکاری در من نیست.. کسی چه میداند، شاید مرگِ روح همیناست!
[ شادیِ سبز ]