دُر.
- @shadi950 آسودگی - در زندگیاش قامت بلند صبر را میدیدی گویی که زمان اهمیتی نداشت او تنها میخواست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صدا کن مرا، صدای تو خوب است!
صدای تو سبزینهٔ آن گیاهِ عجیبی است که در انتهایِ صمیمیتِ حزن میروید.
- سهراب سپهری
هدایت شده از انـدوهپَرست.
ابری نیست، بادی نیست،
مینشینم لبِ حوض.
گردشِ ماهیها، روشنی، من، گل، آب.
پاکیِ خوشهی زیست.
مادرم ریحان میچیند، نان و ریحان و پنیر، آسمانی بی ابر، اطلسیهایی تر.
رستگاری نزدیک، لای گلهای حیاط.
نور در کاسهی مس چه نوازشها میریزد،
نردبان از سرِ دیوارِ بلند، صبح را روی زمین می آرد.
پشت لبخندی پنهان هر چیز
روزنی دارد دیوارِ زمان، که از آن، چهرهی من پیداست.
چیزهایی هست که نمیدانم
می دانم، سبزه ای را بکنم خواهم مُـرد
می روم بالا تا اوج، من پر از بال و پرم،
راه می بینم در ظلمت، من پر از فانوسم.
من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت.
پرم از راه، از پل، از رود، از موج.
پرم از سایه ی برگی در آب، چه درونم تنهاست .
-| برای شادی، روشنی، من، گُل، آب |
دُر.
ابری نیست، بادی نیست، مینشینم لبِ حوض. گردشِ ماهیها، روشنی، من، گل، آب. پاکیِ خوشهی زیست. مادرم ر
انقدر که این تقدیمی قشنگه>>>> 😭🪴💘