تو این دور و زمونه ای که برادر به برادر رحم نمیکنه، تو شهر سقز یه صاحبخونهی بامرام وقتی که مستاجرش چند ماه پیش اومد تو خونش نشست ۳۰۰ میلیون ازش رهن گرفت و با همه ی پولش طلا خرید چند روز پیش وقتی مستاجرش میخواست خونه رو خالی کنه با افزایش قیمت طلا پول صاحبخونه شده بود ۹۰۰ میلیون و این پولو بصورت کامل به مستاجرش داد و گفت برو باهاش خونه بخر
بعضی وقتها وضع طوری است که انسان مجاز است که پلهای پشت سر خود را خراب کند و دیگر به خانه باز نیاید.
فئودور داستایفسکی | ابله