دُر.
امروز دبیر تفکر مون حرف قشنگی زد: حتی به بهترینِ بهترین دوستاتون هم راز ها یا اسرار دلتون رو نگین..
امروز مدام این جمله توی ذهنم میپیچید. میگفت حتی غیبت هم اگه میخواید کنید که کار بدیه، پیش کسی کنید که ازش مطمئن اید پس فردا نره بگه.
و حالا امروز دختره بابت چیزی که اصلا نگفته بود دعواش شد
دُر.
نمیشه امتحان کشوری رو لغو کنن؟ لطفا، لطفا، لطفا!! ما هنوز کارنامه نوبت اول نگرفتیم
جدی اگه فقط یه درس و فایده داشته باشن این امتحان کشوری ها اینه که بدونی هیچوقت نباید براشون بخونی. لعنتی ها امتحان میگیرن و بعد بای بای ما رفتیم. اصلا دیگه معلوم نیست اون امتحان چیشد و حتی من معتقدم بررسی و چک هم نمیشن
هدایت شده از خیآلِخوش.
خاک، لای پلکهایم لانه کرده.
دختری میگوید: «مادر، چشمهایم کور شده.»
مَردی سرفه میکند، انگار ریهاش پر از خاک است.
شیر آب را باز میکنم؛ گِل فرو میریزد.
بوی ماهی مرده هم میدهد.
برق نیست، صدا نیست، نور نیست.
فقط خوزستان غبارآلود است که نفس نمیکشد،
و هیچکس، حتی سرفههایش را نمیشنود!
فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم عطار نیشابوری معروف به عطار نیشابوری در حدود ۵۳۷ هجری قمری (۱۱۴۲ میلادی)، در نیشابور، خراسان بزرگ متولد شد
عطار در خانوادهای مذهبی و داروفروش (عطار) به دنیا آمد. او در جوانی شغل پدر را ادامه داد و داروخانهای داشت و همزمان به طبابت نیز میپرداخت. برخورد با بیماران و افراد دردمند باعث شد که به مسائل روحی و عرفانی توجه پیدا کند و بعدها دنیا را ترک کرده، به سیر و سلوک عرفانی روی آورد.
در بسیاری از منابع گفته شده که عطار پس از دیدار با یکی از درویشان یا عارفان، دگرگون شد و مسیر زندگیاش تغییر کرد.
آثار مهم این مرد بزرگ اکثرا منظوم اند و سرشار از نماد های عرفانی، نمونه هایی از آنها:
منطقالطیر
تذکرةالاولیاء
الهینامه
مصیبتنامه
اسرارنامه
خسرو نامه
دیوان اشعار
عطار در حملهی مغولان به نیشابور حدود ۶۱۸ قمری (۱۲۲۱میلادی) کشته شد. داستانهای زیادی دربارهی چگونگی کشته شدن او وجود دارد، که برخیشان افسانهگونهاند.
مولوی: "عطار روح بود و سنایی دو چشم او، / ما از پی عطار آمدیم به وجود."
* از عطار نیشابوری هیچ عکس و تصویری موجود نیست و فقط برخی نقاشان او رو به تصویر کشیده اند. برای مثال این نقاشی توسط نادر لنجانی کشیده شده است
۲۵ فروردین، بزرگداشت عطار نیشابوری