هدایت شده از « گیلهگُل »
حیرتآهنگم، که میفهمد زبانِ راز من؟
گوش بر آیینه نه تا بشنوی آواز من
هدایت شده از « گیلهگُل »
نالهها در سینه از ضبط نفس خون کردهام
آشیان لبریزِ نومیدیست از پرواز من
هدایت شده از عیون.
توی گویشِ جنوبی یه کلمه داریم به اسمِ «یِلا» که توی مواقعِ مختلف، معانی متفاوتی هم داره و امروز بهم یادآوری کرد که به تمامِ دوست نداشتنیهای عمیقِ زندگیم، به تمامِ مشکلاتِ ریز و درشت و از همه مهمتر به یه سری از آدمهای پرادعا باید بگم «یِلا». یه چیزی تو مایههای «برو بابا کی تو رو حساب میکنه آخه؟»💆🏻♀