eitaa logo
دُر.
91 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
220 ویدیو
4 فایل
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری *ابتهاج . کپی؟ اَخه
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خونه ستاره ای✭
کتابی که خوندم: مجموعه پادشاه پریان نکته اش: چجوری به یه شاهزاده بدبخت رکب بزنیم و شاهش کنیم و خودمون هم زنش بشیم و کلی دراما داشته باشیم کتابی که خوندم: مجموعه هری پاتر نکته اش: چجوری با یه تیکه چوب اجی مجی کنیم کتابی که خوندم: مطالعات نهم دوازده درس اول نکته اش: چجوری خودمون رو بزنی-
هدایت شده از 𝖪𝖺𝗍𝗁𝗒'𝗌 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀𝗌‌
وطنم را دوست دارم، ایرانم را. نه آن ایرانی که برایمان ساختند، نه آن ایرانی که آن‌ها می‌گویند، نه ایرانی که در ذهن‌هایشان می‌سازند. ایرانی را دوست دارم که همیشه از قلب مردمانش خون چکیده. ایرانی با اشک و خون و لبخند. ایرانی با مردمی که همیشه کنار هم خواهند بود و لعنت بر وطن فروشی که بخواهد خانه خودش را بفروشد!
دُر.
خیلی
دستمو ببوس
تنها کسی که می تونه به آدم امید به زندگی بده...
متانی
دُر.
"یازدهمین کتاب امسال 1404" سانحه / تصادف در این دوازده سال اخیر تمام تلاش ام را برای درکِ بچه دار ب
"دوازدهمین کتاب امسال 1404" بازی قت ل نوک ِ تیز و برندهٔ تمام شواهد پروندهٔ قت ل ریجارد رمی مرد 74 ساله بزرگ خاندان رمی یک نفر را نشانه میگیرد، اما من معتقدم این بازی به گونه ای طراحی شده تا ذهن بازیکن را به مسیر انحراف بکشاند و خالی بودم یک چیزی این میان را از عمق وجودم حس میکردم و فقط به یک مدرک نیاز داشتم تا همه چیز برملا شود! 1404/11/11 آخرین امتحان یعنی ریاضی رو دادم و عصر رفتم کتاب فروشی و با اینکه به خودم قول داده بودم اول کتابای تو لیستم رو بخرم خیلی رندوم این کتاب رو دیدم و چون میخواستم دوتا کتاب بگیرم و الحمدالله رب العالمین قیمت ها فضایی و با توجه به اینکه کتاب ها هم از این قضیهٔ مستثنی نیستن گفتم خب بیام این و دریا روندگانِ جزیرهٔ آبی تر ( بازم اونم رندوم بود و قبل تر اسمشو نشنیده بودم، ولی تا اسم عباس معروفی رو دیدم برداشتمش) رو بخرم دیگه جونم براتون بگه که امروز از مدرسه و اومدم و به لذت های دنیوی پرداختم. خوابیدم، قهوه درست کردم و با شکلات مورد علاقم خوردم و همزمان بازی قت ل رو خوندم کتاب کم حجمی بود(100 صفحه تقریبا) و دو سه ساعته تموم شد نمیشه گفت محشر بود و اصلا تو دنیا رو دست این کتاب نیست ولی خوب بود، ایدهٔ جالب و تازه ای بود و منو یاد دیزی دارکر ( از این جهت که تولدِ بزرگ خانواده در هر دو داستان تو یه جزیره بود و همون شب،شب قت ل اون صاحب جشن بود) و بازی های میراث انداخت ( از این جهت که یه دختره باهوشِ درس خون و از اینجور چیزا نقش اصلی بود) بله دیگه البته اولش یکم گیج شدم و نفهمیدم کی به کیه ولی چند صفحه که خوندم فهمیدم عههه داستان دختری به اسم پیپ بود که به همراه دوستاش به یه (؟) میرن و یه حالت بازی گونه هرکدوم نقشی رو از خانواده بر عهده میگیرن تا پروندهٔ قت ل ریجارد رمی( درست دارم میگم؟) رو بررسی کنن. آره دیگه بخونیدش جالب بود