از من رمیده ئی و من ساده دل هنوز
بی مهری و جفای تو باور نمیکنم
« دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمیکنم »
رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
دیگر چگونه عشق ترا آرزو کنم
دیگر چگونه مستی یک بوسه ترا
در این سکوت تلخ و سیه جستجو کنم
یادآر آن زن، آن زن دیوانه را که خفت
یک شب به روی سینه تو مست عشق و ناز
لرزید بر لبان عطش کرده اش هوس
خندید در نگاه گریزنده اش نیاز
لبهای تشنه اش به لبت داغ بوسه زد
افسانههای شوق ترا گفت با نگاه
پیچید همچو شاخه پیچک به پیکرت
آن بازوان سوخته در باغ زرد ماه
هر قصه ئی ز عشق که خواندی به گوش او
در دل سپرد و هیچ ز خاطر نبرده است
دردا دگر چه مانده از آن شب، شب شگفت
آن شاخه خشک گشته و آن باغ مردهاست
با آنکه رفته ئی و مرا برده ئی ز یاد
میخواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
ای مرد، ای فریب مجسم بیا که باز
بر سینه پر آتش خود میفشارمت ..
#فروغ_فرخزاد
@mylittleparadise
-صبر کن؛ ای دلِ پر غصه در این فتنه و شور
گرچه از قصه ی ما می ترکد سنگِ صبور
#ابتهاج
@mylittleparadise
نشسته ام به در نگاه می کنم
دریچه آه می کشد
تو از کدام راه میرسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد
نیامدی و …
دیر شد …🙂❤️🩹
#ابتهاج
@mylittleparadise
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو اصلا آرزو داری؟!
@mylittleparadisey
مردم هر چه را که غیر عرف و نامعمول باشد، خواب و خیال میدانند ..
_ملت عشق_
@mylittleparadise
و اینگونه آخرین روز از فصل بهار هم به پایان میرسد.))
همین گونه سال هم تمام میشود و تو در پایان به خود میگویی که :(( چه کردم برای نزدیک تر شدن به آرزوهایم.... .))))
@mylittleparadise