🍃💔
قلبم ڴرفتــــــــــ (😔)
درتنِ این شهرِپُرگنــــــــــاه
حاݪ وهواي جمع #شهیدانم آرزوستــــــــــ
#شهداے_بے_پلاڪ
#آبدارچے_شهدا
#اللهم_الرزقنا_توفیق_شهادت
#فے_سبیلڪـــــ 😭🙏🏻
○•|دݪ_تنگِ_شهادت|•○
🍃🎈 @shahadat_arezoomee
سلام دوستان شهدایی😍
√ازامشب دوقسمت ازرمان شهدایی گذاشته میشه.
مچکرم ازهمراهی شما🌹
#آبدارچی_شهدا🍃👋🏼
🍃❤️اگرکاری برای خداست
پس گفتنش....
چه #سودی دارد.
#شهید
#حاج_حسین_خرازی🌹
〰🍃❤️
_برای خدازندگی کن.
_برای خداقدم بردار.
برای خداچشمتوکنترل کن.
☘برای خدابانامحرم حرف نزن.
برای خدانازکن...اینقدقشنگ نازتومیخره که محوخدامیشی...اون وقته که طمع قشنگ شهادت رومیچشی😉
#ابدارچی_شهدا😔
#اللهم_الرزقنا_شهادت
@shahadat_arezoomee
🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
🍃💔〰💔🍃
#فاطمیه
پرنده پر نمے زد. نصف شب بود، از مراسم #فاطمیه برگشته بودیم. ماشین نبود برود خانه. رفتیم خانه ے ما. مادرم پشتے در را انداخته بود. دݪمان نیامد در بزنیم. گفتم «...بیا به خاطر #حضرت_زهرا امشب بیدار بمونیم.»😔 رفتیم، نشستیم روےنیمڪت پارڪ.
.....
نیم ساعت نشده گرفتندمان. فڪر ڪردند معتادیم، بردندمان ڪلانترے.
#شهدا
#حضرت_زهرا
#آبدارچي_شهدا
📩يادگاران، جلد 22 ڪتاب شهيد مصطفي احمدے
@shahadat_arezoomee
🍃▪️🔳▪️
#خاطرات_شهیدم🌹🌹
نمیتونست غذا بخوره؛
نمیتونست درست آب بخوره؛
نمیتونست درست راه بره؛ و این حال حدود سه ماه طول کشیده بود..!
(کم زمانی نیستا..!)
ولی علی بیخیال نبود!
ایام فاطمیه بود و چله های زیارت عاشورای علی شروع شده بود
میگفت میخوام برای فاطمیه دوم بلند شم و نوکری کنم!
البته بیماری روز به روز بیشتر میشد و علی ضعیف تر..!
تا حدی که به وزن چهل کیلو رسیده بود!
بااین وضع امکان عمل جراحی نبود..
علی برنامه های بلند مدت برای خودش بسته بود
تو همین ایام دوستان نزدیکش تعریف کردند که فرق هایی تو رفتاراش هم دیده بودن!
آروم تر از گذشته.. صبور تر.. ولی همچنان مقاوم و با انگیزه..!
#شهیدعلی_خلیلی
#آبدارچے_شهدا
@shahadat_arezoomee
🍃⚫️〰