اگه سریال #ایستاده_در_غبار رو دیده باشید، حتما در جریانید.
استخوونِ پایِ حاج احمد در رفته بود،
بردنش بیمارستان..
یهوویی توو بیمارستان میبینه که یه بنده خدایی که تازه به هوش اومده، و هنوز سرحال نشده ، ناخواسته داره همه ی اطلاعت رو لو میده ..
گذشتن..
حاج احمد رو تخت دراز کشید،
تا خواستن آمپول بیهوشی رو بزنن تا استخوون شو جا بِدَن، حاج احمد مقاومت کرد و گفت نیاز به بیهوشی نیست (نگران شد اگه بهوش بیاد اطلاعات رو لو بده)
خلاصه هرچی دکتر و پرستارا گفتن نمیشه درد دااااره، احمد آقا گفتن نه اصلا .. همینجوری شروع کنید..
دکتر میگفت (داشتیم استخوون شو جا میزدیم، صدای لغزش استخووناشو رو هم میشنیدیم😳 ولی ایشون محکم دهن شو نگه داشته بود و دررررد میکشید و هیچی نمیگفت..)😳
حاج احمد ، پدرِ ابهته .. واقعا مَرده، آقاست..
#مقاومت رو این ها فهمیدند فقط!