eitaa logo
🇮🇷دلم آسمون میخاد🇮🇷
3.1هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
12.6هزار ویدیو
119 فایل
﴾﷽﴿ °. -ناشناسمون:بگوشم 👇! https://harfeto.timefriend.net/17341201133437 . -شروط‌وسفارشات↓ @asemohiha . ارتباط با مدیر کانال @Majnoon1108 . •|🌿|کانال‌وقفِ‌سیدالشهداست|🌿|• . -کپی‌‌محتوای‌کانال = آزاد✋
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷دلم آسمون میخاد🇮🇷
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃 🍃🍂 🍃 #نسل_سوخته #پارت_شصت_ششم حس یک حضور تا زمان رفتن
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃 🍃🍂 🍃 دو کوهه وارد شدیم...هرچی از نگهبانی فاصله می گرفتیم،این حس قوی تر می شد...تاجایی که انگار وسط بهشت تیستاده بودم...و عجب غروبی داشت... از این همه زیبایی و عظمت بی اختیار صلوات می فرستادم... آقا مهدی بهم نزدیک شد و زد روی شونه ام... _بد جور غرق شدی آقا مهران _اینجا یه حس عجیبی داره...یه حس خیلی خاص...انگار زمینش زنده است... خندید...خنده تلخ _این زمین خیلی خاصه،شب ها بچه ها می اومدن اینجا گم می شدن...وجب به وجبش عبادتگاه بچه ها بوده... بغض گلوش رو گرفت... _می خای اتاق حاج همت رو نشونت بدم؟ چشم هام از خوشحالی برق زد...یواشکی راه افتادیم...آقا مهدی جلو و من پشت سرش...واد ساختمون شدیم...رفتیم توی همون حال و هوا...من بین شون نبودم...بین شون زندگی نکرده بودم...از هیچ شهیدی خاطره نداشتم...اما اون ساختمون ها زنده بود...اون خاک...اون اتاق ها... رسیدیم به یکی اتاق... _سه تا از دکستام تو همین اتاق بودن...هر سه تا شون شهید شدن... چند قدم جلوتر... _یکی از بچه ها توی این اتاق بود...اینقدر با صفا بود که وقتی می دیدش،همه چیز یادت می رفت...درد داشتی...غصه داشتی...فکرت مشغول بود...فقط کافی بود چشمت به چشمش بیوفته...نفس خیلی حقی داشت... به اتاق حاج همت که رسیدیم،ایستاد تو درگاهی...نتونست بیاد تو...اشکش رو پاک کرد...چند لحظه صبر کرد...چراغ قوه رو داد دستم و رفت... حال و هوای هر دو مون تنهایی بود...یه گوشه دنج... روی همون خاک...ایستادم به نماز... ★🖤★ 🌻 . ↓ . 🌿 ʝσɨŋ»https://eitaa.com/joinchat/958332942Cbe70f94293 🍃•📿√ 🇮🇷✌️ 🍃🍂 🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃