خاطرها؎از#شهیدمسعوداصلاحی
در حال شیر دادن به
مسعود که شش ماهه بود
داشتم تعزیه می دیدم.
دلم شکست و اشکم جاری شد.
گفتم: خدایا کاش فرزندی داشتم
در راه حسین(ع) فدا میکردم.
اشک چشمم ناخواسته به دهان
مسعود چکید و با شیر مخلوط شد...
سال66که مسعودشهیدشدبدنشمثل امام حسین(ع)تکه تکه شده بود.شبخوابتعزیه آن سال رودیدم درحالیکهتویآغوشمبود
پرکشیدوبه یارانامامحسینپیوست💚