eitaa logo
شاهد
56 دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
157 فایل
برنامه ها و اطلاع رسانی پایگاه در کانال قرار داده میشود. eitaa.com/shahed24
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از من یک محجبه ام
•〰••✾❅🍃🌺🍃❅✾•〰• 🌷 شهید دفاع مقدس « » 🗯 به روایت : همـسـر 🔮 یک بار با عصبانیت ایستادم بالای سر منصور و نمازش که تمام شد، گفتم «منصور جان، مگه جا قحطیه که میای می‌ایستی وسط بچه‌ها نماز میخونی ؟ خُب برو یه اتاق دیگه که منم مجبور نشم کارم رو ول کنم و بیام دنبال مهر تو بگردم.» 📿 تسبیح را برداشت و همان طور که می‌چرخاندش ، گفت «این کار فلسفه داره ، من جلوی این‌ها نماز می‌ایستم که از همین بچگی با نماز خوندن آشنا بشن مهر رو دست بگیرن و لمس کنند ، من اگه برم اتاق دیگه و این‌ها نماز خوندن من رو نبینن، چه طور بعداً بهشون بگم بیاین نماز بخونین!؟» 💠 قرآن هم که می‌خواست بخواند، همین طور بود ، ماه رمضان ها بعد از سحر کنار بچه‌ها می نشست و با صدای بلند و لحن خوش قرآن می‌خواند ، همه دورش جمع می‌شدیم. من هم قرآن دستم می گرفتم و خط به خط با او می خواندم. ✨ اصلاً اهل نصیحت کردن نبود. می‌گفت به جای این که چیزی را با حرف زدن به بچه یاد بدهیم ، باید با عمل خودمان نشان بدهیم. ♥️ کانال و
هدایت شده از من یک محجبه ام
•〰••✾❅🍃🌺🍃❅✾•〰• 🌷 شهید دفاع مقدس « » 🗯 به روایت : همـسـر 🔮 یک بار با عصبانیت ایستادم بالای سر منصور و نمازش که تمام شد، گفتم «منصور جان، مگه جا قحطیه که میای می‌ایستی وسط بچه‌ها نماز میخونی ؟ خُب برو یه اتاق دیگه که منم مجبور نشم کارم رو ول کنم و بیام دنبال مهر تو بگردم.» 📿 تسبیح را برداشت و همان طور که می‌چرخاندش ، گفت «این کار فلسفه داره ، من جلوی این‌ها نماز می‌ایستم که از همین بچگی با نماز خوندن آشنا بشن مهر رو دست بگیرن و لمس کنند ، من اگه برم اتاق دیگه و این‌ها نماز خوندن من رو نبینن، چه طور بعداً بهشون بگم بیاین نماز بخونین!؟» 💠 قرآن هم که می‌خواست بخواند، همین طور بود ، ماه رمضان ها بعد از سحر کنار بچه‌ها می نشست و با صدای بلند و لحن خوش قرآن می‌خواند ، همه دورش جمع می‌شدیم. من هم قرآن دستم می گرفتم و خط به خط با او می خواندم. ✨ اصلاً اهل نصیحت کردن نبود. می‌گفت به جای این که چیزی را با حرف زدن به بچه یاد بدهیم ، باید با عمل خودمان نشان بدهیم. ♥️ کانال و
هدایت شده از من یک محجبه ام ❤️🌺
⭐️دفاع مقدس آزمونی بود که کسی برای حضور در آن منع نشد. 💠فرهنگ مقاومت وجهاد مسیر همواری رابرای کسب معرفت تجربه و لیاقت ارتقا از موقعیت یک رزمنده ساده به جایگاه یک فرمانده ارشد شدن شد. ❤❤❤❤❤ 👨‍👩‍👧‍
هدایت شده از من یک محجبه ام ❤️🌺
شهـادت در اسلام نه مرگی است که دشمن به مجاهد تحمیل می کند بلکه انتخابی است که وی با تمام آگاهی و شعور و شناختش به آن دست می یابد. درآرزوے شہـادتـــ ❤❤❤❤❤ 👨‍👩‍👧‍👦
هدایت شده از من یک محجبه ام ❤️🌺
حضور در جبهه مهدی باکری در مدت کوتاهی مدارج ترقی را در جبهه طی کرد. در عملیات فتح المبین با عنوان معاون تیپ نجف اشرف توانست در کسب پیروزی مؤثر باشد. در همان عملیات از ناحیه چشم مجروح شد. پس از بهبود به جبهه بازگشت و در عملیات‌هایی چون عملیات بیت‌المقدس، رمضان،مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر ۱ تا چهار و عملیات خیبر در سمت‌های مختلف شرکت کرد. در مجموعه عملیاتهای والفجر با عنوان فرمانده لشکر عاشورا در جبهه حضور داشت. در عملیات خیبر به مهدی باکری خبر داده شد که برادرت کشته شده‌است و می‌خواهیم پیکرش را برگردانیم؛ ولی مهدی اجازه نداد و از پشت بی‌سیم این جمله تاریخی را به زبان آورد: «همهٔ آن‌ها برادرای من هستند اگر تونستید همه را برگردونید حمید را هم بیاورید». او بعد از درگذشت برادرش با خانواده اش تماس گرفت و به آن‌ها گفت: «شهادت حمید یکی از الطاف الهی است که شامل حال خانواده ما شده‌است ❤❤❤❤❤ 👨‍👩‍
هدایت شده از من یک محجبه ام ❤️🌺
برادران و خواهران!! این دنیا، دنیاے آرامش است و همه میدانیم که هیچکدام ما ماندگار نیستیم و همه خواهیم رفت فقط مراقب باشیم پرونده مان سفید باشد. 🌷شهید محمود ستوده🌷 ❤❤❤❤❤ 👨‍👩‍👧
هدایت شده از من یک محجبه ام ❤️🌺
ڪلام_شهـید هيچ قطـرہ ‌ای ، در مقياس حقيقت در نزد خدا از قطرہ خونی ڪہ در راہ خدا ريختہ شود بهتر نيست . . . شهـید عباس ڪریمی ❤❤❤❤❤ 👨‍👩‍👧
هدایت شده از من یک محجبه ام ❤️🌺
❤❤❤❤❤ 👨‍👩‍👧‍
هدایت شده از من یک محجبه ام ❤️🌺
شهید مدافع حرم حسن احمدی 🌹🌹 ❤️❤️❤️❤️❤️ 👨‍👩‍👧‍
هدایت شده از من یک محجبه ام ❤️🌺
🔻وظیفه تازه از جبهه برگشته بود ولی انگار خستگی براش معنی نداشت، رسیده و نرسیده رفت سراغ لباس‌ها و شروع کرد به شستن. فردا صبح هم ظرف ها را شست. مادرم که از کارش ناراحت شده بود خواهش کرد که این کارها رو نکنه، ولی یونس گوشش بدهکار نبود و می‌گفت:«خاله جون این کارها وظیفه‌ی منه، من که هیچ وقت خونه نیستم، لااقل این چند روزی که هستم باید به خانمم کمک کنم.» 🌷شهید یونس زنگی آبادی منبع: همسفر شقایق، صفحه ۳۱
هدایت شده از من یک محجبه ام ❤️🌺
🌟 زندگی مشترک ما، رنگ سادگی و معنویت داشت. مراسم اولیه، بدون تکلف و با رعایت مسائل اسلامی برگزار شد و مدت کوتاهی پس از پایان مراسم عقد، حسن به اهواز رفت. من نیز، در پایان امتحانات به او پیوستم و زندگی خود را در ۲ اتاق کوچک اجاره‌ای، آغاز کردیم. یکی از اتاق‌ها، به وسایل شخصی اختصاص یافت و اتاق دیگر با یک فرش و چند صندلی ساده، تزیین شد. 📍قسمتی از اتاق نیز به عنوان آشپزخانه‌ای با یک چراغ خوراک‌پزی و مقداری ادویه‌جات، مورد استفاده قرار گرفت. آن زمان، روزگار را در مضیقه شدید مالی، سپری می‌کردیم و مشکلات زیادی داشتیم تا جایی که گاهی اوقات، برای تأمین هزینه‌های زندگی، مبلغی را قرض می‌کردیم. 🌷شهید حسن آبشناسان🌷 📚 کتاب خاکی ها
هدایت شده از من یک محجبه ام ❤️🌺
🌹شهید رجایی 🔰من و شهیدان رجایی و باهنر ، مسئولیت کمیته فرهنگی یکی از احزاب را بر عهده داشتیم . قرار شد افراد جدیدی را نیز شناسایی کرده و برای همکاری به این کمیته دعوت کنیم . دوستان ، فرد معروفی را پیشنهاد دادند اما شهید رجایی با او مخالفت کرد . ♻️می گفت : « کسی که همسرش حجاب مناسبی ندارد ، چگونه می تواند در برنامه ریزی فرهنگی دخالت مؤثر و مثبتی داشته باشد ؟! » ✍ به روایت جلال الدین فارسی