#شهید_نادر_مهدوی♥️
پس از اسارت بر عرشه ناو آمریکایی یو. اس. اس. چندلر USS Chandler، آماج شکنجههای بسیار سخت و توانسوز سربازان آمریکایی قرار گرفت و سینههای او را با میخهای بلند آهنین سوراخ کردند. وی پس از اصابت تیرهایی به بازو، قلب و پیشانی به شهادت میرسد و پس از شهادت پیکر مطهر شهید نادر مهدوی با دستهای بسته به نیروهای ایران تحویل داده شد
شهید #نادر_مهدوی
🌷@shahedan_aref
تک خوان گروه سرود روستا بود. برای اوّلین اجرای گروه قرار بود سر مزار شهید محمود یوسفی سرود بخوانیم. آن روز با تک خوانی محمّد کاظم این سرود را خواندیم:((شهیدم من ،شهیدم من ...)).
📙 کتاب با این ستاره ها
شهید #محمد_کاظم_محمدی
🌷@shahedan_aref
کتاب #عارفانه
زندگی و خاطرات شهید احمد علی نیری
قسمت ششم
راوی : دکتر محسن نوری ( دوست شهید )
رفتار و عملکرد احمد با بقیه فرق چندانی نداشت.
در داخل جمع همیشه مثل افراد بود با آنها می خندید و حرف می زد و...
هیچگاه خودش رو برتر از بقیه نمی دانست درحالی که همه می دانستیم او از بقیه به مراتب بالاتر است.
از همان دوران راهنمایی که درگیر انقلاب شدیم احساس کردم که از احمد خیلی فاصله گرفتم!
احساس می کردم که احمد، خداوند را به گونه ای دیگر می شناسد و به گونه ای دیگر بندگی می کند!
ما نماز می خواندیم تا رفع تکلیف کرده باشیم، اما دقیقا می دیدم که احمد از نماز خواندن و مناجات با خدا لذت می برد.
شاید لذت بردن از نماز برای یک انسان عالم و عارف، طبیعی باشد اما برای یک پسر بچه ۱۲ ساله عجیب بود.
من سعی می کردم بیشتر با او باشم تا ببینم چه می کند اما رفتارش خیلی عادی بود. فقط می دیدم ، وقتی کسی راه را اشتباه می رفت خیلی آهسته و مخفیانه به او تذکر می داد.
او امر به معروف و نهی از منکر را ترک نمی کرد.
فقط زمانی برافروخته می شد که می دید کسی در جمع غیبت می کند. در این شرایط او با قاطعیت از شخص غیبت کننده می خواست که ادامه ندهد.
من در آن دوران نزدیکترین دوست احمد بودم. ما راز دار هم بودیم. یک روز به او گفتم: احمد، من و تو از بچگی با هم بودیم اما یک سوالی ازت دارم!
من نمی دونم چرا تو این چند سال اخیر، شما در معنویات رشد کردی اما من....
لبخندی زد و خواست بحث را عوض کند اما من دوباره سوالم را تکرار کردم و گفتم حتما یه علتی داره. باید برام بگی!
بعد از کلی اصرار سرش را بالا اورد و گفت: طاقتش رو داری؟
با تعجب گفتم: طاقت چی رو؟
گفت: بشین تا بهت بگم.
ادامه دارد ...
با کسب اجازه از ناشر کتاب ( انتشارات شهید هادی )
امام و شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
شهید #احمد_علی_نیری
🌷@shahedan_aref
⭕️ شهید محمد تقی افلاکیان فرزند غلامحسین (نفر اول از راست)، 18 تیر 60 در 20 سالگی در جبهه فیاضیه به شهادت رسید و پیکرش در قطعه دو گلزار شهدای نجف آباد به خاک سپرده شد. به نظر می رسد این تصویر، در اوایل پیروزی انقلاب و در مقطعی گرفته شده که تامین امنیت سد زاینده رود به نیروهای سپاه و کمیته واگذار شده بود.
شهید #محمد_تقی_افلاکیان
🌷@shahedan_aref
✍تصویر کمتر دیده شده از سردار شهید سید علی اکبر صابری به همراه فرزندش سید حمزه صابری در کنار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی
🔹کپسول سردار شهید سید علی اکبر صابری برای پسرش سید حمزه
🔸پسرم حمزه ناراحتی تنفسی داشت و خیلی حالش بد بود.
🟢شب شهید سید علی اکبر را در خواب دیدم گفتم: خیلی ناراحت حمزه هستم.
⭕️هرچه او را دکتر می برم خوب نمی شود.
🔹گفت: این کپسول را به او بده بخورد خوب می شود.
🔸من هم دفعه آخر که او را یزد بردم دکتر نسخه ای را که نوشت وقتی داروها را گرفتم دیدم همان کپسولی است که شهید به من داده بود.
🟢کسپول همان کپسول سفارش شده سیدعلی اکبر بود.
🔹از آن موقع به بعد حال فرزندم رو به بهبودی رفت.
✅راوی همسر سردار شهید سید علی اکبر صابری
شهید #سید_علی_اکبر_صابری
🌷@shahedan_aref
در بهشت زهرای تهران قطعه ۵۰، شهیدی خوابیده است که قول داده برای زائرانش دعا کند. سنگ قبر ساده او، حرفهای صمیمانه اش و قولی که به زائرانش می دهد دل آدم را امیدوار میکند.
📜بخشی از #وصیتنامه:
✔️شما چهل روز دائم الوضو باشید. خواهید دید که درهای رحمت خداوند چگونه یک به یک در مقابل شما باز خواهد شد.
✔️نمازهای #واجب خود را دقیق و اول وقت بخوانید، خواهید دید درهای #اجابت به روی شما باز میشود.
✔️سوره #واقعه را هر شب یک مرتبه بخوانید. خواهید دید که چگونه فقر از شما روی برمی گرداند. از شما بزرگواران خواهشی دارم. بعد از نمازهای یومیه #دعای_فرج فراموش نشود و تا قرائت نکردید از جای خود بلند نشوید. زیرا امام منتظر دعای خیر شما است.
✔️اگر درد دل داشتید و یا خواستید مشورت بگیرید بیایید سر مزارم. به لطف خداوند حاضر هستم. من منتظر همه شما هستم. دعا می کنم تا هرکسی لیاقت داشته باشد #شهید شود. خداوند سریع الاجابه است پس اگر می خواهید این دعا را برای شما انجام دهم شما هم من را با خوشی یاد کنید. خواندن فاتحه و یاد شما بسیار موثر است.
🌷شهید مدافع حرم
#سجاد_زبرجدی
🌷@shahedan_aref
شُڪر ڪه در قلبمان مویرگے هست متصل به خون گرم شهیـدان ..
و از همان خون است ڪه گاه قلبمان به یادشان مے تپد..
سلام صبحتون شهدایی❤️
🌷@shahedan_aref
🕊🕊کـــــــــــــلامشهـــید🕊🕊
🕊شهـــید علی باغیانی:
حسود نباشید که حسود سه نشانه دارد؛ پشت سر، بدى مىگوید پیش رو چاپلوسى مىکند. در وقت مصیبت شماتت مى کند. خنده بى جهت نکنید. سخن غیر لازم نگویید که در آن نفع نیست. غیبت مردم را نگویید که این کار معیوبان است. عیب جویى شیوه عیب داران است و در پایان هر کدام از شما که نمازش غلط است هر چه زودتر آنرا درست کند و در نماز خواندن سریع و بى مفهوم و سبک نخوانید.
شهید #علی_باغیانی
🌷@shahedan_aref
🌹
بعد از تیر خوردنش بچه ها اومدن به کمکمون
خیلی خون ازش رفته بود فقط برگشت به یکی از رفقا گفت:
بلندم کن رو زانوهام بشينم
برگشتم بهش گفتم: واسه چی..؟!
خون زیادی ازت رفته
که آقا سجاد گفت:
اربابم اومده میخوام بهش سلام بدم..
شهید #سجاد_عفتی
🌷@shahedan_aref
🌷#معرفی_شهدا🌷
شهید محمد سعید کناری
تاریخ تولد: ۲۴ اسفند ۱۳۴۷
محل تولد: خوزستان – خرمشهر
سن: ۱۸ سال
تاریخ شهادت: ۵ بهمن ۱۳۶۵
محل شهادت: شلمچه – شلحه صالحیه
عملیات: مرحله سوم کربلای ۵
یگان: لشکر ۱۰ سیدالشهدا – گردان علی اکبر
مزار: کرج – امامزاده محمد
خاطرات
🌷راوی ← شهید سعید کناری از بچه های خرمشهر بود که بعد از جنگ به کرج و محله کارخانه قند مهاجرت کرده بود.
سن و سالش کم بود ولی همیشه آرزوی حضور در جبهه را داشت.
زمانی که سنش بالا رفت و اجازه حضور به ایشان داده شد، با وجود مشکلات مالی فراوان خانواده در جبهه حضور پیدا کرد و به فیض عظمای شهادت نائل شد.🕊
شهید #محمدسعید_کناری
🌷@shahedan_aref
سالگرد شهادت شهید روح الله کافی زاده 🌱
آقا روح الله راز رفتنش را برای من فاش نکرد.
قبل از رفتنش یک بار از من پرسید: اگر من بروم ماموریت و شهید شوم تو چه کار میکنی؟
گفتم: حالا که از جنگ خبری نیست، بهتر است در موردش حرف نزنیم.
زمانی که فتنه در سوریه آغاز شد مدام اخبار سوریه را دنبال می کرد در حالیکه من از اعزام نیرو به سوریه بی خبر بودم.
۲۷ فروردین سال ۹۲ بود که گفت: برای یک ماموریت عازم تهران است.
یکی دو روز بعد تماس گرفت و گفت: سوریه است و من از شدت ناراحتی زدم زیر گریه و گفتم: چرا رفتی؟
در جوابم گفت: نترس گریه نکن، حضرت زینب هوای ما را دارند.
صدا مرتب قطع و وصل می شد و فقط آخرین حرفی که در آن تماس شنیدم این بود که گفت: مواظب خودت و بچه ها باش خداحافظ...
راوی: همسر شهید 💜
تاریخ شهادت: ۹۲/۲/۱۵ 🥀
شهید #روح_الله_کافی_زاده
🌷@shahedan_aref