eitaa logo
هر روز با شهدا
66.8هزار دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
25 فایل
✳️برای رزرو تبلیغات در مجموعه اَسرا بر روی لینک زیر کلیک کنید👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2186347655C6187e57a27 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/Ut6.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌹در یک جمله برای شما عزیزان می گویم این انقلاب حاصل خون هزاران ، فدا کاری و از خودگذشتگی امام خمینی و هدایت های پیامبر گونه امام بزرگوار بدست آمده است ، شما برای حفظ و حراست از آن تکلیف شرعی دارید. شهید 🌷@shahedan_aref
🌹🕊 📙کتاب جامانده در سهیل 🌷روایت زندگی فاطمه خدری همسر شهید ✂️ برشی از کتاب: منتظر بهانه بودم تا مدام روزهایی که با او گذراندم پیش خودم مرور کنم . هرگوشه ای از خانه نگاه می کردم، خاطره ای از او در ذهنم مرور می شد. بدترین اجبار عالم را باید تحمل می‌کردم. ناراحت بودم ؛ به اندازه ی فاصله این دنیا تا آن دنیا؛ فاصله ای که هیچ کس تا به حال نتوانسته اندازه اش را بگیرد. ✍ نویسنده:کبری خدابخش دهقی سفارش کتاب جا مانده در سهیل👇👇👇 https://b2n.ir/d29557 🌷@shahedan_aref
8.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 معرفی سردار سرلشگر پاسدار شهید 《مروارید سهیل》 🌷شادی روح شهدا صلوات🌷 🌷@shahedan_aref
🔸 منم لباس سبز پاسداری می پوشم. آن روز وقتی به خانه آمد، گل از گلش شکفته بود. تا کلید را در قفل در چرخاند و وارد خانه شد، گفت: «مش فاطمه! یه خبر خوب! » من سراپا گوش بودم تا خبری که این اندازه او را شادمان کرده بشنوم. جعفر گفت: «کارم برای سپاه جور شد. بالاخره منم لباس سبز پاسداری می پوشم. » دست و صورتش را شست و نشست سر سفره. آن روز خوراک میگو درست کرده بودم. تا غذایش رو خورد، یک ریز از کاری که قرار است در آینده انجام بدهد گفت. این طور که معلوم بود و از حرف هایش فهمیدم، سپاه بهترین نیروهای کمیته را انتخاب و جذب کرده بود. در تمامی آن دقایق، سرتاسر وجودم اشتیاق شده بود و به حرف هایش گوش می دادم. دلم می خواست می توانستم پا به پا محمدجعفر در سپاه خدمت کنم. 💠 | خاطره ای از سردار شهید به روایت : خانم فاطمه خدری «برشی از کتاب جامانده در سهیل » از انتشارات حماسه یاران 🌷@shahedan_aref