قرارگاهشهیدحسینمعزغلامے
یکی یکی اخبار شهادت عزیزانِ ایران فضای مجازی را پر میکند... . با هر خبر، گویی کسی قلبت را محکم در م
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَجما فرزندان عاشوراییم.mp3
زمان:
حجم:
10.4M
🎙| پادکستِ ..
#ما_فرزندان_عاشوراییم✊🏻✨
ملحفه غم را کنار بزن و از بسترِ ترس برخیز! ذکر یاعلی (ع) را قوتِ زانوانت کن و از جا برخیز!🔥
؛
ما ایستادهایم؛
پشت اسلام، پشت ایران!
ایستادهایم؛ برای ظهور، تا ظهور!
لَبَّیْکَ یـٰا حِیــدَر علیهالسلام!✋🏻🇮🇷
✍🏻 ؛
🔸#روایت_فتح
🔸#آوینیهای_دهههشتادی
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ᯓ🔥 •.
آری #شهید دادهایم ؛ غم دیدهایم !
اما ..
ایستادهایم ؛
خونِ شهدایمان بر غیرتمان افزوده و قدرتمان را افسانهای کرده !
ما ایستادهایم ؛
مردم نگران نباشند... .
صدایِ سردار حاجیزاده عزیز🇮🇷✨
ــــــــ ـــ
#روایت_فتح | #آوینیهای_دهههشتادی
ᯓ ⚠️ ! . .
میپرسی آتشبس شد یا نه؟...
اگر سربازی، نباید برایت فرقی داشته باشد! دستت را روی ماشه نگه دار و اسلحهات را روی قلب دشمن هدف بگیر! گوشت به اخبار نباشد! چشمت به فرمان رهبرت باشد! بگویند بزن، میزنیم! بگویند صبر کن، صبر میکنیم! دل از این تحلیلها و سوال و جوابها برگیر و دستِ بیعتت را در دست امامت محکم کن! مبادا یک عمر شعار داده باشی «ما اهل کوفه نیستیم» و حالا که وقتِ آزمون ولایت مداریست، کاری کنی که آن روز کسانی با امام حسن علیهالسلام کردند! هوش باش و گوش؛ حالا، بیشتر از روزهای اوج جنگ، رزمنده باید بود!🔥
- خامنهای عزیز را، عزیزِ جانِ خود بدانید! / #حاج_قاسم🇮🇷 /
#روایت_فتح | #آوینیهای_دهههشتادی
<< بسم رب الرقیه سلاماللهعلیها💖 >>
هدیه به دردانهی کربلا...✨
ــ . ــ
- «خبرگزاری صدا و سیما، مهمانی ده کیلومتری غدیر!»
جملهی آخر گزارشم را که رو به دوربین میگویم، کسی پایین لباسم را تکان میدهد. نگاهش میکنم؛ دختربچهای سه - چهار ساله است! صورت مهتابیاش زیر نور خورشید میدرخشد و لبخند زیبایش به هلال ماه طعنه میزند. روی زانویم مینشینم و به فیلمبردار هم اشاره میکنم که این لحظات را ثبت کند.
میکروفون را جلوی صورت دختربچه میگیرم. یک قدم عقب میرود و عروسک پارچهای اش را بالا میآورد. میگوید: «آقای خبرنگار! عروسکم میخواد با شما حرف بزنه!»
لحن صحبت کردنش دلم را آب میکند. میکروفون را جلوی صورت عروسکش میگیرم و میگویم: «خانمِ عروسک! شما اینجا قراره چیکار کنین؟»
صدایش را از آن که بود نازک تر میکند. میگوید: «من و بقیهی عروسکا، قراره توی این موکب، عیدغدیر با بچهها بازی کنیم!»
عروسکش را توی دستم میگیرم. لباسش صورتیست؛ همرنگ پیراهن دخترکوچولو.🌸
ــــــ ...
دوان دوان به سمت محل حادثه میرسیم. بوی دود و آتش، صدای آمبولانس و فریاد آتش نشانها... مردم ناباورانه به ساختمانهای ویران شده نگاه میکنند. صدای یاحسین و یاعلی، فضا را پر کرده است... .
میخواهم جلو بروم اما فیلمبردار پشت سرم نمیآید. برمیگردم طرفش. دوربینش آویزان مانده و به زمین خیره شده! نگاهش را دنبال میکنم. خشکم میزند! این عروسک چقدر آشناست...!
رد خونِ روی زمین را دنبال میکنم؛ کمی آن طرف تر، تخت خوابِ صورتی رنگی زیر آوار مانده، و خون، از بین سنگها جاریست... .
عروسک را برمیدارم؛ لباسش سرخ است... همرنگِ لباسِ دخترکوچولو.💔
رو به روی دوربین میایستم و عروسک را بالا میگیرم. میگویم: «بسم الله القاصم الجبارین! قسم به خون بی گناه، قسم به فاتح خیبر؛ که ما ایستاده ایم! ما فردا میآییم! ما انتقام تمام دختران بی گناه را، با رمز یارقیه، و با تیغ ذوالفقار میگیریم!»
#روایت_فتح | #آوینیهای_دهههشتادی
قرارگاهشهیدحسینمعزغلامے
<< بسم رب الرقیه سلاماللهعلیها💖 >> هدیه به دردانهی کربلا...✨ ــ . ــ - «خبرگزاری صدا و سیما، مهم
فَتّٰـــــاح ³¹³ | FATTAHپادکست.آقای خبرنگار.mp3
زمان:
حجم:
9.59M
🎙| پادکستِ ..
#آقــــای_خبرنگـــار 🎥💖
دوربینش آویزان مانده و به زمین خیره شده! نگاهش را دنبال میکنم. خشکم میزند! این عروسک چقدر آشناست...!🥀
ـــ .
بھ یادِ بغضهایِ زیر آوارماندھ !...
✍🏻 ؛
🔸#روایت_فتح
🔸#آوینیهای_دهههشتادی
ᯓ ⚠️ ! . .
فیلمِ تک تیرانداز، روایت رشادتهای #شهید_عبدالرسول_زرین، گردانِ تک نفرهی امام خمینی (ره) و بهترین تکتیرانداز جهانهـ!
یه قسمتی از فیلم درس عبرت برای امروز ماست!...
🎥 ؛
فرماندهی شهید زرین، بهشون میگن: «شما بشو مربی!»
شهید میگن: «این کار، کار هر کسی نیست!...»
فرماندهشون هم در جواب میگن که: «من به همه واحدها میسپرم میگم چندتا داوطلب بیارن؛ شما بگو کار کی هست، کار کی نیست!»
روز آموزش میرسه. شهید نکات رو میگن و همه رو میفرستن یک کیلومتر اونطرفتر کمین کنن؛ طوری که خود شهید هم وقتی اومدن پیداشون نکنن! و بمونن تا شهید زرین بیان!...
گذشت... .
نیروها صبرشون تموم شد! از کمین پاشدن و برگشتن... .
فرمانده بیسیم زد به شهید زرین که: «تموم بچهها برگشتن قرارگاه! میگن شما ولشون کردی به امون خدا!»
شهید زرین میگن که...: «من عمدی اینا رو ول کردم! خواستم ببینم صبر و تحملشون چقده! کسی که صبر و تحمل نداشته باشه به درد این کار نمیخوره!...»
؛
آره خلاصه...
وقتی گفتن کی میخواد تک تیرانداز بشه، خیلیا اومدن! ولی وقتی که زمانِ آزمون صبر رسید، همه جا زدن! فرمانده اومد، درحالیکه سربازها رفته بودن!...
اون روز هم همین شد؛ <<مولا مانده بود و یک کوفه بیوفایی!💔...>>
کسی که صبر نداشته باشه، به درد نمیخوره!...
صبور باشین و جایی که از فرمانده دستور گرفتین، بمونین! به وقتش، به موقعش، فرمانده میان! صبور باشین!✨
#روایت_فتح | #آوینیهای_دهههشتادی