eitaa logo
قرارگاه‌شهیدحسین‌معز‌غلامے
551 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
436 ویدیو
16 فایل
بسم الله ؛✨ آیا آن روز نیز خواهد رسید ، که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟ ‌ << موتوا قبل ان تموتوا >> ‌ `` اللهُم اِنی اَتقرّب اِليك بِولايه على‌بن‌ابى‌طالب `` ‌ ٫ سلامتے و ظهور بقیھ الله (عج) صلوات !💚 * پیام‌های سنجاق شده را چک کنید .
مشاهده در ایتا
دانلود
Γ !💕 دوربین را روشن کردم . همه سرجایشان تکانے خوردند تا در قاب جای بگیرند . نگاهم را روی صفحه چرخاندم ؛ چند تایشان در قاب نبودند ! دوربین را پایین آوردم ؛ سرکج کردم و به سمتشان خیره شدم . نگاهم را خواندند و نسیم را صدا زدند . به او سپردند جوری نظمشان دهد که همه در قاب باشند . لبخندی زدم و دوباره دوربین را بالا گرفتم . نسیم مدام این طرف و آن طرف مےرفت و آن ها را در جایشان جا به جا مےکرد اما .. هر بار آمدم از یک و دو بگذرم و سه بگویم و عکس بیاندازم ، شاخه ها جلوی صورتشان مےآمدند ؛ انگار آن ها هم مےخواستند در عکس باشند ! دستانم خسته شد ، درست مثل آنها ! دیگر کار به تعارف رسیده بود .. این یکے مےگفت من کنار مےروم تو بیا که در عکس باشے ؛ آن یکے که به لنز دوربین ، بیشتر و با ذوق تر از همه مےخندید مےگفت من که اصلا عکس دوست ندارم ! بیایید شما ها جای من بایستید ! این بین نسیم بود که نگاهش بین همه مےچرخید . ناگهان برخاست ! انگار نمےتوانست این کنار رفتن ها را ببیند . اشاره ای به من کرد . دوربین را بالا گرفتم و دستم را روی شاتر آماده کردم . نفسے گرفت و اینبار چنان همه را ، حتے شاخه ها را تکان داد که در یک لحظه همه در قاب جا شدند و من سریع صدای چیلیک دوربین را بلند کردم ! فکر مےکردم چون کسے آمادھ نبودھ ، عکس خوب درنیامدھ اما .. از حرکت نسیم ، هم شاخه ها ، هم زردآلو ها همه مےخندیدند !❤️((: L