شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
🌹☘🌹☘🌹☘ 🔮قسمت بیست و نهم داستان #شهید_تورجی_زاده 🍇گردان ام الائمه راوی: جمعی از رزمندگان ❤️
🌹☘🌹☘🌹☘
🔮قسمت سی ام داستان #شهید_تورجی_زاده
🍇تهذیب نفس
راوی:
جمعی از دوستان شهید
❤️اصفهان بودیم. رفتیم جلسه اخلاق آیت الله میردامادی در مسجد عبدالغفور؛ محمد ارادت خاصی به ایشان داشت. همیشه به جلسات ایشان می رفت.
💜حاج آقا از شاگردان #امام و #علامه_طباطبایی بود. ایشان در ضمن صحبتها از اوصاف یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت. کسانی که روزها را روزه می گرفتند و شبها را به عبادت می پرداختند.
💚محمد بعد از جلسه گفت: بیا با هم شروع کنیم! گفتم: چی رو⁉️
💙گفت: اینکه تا وقتی می توانیم شبها رو عبادت کنیم و روزها روزه بگیریم! گفتم: مگه می شه😳! اما بعد تصمیم گرفتیم که انجام دهیم.
❤️هفته بعد دوباره محمد را دیدم. با هم در مورد کار صحبت کردیم.
💜گفت: اولش سخت بود اما الان عادی شده. شبها قرآن و دعا و نماز و ... بعد سحری و نماز صبح هم استراحت می کنم.
💚کارهای محمد عجیب بود. هر کاری که برای تهذیب نفس لازم بود انجام می داد.😇
💖محمد دعای کمیل لشگر را می خواند. سوز عجیبی هم در صدایش بود.
❤️(همیشه دعا را برای #رضای_خدا می خواند.) به کسی توجه نمی کرد. محمد حال عجیبی داشت. تا یک ساعت بعد از دعا هم نمی شد به سراغ او رفت!👌
💖در مدتی که معاون گردان بود، جلوی درب سنگر یا چادر می خوابید. می خواست وقتی برای نماز شب بلند می شود مزاحم کسی نباشد. محل خواب او رو به قبله بود.از همان مکان برای خواندن نماز استفاده می کرد.
💜بهمن ماه بود و هوا بسیار سرد. همه نیروها دو پتو روی خود می انداختند. اما محمد به یک پتو اکتفا می کرد! می گفت: وقتی راحت بخوابم برای نماز سخت بیدار می شود.
💚معمولاً شام را کم می خورد. سعی می کرد کارهایی را که در دین مستحب است انجام دهد.
💖در میان نمازها نماز ظهر را عادی می خواند! چون در دید بچه ها بود. اما در نماز صبح یا مغرب حال عجیبی داشت. این اواخر تهجد و شب زنده داری او خیلی بیشتر شده بود.
💙هر کاری به نیروها دستور می داد خودش هم انجام می داد. همین باعث شده بود بچه ها دستورات او را سریع انجام دهند. بچه ها را برده بود کنار کانال، آنجا پر از گل و لای بود. دستور داد همه سینه خیز بروند. خودش اول وارد شد.
💚چند خانواده مستحق و یتیم را می شناخت. به بچه ها اعلام کرد. خودش هم پیش قدم شد. از بچه ها کمک گرفت و برای آنها می فرستاد.🌸
❤️پیرمردی در گردان بود که به خاطر شرایط مالی نتوانسته بود به مشهد برود. محمد برایش مرخصی گرفت. پنج هزار تومان هم از خودش به او داد و گفت: با خانواده برو زیارت. 😇
#ادامه_دارد......
📕بر گرفته از کتاب #یازهرا
💚 به کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده بپیوندید 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
☘🌹☘🌹☘
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥خوب ان شاءالله قربون ایران برید شماها😊😂
#حتما_نگاه_کنید👆👆👆
💚 کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
YEKNET.IR - zamine - shabe 23 ramezan 98 - karimi.mp3
9.32M
🌸🍃 #زمینه احساسی
🌸🍃آشنا ابا الفضل نور خدا ابا الفضل
🌸🍃مشکل گشا ابا الفضل
🌸🍃 #محمودکریمی
👌فوق زیبا
💚 کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
🍃🌷🍃🌺🍃🌷 🌷نماز شبو تو سه زمان می تونید بخونید: 1= بعد از نماز عشاء. 2= بعد از نیمه شب 3 =بعد از
پست نماز شب 👆👆👆
ان شاءالله از این فرصت باقی مانده ماه مبارک رمضان استفاده کنیم.
اغلب مردم هم در این شبها بیدارند.
نماز شب گره گشای حل مشکلات شماست.
❣التماس دعای فرج از همگی شما بزرگواران ❣
🌾🍃❣🌾🍃❣
❣🌾🍃❣
🍃❣
﷽ بسم الله الرحمن الرحیم ﷽
♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝَ ﺍﻟﻠﻪ
💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺍﻣﯿﺮَﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ
♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏِ ﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﺔُ ﺍﻟﺰﻫﺮﺍﺀ
💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺣﺴﻦَ ﺑﻦَ ﻋﻠﯽٍ ﻥِ ﺍﻟﻤﺠﺘﺒﯽ
♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺣﺴﯿﻦَ ﺑﻦَ ﻋﻠﯽٍ ﺳﯿﺪَ ﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ
💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻋﻠﯽَّ ﺑﻦَ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦِ ﺯﯾﻦَ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ
♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪَ ﺑﻦَ ﻋﻠﯽٍ ﻥِ ﺍﻟﺒﺎﻗﺮ
💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺟﻌﻔﺮَ ﺑﻦَ ﻣﺤﻤﺪٍ ﻥِ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ
♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻣﻮﺳﯽ ﺑﻦَ ﺟﻌﻔﺮٍ ﻥِ ﺍﻟﮑﺎﻇﻢُ
💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻋﻠﯽَّ ﺑﻦَ ﻣﻮﺳَﯽ الرضا
♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪَ ﺑﻦَ ﻋﻠﯽٍ ﻥِ ﺍﻟﺠﻮﺍﺩ
💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻋﻠﯽَّ ﺑﻦَ ﻣﺤﻤﺪٍ ﻥِ ﺍﻟﻬﺎﺩﯼ
♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺣﺴﻦَ ﺑﻦَ ﻋﻠﯽٍ ﻥِ ﺍﻟﻌﺴﮑﺮﯼ
💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَﯾﺎﺑﻘﯿﺔَ اﻟﻠﻪِورحمة الله وبرکاته
🍃❣
❣🌾🍃❣
🌾🍃❣🌾🍃❣
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
🌷🌸🌷🌸🌷 🌸🌷🌸🌷 🌷🌸🌷 🌸🌷 🌷 🌹 #دعای_عهد 🌹 🌷 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ 🌷 🌸 اَللّ
❣🌟❣🌟❣🌟❣
💖حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) فرمودند:
💞صبح ها سعی کن این دعا «دعای عهد» را بخوانی چون در سرنوشت (عاقبت به خیری) دخالت دارد.
و ان شاء الله هر روز سوره یس را بخونیم و هدیه کنیم به حضرت زهرا سلام الله
💚 کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
🌷🌷
✨وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون.✨
من قرآن را باور دارم ... شهید زنده است .. من یقین دارم که شهید زنده است
🌷 شهیدان زنده اند و به رهروان خود
✨ نور می بخشند ✨
و در پرتو نور آنهاست که مردم
🌷 به سوی خدا
و پاکی ها و شهادت هدایت می شوند.
🕊👇👇👇
♥️ ﷽ ♥️
#شهیدان_زنده_اند
داستان امروز
🌷 اهل شاهرود بودند اما در تهران زندگی می کردند ...
وضعیت خانوادگیشان بسیار خوب و مرفه بود. 👌
پسر خوبی بود معلوم بود از یک خانواده با اصالت و فهمیده است. اما حرف هایی که می زد در شان یک دانشجوی مسلمان نبود. 🙄
با هم دوست بودیم یکبار گفتم : امشب بریم گلستان شهدای شاهرود؟
خنده تلخی کرد و بهم گفت : شما هم که فقط اینطور جاهارو بلد هستی ...😏
🌷شب با هم وارد شدیم...🌷
به قبور مطهر شهدا نگاه می کردیم و حرف می زدیم.
با خودم گفتم باید بتونم دست این جوان رو بگیرم.
یکدفعه به ذهنم رسید از شهدا کمک بگیرم مگر آنها زنده نیستند!
در میان شهدا رضا نادری رو خوب می شناختم...
شنیده بودم خیلی از بچه های نسل سوم با رضا رفیق هستند و مرتب به سر مزار او می روند ... 👌
به کنار قبر رضا که رسیدیم به دوستم گفتم : یک لحظه اینجا بمان من میرم چیزی می خرم و بر می گردم، دوستم قبول کرد و من رفتم.
توی راه با خودم گفتم : رضا این پسر رو سپردم به خودت.ببینم چه می کنی!؟
وقتی برگشتم دیدم دوستم دو زانو نشسته پایین قبر و به جملات روی سنگ قبر خیره شده
کمی ایستادم و از دور نگاهش کردم.
با چشمانی گرد شده از تعجب جملات رو می خوند.
جلو رفتم و گفتم : چی شده؟
بلند شد و گفت : آقا مهدی این شهید کیه!؟ 😳
پرسیدم چطور؟
گفت : انگار داره با من حرف میزنه ببین روی سنگ قبرش چی نوشته :
( اےبرادر بہ کجامےروے ...؟کمے درنگ کن ..!
آیا با خواندن یک فاتحہ اے تنها برسر مزار من و امثال من ...
مسئولیتے را که با رفتن خود بردوش تو گذاشتہ ایم از یاد خواهے برد ..؟
ما نظاره گر هستیم کہ تو با این مسئولیت سنگین چہ مےکنے ...؟ )
🌷 خیلی منقلب شده بود، آنقدر که یکبار که به منزلشان در تهران رفتم در اتاق او عکس های زیادی از شخصیت های سیاسی زده شده بود و در میان همه تصاویر یک قاب خالی گذاشته بود.
پرسیدم این چیه ؟ گفت : مگه قول نداده بودی عکس رضا رو برام بیاری!؟ این قاب رو گذاشتم برای عکس رضا ..!
آن شب خیلی با هم صحبت کردیم او هرچه می گفت به جملات رضا استناد می کرد.
در پایان هم گفت : خیلی فکر کردم
من تاحالا داشتم نقش آدم بد رو در دنیا بازی می کردم اما می خوام عوض بشم... 😔
مدتی بعد در یکی از شب های ماه رمضان با او تماس گرفتم
پرسیدم چه خبر؟
گفت : الان توی هیئت هستم.
بعد مکثی کرد و گفت : بلاخره آقا رضای شما کار خودش رو کرد من اصلا به اینجور جاها اعتقاد نداشتم اما...
👊👌
#شهید_رضا_نادری
💚 کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
19.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💞 کلیپی تاثیرگذار از ماجرای #شفاعت امام حسین(ع) در #لحظه_مرگ
🌸🍃با روایتگری #صابر_خراسانی
خدایا روزی ما را در دنیا زیارت کربلا و
در آخرت شفاعت امام حسین(ع) قرار بده
💚 کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
🌹☘🌹☘🌹☘ 🔮قسمت سی ام داستان #شهید_تورجی_زاده 🍇تهذیب نفس راوی: جمعی از دوستان شهید ❤️اصفهان بو
🌹☘🌹☘🌹☘
🔮قسمت سی و یکم داستان #شهید_تورجی_زاده
🍇فاو
راوی:
نوارمصاحبه شهید تورجی- و خاطرات دوستان
💙سال شصت وچهار مشغول سخت ترین دوره های آموزشی بودیم. چندین کار شناسایی را هم انجام دادیم. گردان هر روز مشغول کارهای آموزشی بود. می گفتند برای عملیات جدید باید توان نظامی خود را بالا ببرید.
💜برادر صادقی فرمانده گردان با من صحبت کرد. می خواست معاونت گردان را قبول کنم. اما زیر بار نرفتم. نمی خواستم از روحیات بسیجی ها جدا شوم.
💚بهمن ماه بود. کل نیروهای گردان ما به منطقه ذوالفقاری آبادان منتقل شد. نباید ضدانقلاب از عملیات جدید با خبر شود. برای همین بیشتر فرماندهان از محل عملیات بی خبر بودند. کار اطلاعاتی بسیار گسترده بود.
❤️عده ای می گفتند: شلمچه بعضی می گفتند: جزایر مجنون و...
💙ایام فاطمیه بود. حال معنوی گردان بسیار بالا بود. نیمه شبها وقتی برای نماز بلند می شدیم هیچکس خواب نبود. در همه گردانهای لشگر چنین وضعیتی بود. نوزدهم بهمن به سوله فرماندهی لشگر رفتیم. جلسه فرماندهان بود. مسئولین گردانها و گروهانهای عمل کننده حضور داشتند.
💛آنجا اعلام شد که محل عملیات بندر مهم فاو در جنوب عراق است.
💜بعضی از فرماندهان در پیروزی عملیات جدید شک و تردید داشتند. برخی با نگرانی به نقشه نگاه می کردند. اما بیشتر فرماندهان با آمادگی کامل منتظر دستور حمله بودند.
💖طرح عملیات اعلام شد. بر اساس این طرح گردان ما دومین نیروی عمل کننده از طرف لشگر بود. قرار بر این شد که در شب بیستم بهمن با یورش غواصان خط دشمن شکسته شود. بعد یکی یکی گردانها به آن سوی آب منتقل شوند.
💜گردان ما باید بعد از گردان موسی ابن جعفر(علیه السلام) حرکت می کرد. ما باید در محل تعیین شده در جنوب نخلستانهای منطقه فاو مستقر می شدیم. تصرف قرارگاه ارتش عراق و پاکسازی جنوب فاو به عهده نیروهای ما بود. اما از همه مهمتر این بود که خط دشمن شکسته شود.
❤️سه هزار غواص برای شروع حمله آماده شده اند. اگر موفق نشوند کل کار شکست خواهد خورد. بچه ها همه مشغول دعا بودند. صدای ناله های یا زهرا (سلام الله علیها) قطع نمی شد. روزها و شبهای عجیبی را در ساحل بهمنشیر می گذراندیم.
💖سحرگاه روز بیستم بهمن بود. صدای غُرش توپها و شلیک منورها حکایت از شروع عملیاتی بزرگ می داد. عملیات والفجر8 در منطقه فاو با رمز مقدس یافاطمه الزهراء (سلام الله علیها).
💛بعد از نماز صبح صبحانه مختصری خوردیم و حرکت کردیم. در کنار ساحل قایقهای بزرگ منتظر ما بودند. همگی سوار شدیم.
❤️در ساحل اروند پیاده شدیم. گردان به سمت جنوب منطقه فاو حرکت کرد. از اسکله به سمت نخلستانهای جنوبی رفتیم. نخلستانهای آنجا بسیار زیبا بود. دشمن آتش بسیار سنگینی می ریخت.
💜ما جایگزین گردان موسی ابن جعفر(علیه السلام) شدیم. آنها آماده حمله بودند. به خاطر حجم وسیع آتش دشمن حمله آنها بی نتیجه بود.
💚حمله سحرگاه روز بعد هم نتیجه ای نداشت. قرار شد این بار گردان اباالفضل(علیه السلام) به سمت قرارگاه مهم دشمن حمله کند.
💜روز بعد گردان اباالفضل (علیه السلام) به سمت قرارگاه دشمن حمله کرد. عملیات موفق بود. قرارگاه به تصرف نیروهای اسلام درآمد. اما عصر همان روز ارتش عراق پاتک گسترده ای انجام داد. گردان مجبور به عقب نشینی شد! سردار قوچانی در همان پاتک به شهادت رسید.
❤️عصر بود. از فرماندهی لشگر تماس گرفتند. گفتند: امشب گردان یازهراء(سلام الله علیها)برای حمله به قرارگاه آماده شود. بچه ها حال عجیبی داشتند. بعد از نماز مغرب بچه ها دور هم جمع شدند. توسل به حضرت زهراء(سلام الله علیها) داشتیم. صدای ناله بچه ها قطع نمی شد.
💜ساعتی بعد در نهایت آرامش حرکت کردیم. همه مشغول ذکر بودند. فاصله ما با قرارگاه زیاد نبود. بعضی از بچه ها اضطراب شدیدی داشتند. هر لحظه صدای انفجار می آمد. عراقی ها هر شب پرژکتورهای بزرگی روشن می کردند. آنها حرکت هر جنبنده ای را می دیدند.
💚به قرارگاه دشمن نزدیک شدیم. هیچکس نمی دانست چه سرنوشتی در انتظار گردان است. نکند عراقی ها منتظر ما هستند!
#ادامه_دارد......
📕بر گرفته از کتاب #یازهرا
💚 به کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده بپیوندید 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
☘🌹☘🌹☘
❤️🍃❤️🍃🍃❤️🍃❤️
بمناسبت #ششمین_سالگرد شهید مدافع حرم #شهید_سید_علی_اصغر_شنایی .
دو کلیپ کوتاه در مورد این شهید عزیز👇👇👇