🍃در مجلس ختم شهید افرادی که هیچکسی آنها را نمیشناخت، طوری گریه میکردند که انگار عزیزترین آدم زندگیشان را از دست دادهاند.
👤یکی میگفت خرج دوا و دکترم را داده، یکی میگفت هر ماه همین که حقوق میگرفت، با دست پر سراغ ما میآمد.
#شهید_حاج_محمد_پورهنگ
#روایت_برادر_معزز_شهید
@shahid_hajasghar_pashapoor 🌹🕊
✨🌸🍃
حاج محمود که از پدر مرحوم خود و حاج محمد یاد میکند، احساس میکنی از پسری که سر سفره چنین پدری بزرگ شود، نمیتوانی انتظار دیگری داشته باشی:
«وقتی در خیابان شهید محمدیان زندگی میکردیم، خانه ما حیاط خلوت کوچکی داشت که مسقف نبود. شخصی از پشتبام خانه دوچرخهای دزدید. کمی که دور شد، پلیس دستگیرش کرد و با دوچرخه به در منزل ما آورد اما پدرم به پلیس گفت من خودم دوچرخه را به این مرد فروختم. پدرم هم آبروی او را پیش اهل محل نگه داشت و هم مانع زندان رفتنش شد. همان بنده خدا حالا یک کاسب آبرومند بازار است.»
#شهید_حاج_محمد_پورهنگ
#روایت_برادر_معزز_شهید
پ.ن : حاج محمود برادر شهید؛ از آزادگان #دفاع_مقدس هستند.
دفاع پرس📲
@shahid_hajasghar_pashapoor🕊🌹