🌙شب را در دانشگاه ملی سنندج خوابیدیم. صبح با صدای اذان جناب سرهنگ آقایی بلند شدیم و روز پنجشنبه را با نماز جماعت صبح، به امامت حاجآقا برزگری شروع کردیم.
📋برنامه امروز، رفت و برگشت به بانه است. ۸:۵۵ از سنندج بیرون زدیم. یکی دوساعت بعد به دیواندره رسیدیم. دیواندره شهری قشنگ با موقعیتی استراتژیک است.
🏢ساختمانهای اینجا شبیه ابیانه است، البته نه با رنگ سرخ.
🛤طول مسیر شبیه جاده هراز، پرپیچوخم بود. بعد از ۵:۳۰ ساعت، به بانه رسیدیم. در بین راه با خودم به شهدا و نام و یادشان فکر میکردم. چرا کوچههایمان را به نامشان کردیم؟
😓با خودم کلنجار میرفتم که اگر میدانستیم زیر اسم شهیدی که بر تابلو آدرس کوچه میدرخشد، گناهانی نابخشودنی میکنیم، آیا باز هم نام شهید را بر کوچههایمان میگذاشتیم؟
آیا بهتر نبود نام شهید را بر کوچههای قلبمان مینگاشتیم تا آدرس قلبهایمان خدایی گردد؟
🤭دوباره فکر کردم منصفانه نیست اینهمه آثار ارزشمند نام شهدا را نادیده بگیریم. چرا که هرگاه نشانی منزلمان را میدهیم، باید بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه میرسیم و این دست اشاره شهدا ما را از خیلی گناهان بازداشته است....
🌷اگر شهادت و شهدا نبودند، چه اتفاقاتی که رخ نمیداد. زندگی برای بعضیها خواب گرانی است به ارزانی عمر!
📖 کتاب الی الحبیب، برشی از سفرنامه بازدید از مناطق جنگی؛ به قلم #شهید_علیرضا_بابایی
@shahid_hajasghar_pashapoor 🕊🌹