eitaa logo
🇮🇷شَهْيـد خَلْيـٰل تَخْتي نِژْاد🇵🇸
632 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
2.7هزار ویدیو
6 فایل
بسم رب الشهداء🍃 شهیدخلیل تختی نژاد دومین شهیدمدافع حرم استان هرمزگان تولد:١٣٧٢/۵/١٠ شهادت:١٣٩٧/٣/۱۴ مسئول عملیات محور T2 محل شهادت:معیزلیه. سوریه اینجا‌دعوت‌شدہ‌ۍ‌خو‌دشهیدی تحت نظارت خانواده محترم شهید 📝کپی آزاد
مشاهده در ایتا
دانلود
نمازش رو همیشه شمرده شمرده و بادقت می خوندبهمون می گفت : اشکال کار ما اینه که برای همه وقت می ذاریم، جز برای خدانمازمون رو سریع می خونیم و فکر میکنیم زرنگی کردیم؛ اما یادمون می ره اونی که به وقت ها برکت می ده، فقط خود خداست 🌷شهید علیرضا کریمی🌷 •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••• @shahid_khalil_takhtinezhad •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
🌱و سلام بر او که می گفت: «بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر ظاهرشان را شبیه شهدا کنند کار تمام است؛ نه، باید مانند شهدا زندگی کرد» •🌹شهید محمّدابراهیم همت🌹 •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••• @shahid_khalil_takhtinezhad •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
🌹🌹اوایل ازدواجمون بود برا خرید با سید مجتبی رفتیم بازارچه بین راه با پدر و مادر آقا سید برخورد کردیم سید به محض اینکه پدر و مادرش رو دید ، در نهایت تواضع و فروتنی خم شد روی زمین زانو زد و پاهای والدینش رو بوسید آقا سید با اون قامت رشید و هیکل تنومند در مقابل والدینش اینطور فروتن بود این صحنه برا من بسیار دیدنی بود ...  🌹 •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••• @shahid_khalil_takhtinezhad •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
❗راز شهادت❣❓گریه❣............. بهش گفتم خسته ای بابا یه کم استراحت کن می گفت شیخ وقت نداریم باید کار کنیم ‌‌‌‌‌…… حتی اگر دو ساعت قبل از نماز صبح هم از جبهه یا بیرون میومد باز حداقل یک ساعت قبل از نماز صبح بیدار می شد نشسته هم که شده بود نماز شبش رو می خوند و آروم آروم گریه می کرد، گاهی اوقات اونقدر تو سجده گریه می کرد نگاه می کردی می دیدی کنارش کلی دستمال ریخته و جوابگوی اشک هاش نبود …. می گفت شیخ دعا کن خیلی وقته جبهه ام شهید بشم... 🌹 🕊🥀 •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••• @shahid_khalil_takhtinezhad •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
جرعه ای از کلام شهید 🌷در تلاش برای اداره زندگی از کار حلال شرم نداشته باشید. چشمتان به دست دیگران نباشد و برای لقمه نانی در مقابل هر کس و ناکسی کمر خم نکنید •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••• @shahid_khalil_takhtinezhad •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
💠نامش را فراموش كردم، اما پسري سيزده ساله بود كه پدرش راننده بود و در يك سانحه از دنيا رفت. ابراهيم خيلي مراقب اين پسر بود. برايش خرج مي كرد، او را باشگاه برد و وقتش را پر كرد. بعد متوجه شد كه اينها مستأجر هستند و چند ماهي است اجاره منزلشان عقب افتاده ... 💠روز بعد همان پسر در جمع ما گفت: خدا اين همسايه روبرويي ما رو حفظ كنه. تموم اجاره هاي عقب افتاده را پرداخت كرد و به صاحبخانه ما گفته كه از اين به بعد اجاره ها را او پرداخت مي كند. او خوشحال بود و ابراهيم هم ساكت. اما من مي دانستم كه ابراهيم با همسايه صحبت كرده و هزينه ها را پرداخت كرده!! 🌱او می دانست خدای خوبش می فرماید: فَأَمَّا الْيَتيمَ فَلا تَقْهَرْ و اما (به شکرانه این همه نعمت كه خدا به تو داده) یتیم را خوار و رانده و تحقیر مکن (ضحي/9) 📙 خداي خوب ابراهيم 🍃 🌸 🕊🥀 •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••• @shahid_khalil_takhtinezhad •••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••
خیلی دلتنگ‌عباس شده بودم 💔 بعضی‌وقتا‌همینجوری‌داخل‌خونه صداش میزدم ... یه شب اومد تو خوابم با همون لبخند همیشگیش🌱 بهش گفتم عباس توکجایی دلم برات تنگ شده پسرم . گفت : من شهید شدم مگه نمیدونی خداگلچینه ! گفتم الان کجایی : گفت: پیش امام حسین ع .💚✨ برگࢪفتہ‌ازکتاب‌تاثیرنگاه‌شهید بہ‌نقل‌ازمادربزرگ‌شهید 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸 به ما بپیوندید .... 🔰https://eitaa.com/joinchat/105578718C67ce3977a9
໑♥️⛓ • . روزه‌ام امّـا ... هر روز حسرت میخـورم حسرت اخـلاص پاکتان را حسرت دل آسمانی تان را وجـودم آنقدر پر شده از هـوای زمین که با دیدن هوای شما هوایی می شوم گاهی... 🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃 به ما بپیوندید .... 🔰https://eitaa.com/joinchat/105578718C67ce3977a9
🍃بسم رب شهدا والصدیقین 🍃 🌷 در تمام زندگی بیست ساله اش، یک بار برات کربلا را گرفت. هر چند پایان عمر این دنیایی اش،🌍 مصادف شد با سر گذاشتن بر دامن مادر سادات (س) و شب زیارتی حضرت سیدالشهداء (ع) ومهمانی ارباب در کربلا.🕊 ماه مبارک رمضان 🌙 سال نود بود که بین الحرمینی شد برایمان... حرکت ساعت نُه صبح بود. ما احتمال می دادیم که به تعویق افتد، لذا سحری خوردیم... از همان ابتدای سفر در اتوبوس🚌،با اینکه هم سفرها را نمی شناخت،ملحق شد به جوانهای ته اتوبوس. دیگر اول اتوبوس پیدایش نشد. حدود ساعت ⏰یازده صبح بود که از حد ترخص گذشتیم.همان موقع بود که از ته اتوبوس آمد کنار مادر و گفت: «خب دیگه! وقت افطاره!» - محمد! ما سحری خوردیم! لااقل بذار وقت ناهار بشه!❗️ _ «نه دیگه! حد ترخص گذشت. خدا اجازه داده بسه دیگه! شما طولانیش نکن!» 😄و شروع کرد به افطاری خوردن! یکی از ویژگی های بارزش همین بود؛فقط از یک نفر خجالت می کشید، از یک نفر به طور کامل اطاعت می کرد، محدودیت های یک نفر را بی چون و چرا می پذیرفت و واقعا به آن پایبند بود. وقتی در کاری جواز از پروردگارش داشت، محدودیت های سخت گیرانه‌ی سایرین را قبول نمی کرد. وقتی شرع به او اجازه ی کار درستی را می داد،برای عرف و نگاه مردم،خواست بقیه ارزش قائل نبود. _ «از خدا جلو نزنید!!!» 🍃 🌷 🇮🇷 https://eitaa.com/joinchat/105578718C67ce3977a9
12.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادِ کسی که سوی حرم پَر کشید و رفت... 🕊 🌷 از قید و بند عشق زمینی رَهید و رفت... 🌷 ما کوچه باز کرده و هِی سینه می‌ زدیم... او ازمیان کوچه‌ی هیئت دوید و رفت... 🕊 🖇مراسم تشییع پیکر شهید مدافع حرم خلیل تختی نژاد در بندرعباس ۲۱خرداد۱۳۹۷ 🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃 به ما بپیوندید .... 🔰https://eitaa.com/joinchat/105578718C67ce3977a9
🌷تمیزی و خوش پوشی‌اش بسیار به چشم می‌آمد. همیشه بوی گل می‌داد. لباس‌های خوب و تمیز می‌پوشید. موهایش را مرتب شانه می‌کشید. از جوراب‌های سفید و تمیز استفاده می‌کرد. مراقب بود که همیشه ظاهری آراسته و مناسب داشته باشد. 🌷همیشه می‌گفت مسلمان باید تمیز باشد! شهید علی‌اکبر معصومی‌نژاد سربه زیر در خانه‌ای که مستاجر بودیم، همیشه با «یاالله» وارد خانه می‌شد.نجابت داشت.ومسئولیت شناس. "شهید علی اکبر معصومی نژاد" ✍ راوی: همسر شهید 🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃 به ما بپیوندید .... 🔰https://eitaa.com/joinchat/105578718C67ce3977a9
45.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادِ کسی که سوی حرم پَر کشید و رفت... 🕊 🌷 از قید و بند عشق زمینی رَهید و رفت... 🌷 ما کوچه باز کرده و هِی سینه می‌ زدیم... او ازمیان کوچه‌ی هیئت دوید و رفت... 🕊 🔹🔹🔹🔹🔹 به ما بپیوندید .... 🔰https://eitaa.com/joinchat/105578718C67ce3977a9