🔰خاطره دیدار با رهبر انقلاب
پس از به شھادت رسیدن حسن آقا ،خیلی بــےقرار و دلتنگ بودم تا اینکہ برنامه زیارت مقاممعظمرهبرے نصیب ما شد حرفهای زیادی داشتم که با حضرت آقا بزنم اما نورانیت وجود مبارڪش بخشۍ از دردهایم را کاهش داد.
عڪس پسرم را که در دستم بود به زیر پایشان انداختم گفتم کاش پسرها داشتم و در راه اسلام و شما فدا مےکردم تازه آن روز به یاد خاطرهای از کودکےشھیدحسن افتادم.
حضرت آقا در سفری که به استان گیلان داشتند ،حسن آقا پیاده با بسیجیان از رودسر تا رشت رفته بود وقتی به خانه برگشت از من پرسید
مامان چرا نیامدۍ ... ؟!
گفتم رفته بودم سر زمین کشاورزے گفت: اگر آن نور را امروز میدیدی هرگز به خودت اجازه نمےدادی که از دیدنش محروم شوۍ...!
#شهیدمدافعامنیتحسنعشوری🌷