eitaa logo
شهید محمد بلباسی
787 دنبال‌کننده
931 عکس
540 ویدیو
13 فایل
✍️آخرت خود رابه دنیای فانی نفروشید،کمک به مستمندان ومحرومین رافراموش نکنید درعرصه های اجتماعی،فرهنگی وسیاسی حضورفعال داشته باشید 🌸ولادت زمینے:57/12/09 🍃ولادت آسمانے:95/2/17 🌷محل شهادت:سوریه،خانطومان مدیران @ahmadsalehinejhad تبادل @yamahdisahebzamn313
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام✋ امروز قراره با دو تا دیده بان آشنا بشین؛ من و رفیقم، آقامحمد. حتما می پرسین چرا دو تا دیده بان؟ آخه من از زمان ۸ سال دفاع مقدس تا حماسه خانطومان، کارم دیده بانی نظامی بود. آقامحمد هم دیده بان فرهنگی بود. هر دو دشمن رو رصد می کردیم. و البته الان این مسئولیت رو به شما سپردیم. نگران نباشید، همیشه کنارتون هستیم. من حبیب الله قنبری ام. منم محمد بلباسی. انشاءالله امروز رفقای خوبی برای هم بشیم.😇 🌹 @shahid_mohammad_belbasi
شهید محمد بلباسی
﷽ 🕊امشب شب آخر بچه های لشکر ویژه۲۵ کربلای مازندران در خان‌طومان سوریه بود... 🥀شب آخر که راوی میگفت تو کار کردن شب و روز نداشتن و همیشه سر و صورتش خاکی بود به عبارتی خستگی را در خان طومان خسته کرد. 🥀شب آخر نابغه معاونت عملیات لشکر ۲۵ کربلا که به خانواده اش میگفت من بنا و کارگر هستم. 🥀شب آخر مداح دلسوخته آل الله . . . جایش در تعزیه ها خالی ست... 🥀شب آخر علمدار اردو های جهادی در مناطق محروم . . . یادگارش همان قرارگاه جهادی علمدار است که همچنان در مناطق محروم فعال است و دوستانش راهش را ادامه میدهند همان دوستانی که شاهد بیل زدن و عرق ریختنش در آن مناطق نبودند. 🥀بسیجی خادم الشهدا که مثل یک نور در شهرستان نور درخشید. 🥀شب آخر هست که عاشورا خوندش ترک نمیشد حتی اگر خسته بود. 🥀شب آخر که جانانه با تو خط پدافند موندن و حاضر نشدن عقب برگردن و خونی رفتند به لقا الله 🥀شب آخر زندگی مادی مرد سال های دفاع مقدس راوی راهیان نور در جبهه های خوزستان انقدر حسرت خورد به حال همرزمانش تا خدا خواست او گمنام و بدون پیکر در کشور غریب به دیدارش رود... 🥀شب آخر که برای پسر کوچکش هدیه خرید اما عمرش کفاف نداد که هدیه را به پسرش برسونه ، باید می رفت تا اسلام ناب زنده بماند باید می رفت تا سیلی آبداری شود در گوش استکبار جهانی ، هدیه پسرش و ساک و کیفش را رفقای علیرضا برایش بردند. 🥀شب آخر زندگی جوان مومن انقلابی شهرستان آمل 🥀شب آخر زندگی دیدبان قدرتمند و پهلوان سال های دفاع مقدس که ادامه دهنده راه دوستانش بود 🥀شب آخر زندگی ملکوتی جوان با اخلاق و متواضع و شهدا مسلک . . ‌. پر کار و پر تلاش که سرنوشت زندگی او با شهادت در راه حق در خان طومان رقم خورد و از دانشگاه امام حسین ع فارغ التحصیل گردید بچه‌های خان‌طومان دعامون کنید🌹 •┈┈••••✾•🌿🥀🌿•✾•••┈┈• 🌴کانال "شهید محمد بلباسی" 🆔 @shahid_mohammad_belbasi
شهید محمد بلباسی
🛑#کربلای_خانطومان 🛑حماسه‌رزمندگان‌مازندرانی‌مدافع‌حرم 🛑نحوه شهادت و اسارت مدافعان‌حرم 🖍قسمت اول
🛑 🛑حماسه‌رزمندگان‌مازندرانی‌مدافع‌حرم 🛑نحوه شهادت و اسارت مدافعان‌حرم 🖍قسمت دوم 💣ساعت ۱۳ تا ۱۳:۳۰ آن روز، آتش تهیه شروع شد. دشمن در ساعت ۱۵ یا ۱۵:۳۰، تانک بی‌ام‌پی انتحاری و پر از مهمات منفجره را به طرف خان‌طومان فرستادند اما قبل از اینکه تانک بی‌ام‌پی به وسط شهر برسد، یکی از رزمنده‌های زرهی فاطمیون با تانک، تانک بی‌ام‌پی را زد و خودش شهید شد. وقتی بی‌ام‌پی منفجر شد، به قدری موجش زیاد بود که زمین از هم پاشید! هرکس نزدیک بود، شهید شد و آنکه دورتر بود، موج انفجار او را گرفت. ☄با این انفجار عظیم، خیلی از رزمنده‌های فاطمیون و دیگر گروه‌ها همان دقایق وحشت‌زده شدند و مجبور شدند به عقب برگردند و عده‌ای هم مجروح و زخمی بودند؛ ماندیم ۷۰نفر مازندرانی و ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر هم سایر نیروها؛ جمعاً ۲۰۰نفر در مقابل دو هزار تروریست! 🚜رزمندگان مدافع‌حرم را تروریست‌های داعش به اسارت می‌بردند. بعد از این انفجار، از طریق پهپاد و هلی‌شات خبر دادند که خط خالی شده و نیروهای آنها در حال عقب‌نشینی هستند، تانک‌ها را حرکت بدهید. از هر خطی که ۱۵۰متر هم نمی‌شد، ۵ یا ۶ تا تانک آمد. بدنه‌ی تانکهای تکفیری‌ها هم سُر بود و وقتی آرپیچی به آن می‌خورد، سُر می‌خورد و رد می‌شد. جلوی چشم ما یکی از رزمنده‌ها با آرپیچی به تانک زد و تانک دشمن منفجر نشد؛ فقط گلوله آرپیچی روی تانک سُر خورد و رد شد. 👿نیروهای آنان چهار خط و چهار مدل مختلف نیرو داشتند و دائم هم بهشان نیرو تزریق می‌شد. سری اول آنها موادّی به بدنشان می‌زنند که چیزی نمی‌فهمند و خوشحالی زائدالوصفی به آنها دست می‌دهد و هرچیزی را که جلویشان بیاید، نابود می‌کنند. پشت سر مهاجمین‌شان، نیروهای اعتقادی‌شان بود. سومین گروه هم مزدورها و پولکی‌ها بودند و در ردیف چهارم، نیروهایی بودند که فقط تیر خلاصی می‌زدند. این گروه آخر که می‌آیند، بقیه نیروها می‌دانند اگر بخواهند زنده بمانند، باید خط را بگیرند؛ در غیر این صورت، کشته می‌شوند. 🦋شهیدان سید رضا طاهر و حسین مشتاقی در این مرحله شهید شدند و شهید ، دیده‌بان ما هم چون در همان ساعت اول به شهادت رسید، توانستند پیکرش را به پشت جبهه برگردانند اما بقیه ساعت ۱۶ به بعد شهید شدند و پیکرشان در دست نیروهای داعش ماند. قبلا به راحتی با گرفتن مبلغی پیکرها را می‌دادند اما عربستان آنقدر در گوش‌شان خواند که جسدها را ندهید تا خانواده‌های آنها تا قیام قیامت در ذهنشان باشد که پیکر عزیزان‌شان آنجا ماند. 🔫از بعد از ظهر اوضاع به گونه‌ای شد که نبرد کوچه‌به‌کوچه شده بود و دیگر کلاش را انداختیم و با نارنجک می‌جنگیدیم؛ جنگ‌تن‌به تن شده بود که اعلام کردند، برگردید عقب. عقب‌برگشتن برای ما که رفقای‌مان را سر یک سفره با هم نشسته بودیم و حالا دیگر شهید شدند، بسیار سخت بود که بدون پیکرشان برگردیم. نمی‌دانستیم باید جواب خانواده‌شان را چطور بدهیم. 🇮🇷بچه‌های مازندران در آن وضعیت و در شرایطی که آب و غذا هم نداشتیم، تصمیم گرفتیم بمانیم و بجنگیم. در این موقعیت «سردار رستمیان» قصد داشت به خط برود که گفتیم حاجی اگر صدای شما پشت بی‌سیم قطع شود، دیگه کار بچه‌ها تمام است. ما خط به خط، کوچه به کوچه عقب آمدیم، اینکه می‌گویند محاصره شدیم و فرار کردیم و از پشت ما را زدند، اشتباه است. خدا شاهد است مدیون هستند کسانی که این حرف‌ها را میزنند. 🌴کانال "شهید محمد بلباسی" 🆔 @shahid_mohammad_belbasi
شهید محمد بلباسی
نُه سال میگذرد...💔
﷽ 🕊دیشب شب آخر بچه‌های لشکر عملیاتی ۲۵ کربلای مازندران در خان‌طومان سوریه بود... 🥀شب آخر که راوی میگفت تو کار کردن شب و روز نداشتن و همیشه سر و صورتش خاکی بود به عبارتی خستگی را در خان طومان خسته کرد. 🥀شب آخر نابغه معاونت عملیات لشکر ۲۵ کربلا که به خانواده اش میگفت من بنا و کارگر هستم. 🥀شب آخر مداح دلسوخته آل الله . . . جایش در تعزیه ها خالی ست... 🥀شب آخر علمدار اردو های جهادی در مناطق محروم . . . یادگارش همان قرارگاه جهادی علمدار است که همچنان در مناطق محروم فعال است و دوستانش راهش را ادامه میدهند همان دوستانی که شاهد بیل زدن و عرق ریختنش در آن مناطق نبودند. 🥀بسیجی خادم الشهدا که مثل یک نور در شهرستان نور درخشید. 🥀شب آخر هست که عاشورا خوندش ترک نمیشد حتی اگر خسته بود. 🥀شب آخر که جانانه با تو خط پدافند موندن و حاضر نشدن عقب برگردن و خونی رفتند به لقا الله 🥀شب آخر زندگی مادی مرد سال های دفاع مقدس راوی راهیان نور در جبهه های خوزستان انقدر حسرت خورد به حال همرزمانش تا خدا خواست او گمنام و بدون پیکر در کشور غریب به دیدارش رود... 🥀شب آخر که برای پسر کوچکش هدیه خرید اما عمرش کفاف نداد که هدیه را به پسرش برسونه ، باید می رفت تا اسلام ناب زنده بماند باید می رفت تا سیلی آبداری شود در گوش استکبار جهانی ، هدیه پسرش و ساک و کیفش را رفقای علیرضا برایش بردند. 🥀شب آخر زندگی جوان مومن انقلابی شهرستان آمل 🥀شب آخر زندگی دیدبان قدرتمند و پهلوان سال های دفاع مقدس که ادامه دهنده راه دوستانش بود 🥀شب آخر زندگی ملکوتی جوان با اخلاق و متواضع و شهدا مسلک . . ‌. پر کار و پر تلاش که سرنوشت زندگی او با شهادت در راه حق در خان طومان رقم خورد و از دانشگاه امام حسین ع فارغ التحصیل گردید بچه‌های خان‌طومان دعامون کنید🌹 •┈┈••••✾•🌿🥀🌿•✾•••┈┈• 🌴کانال "شهید محمد بلباسی" 🆔 @shahid_mohammad_belbasi