eitaa logo
کانال شهید سید حسن روح الامینی
94 دنبال‌کننده
17.2هزار عکس
8.8هزار ویدیو
8 فایل
شهدا⚘️ خاطرات شهدا🌹 عکس نوشته🌱 مطالب مذهبی🇮🇷 استوری مذهبی📿
مشاهده در ایتا
دانلود
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️قرآن قسط و عدالت را برای کل جامعه انسانی می‌خواهد 🔹 «قسط» و «عدالت» را برای کل جامعه انسانی می‌خواهد، نه فقط برای این طبقه یا آن قوم و قبیله. «قرآن» برای جلب انسانها به سمت خود، برخلاف بعضی مکتب‌ها مثل نازیسم، بر روی تعصبات آنها انگشت نمی‌گذارد. همچنین برخلاف برخی دیگر از مکتب‌ها مثل مارکسیسم، بر روی منفعت‏‌طلبی و نفع‏‌پرستی انسانها تکیه نمی‌کند و آنها را از راه منافعشان به حرکت در نمی‌آورد. [۱] 🔹 همانطور که برای وجدان عقلی انسان اصالت قائل است، برای او یک اصالت وجدانی و فطری نیز قائل است و بر اساس همان فطرت حق‏‌جویی و عدالت‏‌طلبی است که انسانها را به سیر و حرکت وا می‌‏دارد و از این رو پیامش منحصر به طبقه کارگر یا کشاورز یا محروم و مستضعف نمی‌شود. «قرآن» به ظالم و مظلوم، هر دو خطاب می‌کند که به راه حق بیایند. 🔹موسی (ع) هم به بنی‏‌اسرائیل و هم به فرعون پیام خدا را ابلاغ می‌کند و از آنها می‌خواهد که به پروردگار ایمان بیاورند و در راه او حرکت کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسالت و دعوت خود را، هم به سران قریش و هم به ابوذر و عمار عرضه می‌کند. «قرآن» نمونه‌های متعددی از برانگیختن فرد علیه خودش و بازگشت از مسیر گمراهی و تباهی (توبه) ذکر می‌کند. البته قرآن خود به این نکته توجه دارد که‏ بازگشت آنها که در رفاه و تنعم بسر می‌برند به مراتب دشوارتر از بازگشت محرومان و ستمدیدگان است. پی نوشت؛ [۱] زیرا در این صورت دیگر عدالت و حق برای گروندگان هدف نخواهد بود، بلکه رسیدن به منافع وارضای خواسته‌ها هدف قرار می‌گیرد 📕آشنایی با قرآن (نسخه سایت)، مرتضی مطهری، ج ۱، ص ۴۷ و ۴۸ منبع: پورتال جامع استاد شهید مطهری @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️چرا متوکل امام هادی (ع) را از مدينه به سامرا منتقل کرد؟ 🔹متوكل براى زير نظر گرفتن (ع) از روش نياكان پليد خود استفاده مى كرد و در صدد بود به هر وسيله ممكن فكر خود را از طرف حضرت راحت كند. مأمون از طريق وصلتى كه با حضرت جواد (ع) برقرار كرد، توانست كنترل و سانسور را حتى در درون خانه امام برقرار سازد و تمام حركات و ملاقات هاى حضرت را زير نظر داشته باشد. پس از شهادت امام جواد (ع) و جانشينى (ع) به جاى پدر، ضرورت اجراى چنين نقشه‏ اى بر خليفه وقت كاملاً روشن بود، زيرا اگر امام در مدينه اقامت مى كرد و خليفه به او دسترسى نمى داشت، قطعاً براى حكومت جابرانه او خطر جدى در بر مى داشت. اينجا بود كه كوچكترين گزارشى درباره خطر احتمالى امام، خليفه را به شدت نگران ساخت و منجر به انتقال امام به سامرا گشت. 🔹توضيح اينكه «عبدالله بن محمد هاشمى»، فرماندار وقت مدينه، طى نامه‏ اى خليفه را به شدت از فعاليت هاى سياسى امام (ع) نگران ساخت و پايگاه اجتماعى آن حضرت را براى متوكل تشريح كرد، [۱] ولى حضرت با ارسال نامه‏ اى براى متوكل ادعاهاى «عبدالله» را رد، و از او به متوكل شكايت كرد. متوكل مانند اغلب سياستمداران جهان، با يك حركت مزورانه و دو پهلو، از يك طرف «عبدالله بن محمد» را از كار بركنار كرد و از طرف ديگر به كاتب دربار خويش دستور داد نامه‏ اى به حضرت بنويسد كه بر حسب ظاهر علاقه متوكل را نسبت به امام (ع) بيان مى كرد، ولى در واقع دستور جلب محترمانه! حضرت بود. 🔹نامه بدين مضمون بود: «به نام خدا، پس از حمد و ثناى خداوند، اميرالمؤمنين شما را خوب مى شناسد، شخصيت، بزرگوارى و نسبت و قرابت شما را با رسول خدا (ص) رعايت میكند، و تنها هدف او جلب رضايت و خشنودى خداوند و شما است. اكنون دستور دادند كه طبق درخواست شما فرمانده جنگ و امام جمعه شهر، «عبدالله بن محمد»، كه مرتكب خلاف اهانت به شما شده است، بركنار و به جاى او «محمد بن فضل» منصوب شود. او دستور دارد در برابر امر شما مطيع بوده در تكريم و تعظيم شما نهايت سعى و كوشش را به عمل آورد تا بدان وسيله به خدا و رسول او و اميرالمؤمنين (متوكل) تقرب جويد. اميرالمؤمنين مشتاق ديدار شما است تا تجديد عهدى صورت گيرد، اگر مايل به زيارت خليفه باشيد و به آن علاقه داريد میتوانيد به اتفاق خانواده و دوستان و علاقه‏ مندان حركت كنيد. برنامه سفر به اختيار خودتان است، هرجا خواستيد توقف نماييد. در صورت تمايل، خدمتگزار خليفه، «يحيى بن هرثمه»، ملازم ركاب خواهد بود و به خدمتگزارى شما مفتخر خواهد شد، زيرا شما نزد ما محترميد و ما شديداً به شما علاقه ‏منديم. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته». [۲] 🔹بدون ترديد حضرت از سوء نيت متوكل آگاه بود، ولى چاره‏ اى جز رفتن به سامرّاء نداشت، زيرا قبول نكردن دعوت متوكل سندى در تأييد گفتار سعايت كنندگان مى شد و باعث تحريك بيشتر متوكل میگرديد و بهانه بيشترى به دست او میداد كه تضييقات و مشكلات فراوانى را براى امام هادی (ع) فراهم كند. دليل اينكه امام از نيت شوم متوكل آگاه بود و به ناچار به اين سفر اقدام نمود، جملاتى است كه امام بعدها در سامرّاء میفرمود: «مرا از مدينه با اكراه با سامرّاء آوردند». [۳] در هر حال حضرت نامه دعوت را دريافت داشت و ناگزير همراه يحيى بن هرثمه عازم سامرّاء گرديد. پی نوشت‌ها؛ [۱] بحارالأنوار، المكتبه الاسلاميه، چ۲، ج‏۵۰، ص۲۰۰. علاوه بر عبدالله بن محمد، طبق نقل مسعودى، بريحه عباسى نيز، كه مسئول نظارت بر اقامه نماز در حرمين (مكه و مدينه) بود، بارها به متوكل نوشت: اگر احتياجى به حرمين دارى، على بن محمد را از آنجا اخراج كن، زيرا او مردم را به سوى خود دعوت میكند و گروه انبوهى به او گرويده‏ اند (اثبات الوصيه، المطبعه الحيدريه، چ۴ ص۲۲۵) [۲] همان، ج۵۰، ص۲۰۰ [۳] همان، ص۱۲۹ 📕سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۹۰ش، ص۵۷۷ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
هدایت شده از تبیین
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️چاپلوسی  🔹خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛ [آل عمران، ۱۸۸] گمان مبر آنها که از اعمال (زشت) خود خوشحال می‌شوند، و دوست دارند در برابر کار (نیکی) که انجام نداده‌اند مورد ستایش قرار گیرند، از عذاب (الهی) برکنارند! (بلکه) برای آنها، عذاب دردناکی است!» تمجید و تقدیس دیگران به واسطه افعال و خلقیات نیکشان لازمه اخلاق اسلامی و نوعی شکرگزاری از آفریده های خداوند است. امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام می‌فرماید: «رُبَّما اسْتَحْلَی النَّاسُ الثَّناءَ بَعْدَ الْبَلاءِ؛ [۱] چه بسا مردم ستایش کسی را بخاطر تلاش‌ها و زحمت هایش شایسته می دانند». 🔹این احترام‌ها هر چند بر تواضع آدمی می افزاید ولی نباید از حد خود بگذرد و نام گیرد. امام علی علیه السلام می‌فرماید: «اذا مَدَحْتَ فَاخْتَصِرْ...؛ [از کتاب غررالحکم] اگر مدح کردی، مختصر کن...». کما اینکه اگر شخصی را به واسطه عمل ناشایست یا سخن ناپسند مورد مذمت قرار دادید، تعدّی از حد مورد نیاز شایسته نیست و لازم است همواره جایی برای آشتی باز بماند. امیرالمؤمنین در ادامه حدیث قبل می‌فرماید: «...اذا ذَمَمْتَ فَاقْتَصِرْ؛ اگر کسی یا چیزی را مذمّت کردی آن را کوتاه کن». احترام بیشتر از حد جواز، و خضوع و خشوع بیش از حد معمول، برای کسی خلق اسلامی شمرده نمی شود و دو منشاء ناپسند دارد که عبارتند از: سفاهت و کم خردی یا فرصت طلبی و منفعت خواهی. انسانی که بیش از حد از کسی مدح می کند و یا او را مذمت می نماید، عاقل نیست، او سفیه و احمق است. 🔹امیرالمؤمنین علیه السلام در حدیث دیگری می‌فرماید: «اکبَرُ الْحُمْقِ الْاغْراقُ فِی الْمَدْحِ وَ الذَّمِّ؛ [همان] بزرگترين حماقت، اغراق در ستايش و نكوهش است». چنین کسی در پی رسیدن به منافع خویش است و لذا صفت مداحی، وصف قریب فرصت طلبانی است که همواره، باصطلاح «نان به نرخ روز می خورند» و گاهی با عمرو، و گاهی با زید می جوشند؛ کسانی که گاه خبث باطنی، آنها را فرمان به جدال و خصومت می دهد، و گاه به تملق و مداحی وادار می کند. نزد آنان هدف، وسیله را توجیه می کند، و آنچه برای آنها مهم است رسیدن به منفعت پیش بینی شده آنهاست و نه هیچ چیز دیگر. امام علی علیه السلام در روایت دیگری می‌فرماید: «احْتَرَسُوا مِنْ سَوْرَةِ الْاطْراءِ وَ الْمَدْحِ فَانَّ لَهُما ریحاً خَبیثاً فِی الْقَلْبِ؛ [همان] از شراره تملق و مداحی دوری گزینید که حاکی از بوی کثیف قلب مداحان و تملق گویان است». 🔹بنابراین مدح و ستایشی که اولّا لله صورت پذیرد، و برای مطامع دیگر و امیال دنیوی نباشد و ثانیاً از حد خود نگذرد، مذموم شمرده نمی شود. بلی، مدحی که از تعادل خارج شود، خلق اسلامی شمرده نمی شود. امیرالمؤمنین علیه السلام در حدیثی دیگر می‌فرماید: «ایاک وَ الْمَلَقَ فَانَّهُ لَیسَ مِنْ خَلائِقِ الْایمانِ؛ [همان] از بپرهیز که آن از اخلاق مؤمن نیست». و نیز می فرماید: «لَیسَ الْمَلَقُ مِنْ خُلْقِ الْانْبِیاءِ؛ [همان] از شیوه ها و خُلقیات انبیاء نبوده است». 💠یک استثناء 🔹قبل از پیگیری بحث، لازم به توضیح است که اهمیت علم و دانش و تعلیم و تعلّم بدان حد است که اگر یادگیری منوط به چاپلوسی و تملّق از معلّم بوده و به غیر آن راهی نباشد، چنین عملی جایز است، مشروط بر آنکه عواقب منفی تملّق در معلّم بوجود نیاید. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «لَیسَ مِنْ اخْلاقِ الْمُؤمِنِ الَّتمَلُّقُ وَ الَحَسدُ الّا فی طَلَبَ الْعِلْمِ؛ [۲] و حسد خلق و خوی مؤمن نیست، الّا در مورد ». پی نوشت‌ها؛ [۱] نهج البلاغه، (صبحی صالح) خطبه ۲۱۶ [۲] مستدرك الوسايل، ج ۹، ص ۱۸۱ و كنز العمال، ۲۹۳۶۴ 📕غضنفری، علی؛ اخلاق در قرآن و سنت حاوی یکصد مبحث اخلاقی، ج ۱، ص ۲۹۳ منبع؛ حوزه نت @tabyinchannel