eitaa logo
روایتگری شهدا
25.6هزار دنبال‌کننده
11.7هزار عکس
5.3هزار ویدیو
72 فایل
🔰 #مقام_معظم_رهبری: 🌷 #شهدا را برجسته کنید،سیمای #منوّر اینها را درست در مقابل چشم جوانها نگه دارید. 🛑لطفا برای نشر مطالب با #مدیر_کانال هماهنگ باشید.🛑 📥مدیر کانال(شاکری کرمانی،راوی موسسه روایت شهدا،قم) 📤 @majnon313
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💢حجاب یعنی دیگران را اسیر خود نسازی و این فقط از انسان‌های آزاده برمی‌آید. 🔹️ 🔸️ ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚کتاب 💢خاطرات 🍂قسمت دوم 📝زندگی نامه شهید 🌷با توجه به املاک و اراضی بسیار ؛ «کشاورزی؛دامپروری و تجارت »شغل اصلی خاندانش بود . محمدعلی کودکی بیش نبود که در یازده سالگی پدرش دیده از جهان فرو بست. 🔸️او چهار برادر تنی به نامهای نعمت الله؛هیبت الله؛رسول و یک خواهر تنی بنام محبوبه دارد 🌷همچنین نه خواهر ناتنی به نامهای «عزت آغا؛منوره؛تاج الملوک ؛افروز؛شوکت الملوک؛عذرا؛اشرف؛ زرین تاج ویک برادرناتنی بنام رحمت الله » نیز دارد. 🔸️شهید تحصیلات ابتدایی اش را در دبستان «شهدا» ی روستای زادگاهش به پایان رساند و پس از آن در حوزه علمیه محمودیه شهر فاروج مشغول به تحصیل علوم دینی شد. 🌷با شروع جنگ تحمیلی برای اول بار در تاریخ 1361٫5٫6در عملیات رمضان ؛منطقه شلمچه و شمال شرق بصره حضور پیدا کرد و پس از آن در عملیات هایی چون رمضان ؛والفجرمقدماتی ؛والفجر۱ و کربلای ۲ شرکت کرد و در عملیات والفجر۱؛از ناحیه دست و بازو مجروح و پس از بهبودی دوباره عازم جبهه شد . 🔸️در سال 1362از حوزه علمیه شهر فاروج به حوزه علمیه امام خمینی شهرستان کاشان هجرت کرد. از شانزده سالگی تا آخرین ساعات عمر در جبهه ها شرکت کرد . 🌷تا اینکه بالاخره در عملیات کربلای۲ منطقه حاج عمران ؛ ودرقله 2519متری در دهم شهریورماه سال 1365همراه با دوست طلبه و همرزم شهیدش «علی شمعدانی »در«لشکر ویژه شهدا »به فرماندهی شهید محمود کاوه حضور یافت 🔸️و سر انجام پس از شش بار حضور پی در پی در ماه ذی الحجه دعوت حق را لبیک گفت و در تابستانی داغ ؛داغی بزرگ بر دل هایمان گذاشت . 🌷این شهید عزیز بعد از مفقودالاثر شدن ۹ ماه پس از شهادت در خرداد ماه 1366مصادف با (27ماه رمضان و شب قدر 1407ق) پیکر مطهرش بدون هیچ تغییر و آسیبی به آغوش خانواده بازگشت 🔸️و روی دست مردم شهید پرور رستم آباد تشییع شد و در جوار شهدای روستا ؛درگلزار شهدای امامزاده جعفر بن الحسن المجتبی به خاک سپرده شد به عنایت حق این شهید پس از شهادت اعجاز بسیار دارد که درفصل آخر به برخی از آنها اشاره خواهیم نمود... ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💢آماده شهادت... 🔹️در زمان دفاع مقدس هر رزمنده ای یک پلاک داشت که در آن بصورت کد، تمام اطلاعات فردی وی ثبت شده بود تا اگر شهید شد و پیکرش قابل شناسایی نبود از روی پلاک شناسایی شود... بمیرم برای کودکان بی پناه غزه! دارن اسامی آنها را روی ساعت دستشان می نویسند که اگر در بمباران رژیم حرام زاده صهیونیستی شهید شدند، جنازه هاشون قابل شناسایی باشه 🍁اللهم عجل لولیک الفرج 🔹️لعنت و‌ نکبت بر کسانی که از رژیم صهیونیستی حمایت و دفاع می کنند... ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷🕊🍃 بر ما خرده نگیرید که چرا روز و شبمان لبریز از یاد شهداست.... که اگر یاد شهیدی در دل، خانه کرده نه از پاکیِ دلِ ما... که از لطف و عنایت شهید است...💔 🕊 ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💌 🌹شهـــید سرادر سلیمانی: «قدس امکان ندارد آزاد شود جز با پرچم‌داری شیعه؛ ما می‌رویم؛ دیگران می‌مانند و این را تاریخ نقل خواهد کرد. این را کسی قبول بکند یا نکند تحققش قطعی است.» ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
_به شوخی به یکی از دوستانم گفتم : من ۲۲ ساعت متوالی خوابیده‌ام ! گفت : بدون غذا ؟! همین سخن را به دوست دیگرم گفتم ؛ گفت : بدون نماز ؟! و این گونه خدای هر کس را شناختم(: ...🌷🕊 ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
🔮 عشق و ارادت شهدا به حضرت زهرا س در سال ۱۳۷۲ در ارتفاعات ۱۱۲ فکه مشغول تفحص بودیم. اما چند وقت بود که هیچ شهیدی پیدا نمی کردیم.😔😔 به حدی ناراحت بودیم که وقتی شب به مقر می آمدیم حتی حال صحبت کردن با همدیگر را هم نداشتیم. تنها کاری که از دستمان برمی آمد نوار روضه حضرت زهرا (س) را می گذاشتیم و اشک می ریختیم.😭 با خودم می گفتم: «یا زهرا؛ من به عشق مفقودین اینجا آمده ام. اگر ما را لایق می دانید مددی کنید تا شهدا به ما نظر کنند و اگر لایق نمی دانید که برگردیم تهران». روز بعد هم بچه ها با توسل به حضرت زهرا (س) مشغول تفحص شدند. در حین کار روبروی پاسگاه بند انگشتی نظرم را جلب کرد.😱😱 با احتیاط لازم اطراف آن را خالی کردیم و به بدن شهید رسیدیم.😍😍 در کنار آن شهید، شهیدی دیگر را نیز پیدا کردیم که جمجمه هایشان روبروی هم بود. قمقمه آبی هم داشتند که برای تبرک همه از آن نوشیدیم.😊😊 وقتی که از داشتن پلاک مطمئن شدیم، با ذکر صلوات پیکرها را از روی زمین برداشتیم. متوجه شدیم که هر دو شهید پشت پیراهن شان نوشته بودند: «می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم».😭😭😭 راوی: مرتضی شادکام کتاب تفحص؛ نوشته حمید داود آبادی 🌹 شادی روح شهدا صلوات ☀️  @shahidabad313 ╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا