💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦
#برشی_از_یک_کتاب
#شهید_محسن_حججی
#شماره_۶
💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦
#سختی_کشیده_و_دنیا_دیده
✍...یادم هست زمان #سربازی_اش یک شب که خانه پدرم بودیم. بهش گفتم؛تو که مدرک تحصیلی ات خوبه، سابقه بسیج و اردوهای جهادی و کار کردن تو موسسه #حاج_احمد_کاظمی رو داری، می تونی بیای توی شهر خودمون خدمتت رو بگذرونی؛ گفت: اگه برم دنبالش شاید بشه یه کارایی کرد، ولی خودم می خوام برم به جای دور تا هم #دنیا_دیده بشم وهم #سختی بکشم...#تجربه قشنگیه!"
🍀راوی:حسین حججی،برادر شهید
📚#کتاب_سربلند فصل ۱ ص ۴۴
هدیه نثار روح این #شهید بزرگوار #صلوات
🌺الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌺
🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
💥روایتگری شهدا
✅ @shahidabad313
🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦
#برشی_از_یک_کتاب
#شهید_محسن_حججی
#شماره_۲۰
💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦
#موسسه_شهید_کاظمی #شهید_حاج_احمد_کاظمی #مزار_شهید #احترام_نظامی #نجف_آباد #اصفهان
✍...نمی دانم چرا و چگونه ولی از وقتی به #موسسه_شهید_کاظمی باز شد،
روز به روز تیپش تغییر کرد. دیگر این محسن،آن محسنی نبود که روزهای اول دیده بودمش.از حرکات و سکناتش هم می فهمیدم که زلفش به #حاج_احمد_کاظمی گره خورده.
💦چند باری من را با خودش برد سر #مزار_شهید_کاظمی. اوایل برای من خیلی جذاب نبود. نمی دانم پیش خودش چه فکری می کرد؛ ولی می رفت،هر هفته هم می رفت. دوتا موتور، دو ترکه می رفتیم تخت فولاد.دو،سه متر قبل تر می ایستاد وسلام می داد. بعد می رفت می نشست کنار قبر، آخر سر عقب عقب می آمد وبه نشانه خدا حافظی، #احترام_نظامی می گذاشت.
خودم تا قبل از آن فقط یک #شهید_کاظمی می شناختم که در تشییع جنازه اش هم بودم.
💦اما نمی شناختمش. محسن به واسطه #موسسه. #حاج_احمد را شناخت. حاضر بود از #نجف_آباد برود #اصفهان، یک سلامی و درد دلی و گریه ای بکند و برگردد.حتی شکایت هم می کرد. ولی ما اداواطوار و جنگولک بازی در می آوردیم.تاب می خوردیم لای قبرها و دوری می زدیم.
🍀راوی:حسین نجفیان،دوست شهید
📚#کتاب_سربلند فصل ۲ ص ۱۰۳
هدیه نثار روح این #شهید بزرگوار #صلوات
🌺الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌺
🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
💥روایتگری شهدا
✅ @shahidabad313
🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
🔰آخرین درخواست سردار شهید #حاج_احمد_کاظمی از رهبر انقلاب
مقام معظم رهبری در مراسم تشییع پیکرهای فرماندهان سپاه در سال ۸۴ فرمودند:
"دو هفته پیش شهید کاظمی پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکی اینکه دعا کنید من روسفید بشوم، دوم اینکه دعا کنید من شهید بشوم🕊🌹
گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهای مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همهتان باید شهید شوید؛ ولیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم آن روزی که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایستهی شهادت بود؛👌 حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتی این جمله را گفتم، چشمهای شهید کاظمی پُرِ اشک شد، گفت: انشاءاللَّه خبر من را هم بهتان بدهند!😔
فاصلهی بین مرگ و زندگی، فاصلهی بسیار کوتاهی است؛ یک لحظه است. ما سرگرم زندگی هستیم و غافلیم از حرکتی که همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات میکنند؛ هر کسی یک طور؛ بعضیها واقعاً روسفید خدا را ملاقات می کنند، که احمد کاظمی و این برادران حتماً از این قبیل بودند؛ اینها زحمت کشیده بودند".☝️
🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
☜【 روایتگری_شهدا】
✅ @shahidabad313
🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
••♥️!
سردار میگفت : اگھ توی پادگانت ،
دوتا سرباز رو نمازخون و قرآنخون کردی
این برات میمونھ از این پستها درجھها
چیزی درنمیاد…!
شادی روح شهید #حاج_احمد_کاظمی سه شاخه گُل #صلوات هدیه کنید🌹
🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
☜【 روایتگری_شهدا】
✅ @shahidabad313
🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊