eitaa logo
شهدای کرمان
10.7هزار دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
5.2هزار ویدیو
43 فایل
کانال شهدای کرمان انتشار خاطرات زندگی‌نامه وصیت‌نامه‌ تصاویر و فیلم‌های شهدا https://eitaa.com/shahidan_kerman
مشاهده در ایتا
دانلود
✍شهیدی که قرار بود امروز دامادی اش باشد اما خلعت زیبای شهادت پوشید و داماد شهید شد... 🔹شهید اسماعیل عرب از شهدای حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان جوانی که قرار بود ۱۳ بهمن یعنی امروز مراسم دامادی اش باشد اما شهدا او را دعوت کرده بودند... 🔸شهید اسماعیل عرب دوران کودکی‌اش را در روستای گورچوئیه گذراند اما سپس به دلیل نبود مدرسه راهنمایی در روستا به کرمان آمدند و پس از دوران راهنمایی دو سالی را به حوزه علمیه رفت اما به دلایلی از حوزه خارج شد پس از آن وارد کارهای فنی شد و در نهایت به جوشکاری مشغول بود. 🔹شهید اسماعیل همیشه برای انجام امور مربوط به برپایی موکب حضور داشت و بین جوانانی بود که کارهای خدماتی انجام می‌دادند مخصوصا چون کار فنی بلد بود همیشه حضور داشت حتی اگر در روستا نبود و با خبر می‌شد چه برای محرم چه موکب‌های مقطعی و یا گلزار شهدا سریع خود را می‌رساند. 🔸امسال هم برای موکب گلزار شهدا از چند روز قبل به همراه دوستانش لوازم مورد نیاز را جمع کردند و آوردند و می‌توان گفت که نصب راه‌اندازی و مدیریت موکب با شهید اسماعیل بود و به جهت دقت و ظرافتی که در کارش داشت موکبشان بی‌نظیر بود. 🔹دو سه روزی در روستا تنه درختان را می‌برید و برای موکب آماده می‌کرد همیشه در موکب‌ها و یادواره‌های شهدا حضور داشت شهدا او را دعوت کرده بودند. 🔸شهید معرفت برازنده ایشان بود چون بسیار بی‌ادعا خاکی و با معرفت بود این دنیا برایش کوچک بود انگار خدا جای بهتری برایش انتخاب کرده بود. 💢هدیه به روح مطهر و ملکوتی اش صلوات... @shahidan_kerman
✍زندگی زیباست اما شهادت زیباتر شهید کربلایی اسماعیل عرب شهید حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان و نهاری که به موکب نرسید. 🔹شب تا دیر وقت کنار موکب بودم رفتم خونه استراحت کردم فردا ظهر رسیدم کنار موکب وقتی رسیدم دوستان داشتند روغن‌جوشی درست می‌کردند یکباره دیدم اسماعیل یک کپسول گاز رو سرش داره میاد رفتم جلو و خدا قوت گفتم اسماعیل گفت من دستکش خریدم برای موکب خواستم هزینشو بهش بدم قبول نکرد بعد چند لحظه یک نفر آمد و منو صدا زد. 🔸چند تا تراول ۲۰۰ تومانی به من داد جهت کمک به موکب و گفت این پول ها از کربلا برگشتند و من سریع یکی از تراول ها را به اسماعیل دادم اما قبول نمی کرد به اصرار قبول کرد. 🔹بعد چند لحظه دوستان گفتند فکر نهار کن رو کردم به اسماعیل گفتم میایی بریم دنبال نهار او بدون معطلی گفت برویم رفتیم معراج شهدا آنجا داشتند نهار توزیع می کردند من و اسماعیل کمک کردیم نهار توزیع کردیم غافل از اینکه نهاری واسه خودمون نماند. 🔸یک ساعتی را در موکب معراج شهدا معطل شدیم و فقط کمی ماست موند همان ماست ها را برداشتیم و راه افتادیم به سمت موکب ولی نمی‌دانستم آخرین قدم‌ رو دارم با رفیق دوران کودکی و نوجوانی‌ام برمی‌دارم. 🔹در مسیر با چندتا از همشهری ها روبرو شدیم چند لحظه ای معطل شدیم اسماعیل گفت ماست ها رو بده من خسته شدی دادم دست اسماعیل و شوخی هم باهاش کردم و خندیدیم. 🔸به مسیر ادامه دادیم ناگهان یه چیزی منو اسماعیل رو از زمین بلند کرد و چند متر آن طرف‌تر پرت کرد بعد از چند لحظه سرم رو بلند کردم دیدم اسماعیل هم کنارمه گفتم اسماعیل طوری نیستی... @shahidan_kerman
شهدای کرمان
✍زندگی زیباست اما شهادت زیباتر شهید کربلایی اسماعیل عرب شهید حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان و نهار
✍شهید کربلایی اسماعیل عرب و نهاری که به موکب نرسید... 🔸اسماعیل به کارهای پیمانکاری جوشکاری سنگینی مشغول بود وقتی می آمد خونه از دست و صورت آفتاب خورده اش و لباسهای گرد و خاک گرفته اش معلوم بود حسابی زحمت می کشه دلمون برای سختکوشی که داشت می سوخت وقتی در این حالت میدیدیمش همیشه دعای خیر براش می کردم می گفتم خدا به زحمتهای اسماعیل برکت بده... 🔹درست یکماه مانده به بهترین شب زندگیش ایشون رو تو حادثه ی تروریستی کرمان از دست دادم در حالیکه به مدت سه روز مشغول برپایی موکب به مناسبت شهادت سردار حاج قاسم عزیز بود در روز سوم هنگامی که رفته بود برای خادمان موکب غذا تهیه کند در مسیر برگشت به موکب توسط داعشی های خبیث به درجه ی شهادت رسید. 🔸خدایا حالا که تقدیر این بود که اسماعیل از ما جدا باشه ایشون رو با بهترینها همنیشین بفرما وخدمتگزاری اهل بیت را به ایشان در اون دنیا عطا بفرما... @shahidan_kerman
7.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍به یاد شهید اسماعیل عرب جوانی که چند روز مانده به عروسی اش در حادثه تروریستی سیزدهم دی گلزار شهدای کرمان به درجه شفیع شهادت نائل آمد... با داغ شهید کربلا شد مأنوس آن روز که یاس گلشنش پرپر شد در بزم غم پدر نشستیم بر ما نظر شهید باشد اشک است که آمده به پرواز یا بال و پر شهید باشد در سینه نشسته شعله غم در دل شرر شهید باشد امروز فروغ محفل ما چشمانِ تر شهید باشد گردد چو شهید جاودانه این هم ثمر شهید باشد دارد به بهشت مُلک جاوید هر کس پدر شهید باشد @shahidan_kerman
شهدای کرمان
✍السلام علیک یا فَاطِمَةَ الزَّهرا سلام الله علیها... 🌹شب نودم گرامیداشت یاد شهید اسماعیل عرب هدیه به روح مطهر و ملکوتی اش صلوات... 🔹شهیدی که یکماه مانده به دامادی اش خلعت زیبای شهادت پوشید شهید اسماعیل عرب از شهدای حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان جوانی که قرار بود ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ مراسم دامادی اش باشد اما سیزده دی شهید شد... 🔸شهید اسماعیل عرب دوران کودکی‌اش را در روستای گورچوئیه گذراند سپس به دلیل نبود مدرسه راهنمایی در روستا به کرمان آمدند و پس از دوران راهنمایی دو سالی را به حوزه علمیه رفت اما به دلایلی از حوزه خارج شد پس از آن وارد کارهای فنی شد و در نهایت به جوشکاری مشغول بود. 🔹وی همیشه برای انجام امور مربوط به برپایی موکب حضور داشت و بین جوانانی بود که کارهای خدماتی انجام می‌دادند مخصوصا چون کار فنی بلد بود همیشه حضور داشت حتی اگر در روستا نبود و با خبر می‌شد چه برای محرم چه موکب‌های مقطعی و یا گلزار شهدا سریع خود را می‌رساند. 🔸در چهارمین سالگرد حاج قاسم برای موکب از چند روز قبل به همراه دوستانش لوازم مورد نیاز را جمع کردند و آوردند و می‌توان گفت که نصب راه‌اندازی و مدیریت موکب با شهید اسماعیل بود و به جهت دقت و ظرافتی که در کارش داشت موکبشان بی‌نظیر بود. 🔹دو سه روزی در روستا تنه درختان را می‌برید و برای موکب آماده می‌کرد همیشه در موکب‌ها و یادواره‌های شهدا حضور داشت. 🔸شهید معرفت برازنده ایشان بود چون بسیار بی‌ادعا خاکی و با معرفت بود این دنیا برایش کوچک بود انگار خدا جای بهتری برایش انتخاب کرده بود. @shahidan_kerman