eitaa logo
کانال‌رسمی‌شهید‌بابک‌نوری‌و شهیدمصطفی‌صدر‌زاده❤️
5.9هزار دنبال‌کننده
25هزار عکس
10.2هزار ویدیو
49 فایل
○•|﷽|•○ ❁کانال‌رسمی‌مصطفی‌بابک‌قلبها❁ بزرگترین‌کانال‌رسمی‌شهیدان!):-❤️ 🔹💌شهید مصطفی صدر زاده! 🔹💌شهید بابک نوری هریس! 🌸ڪانال‌ٺحٺ‌مدیریٺ‌مسٺقیم #خانواده‌شہیدان فعاݪیٺ‌دارد🌸 حالا‌که‌دعوتت‌کرده‌بمون!🦋 تبادل @khadem_87 تبلیغات هم پذیرفته میشه 🌸
مشاهده در ایتا
دانلود
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و حرفش این بود،احمد بیا اینجا... اینجا من چیزی می‌بینم، که اگر تو ببینی؛ از اینجا نخواهی رفت... 🥲🍃 وقتی قبل از شهادت بهشت رو میبینه @shahidanbabak_mostafa🕊
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و حرفش این بود،احمد بیا اینجا... اینجا من چیزی می‌بینم، که اگر تو ببینی؛ از اینجا نخواهی رفت... 🥲🍃 وقتی قبل از شهادت بهشت رو میبینه @shahidanbabak_mostafa🕊
789.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقامهدی‌خاڪے‌‌وخستـه‌ازخط‌برگشتـه‌بود، اومد‌سـࢪسفـره‌نشست.تاچشمش‌به‌غذا افتاد؛گفت:بچه‌هاهم‌اݪان‌مـࢪغ‌مے‌خوࢪند! ازناࢪاحتـے‌‌سـࢪش‌راانداخت‌پایین‌ومࢪغ‌را ڪناࢪگذاشت‌وفقط‌بࢪنج‌خـوࢪد..❤️‍🩹! 🌸 @shahidanbabak_mostafa🕊
2.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنقدر روزها نمی‌خوابید که از فرط ‌خستگی می‌افتاد میگفت: .. پاسدار یعنی کسی که کار کنه بجنگه خسته نشه کسی که نخوابه تا وقتی خود به خود خوابش ببره 🙃🌱 @shahidanbabak_mostafa🕊
برادران! فرمانده‌یِ‌اصلیِ‌ما؛ خداوامام‌زمانﷻاست. اصل‌آنهاهستندوماموقت‌هستیم! وظیفه‌یِ‌ما؛ مقاومت‌تاآخرین‌نفس واطاعت‌ازفرماندهی‌است..♥! 🌸 @shahidanbabak_mostafa🕊
بهش گفتم:.«توی راه که بر میگردی، یه خورده کاهو و سبزی بخر» گفت:«من سرم خیلی شلوغه،می ترسم یادم بره، روی یه تیکه کاغذ هر چی می خواهی بنویس بهم بده» همون موقع داشت جیبش را خالی میکرد، یک دفترچه یادداشت و یک خودکار در آورد گذاشت زمین برداشتمشان تا چیزهایی که می خواستم، برایش بنویسم، یک دفعه بهم گفت: «ننویسی ها!» جاخوردم، نگاهش که کردم، به نظرم عصبانی شده بود! گفتم: «مگه چی شده؟!» گفت: «اون خودکاری که دستته، مال بیت الماله.» گفتم:«من که نمی خواهم کتاب باهاش بنویسم! دو سه تا کلمه که بیش تر نیست.» گفت:« نه!!. » ♥️ @shahidanbabak_mostafa🕊
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دستور الهی … پیشرفت دین خدا اون موقع این بود که ابراهیم حتی در آتش هم انداخته بشه بره و دم در نیاره و نترسه و نلرزه و پیشرفت اسلام امروز در این هست که رزمنده ای که بهش گفتن برو در زیر آتش دشمن بره و نترسه و نلرزه ..! @shahidanbabak_mostafa🕊
همان اول انقلاب دادستان اروميه شده بود من و حميد را فرستاد برويم يکے از ساواکے‌ها را بگيريم پيرمرد عصا به دستے در را باز کرد گفت: پسرم خونه نيست. گزارش که مے‌داديم چند بار از حال پيرمرد پرسيد مےخواست مطمئن شود که نترسيده است...♥! 💞 @shahidanbabak_mostafa🕊