#عاشقانه_شهدا❣
در سالهاے اول زندگے،
یک روز مشغول اتو کردن لباسهایش بودم؛
در همین حال از راه رسید و از من گله کرد
و گفت: شما خانم خانه هستید و وظیفهاے
در قبال کارهاے شخصے من ندارید.
شما همین که به بچهها رسیدگے مےکنید، کافےست.
تا آنجایے که به یاد دارم حتے لباسهایش را خودش مےشست و بعد از خشک شدن، اتو مےزد
و هیچ توقعے از بنده نداشت...
همسر #شهیدعلیصیادشیرازی🪴🌸
#عاشقانه_شهدا❣
در سالهاے اول زندگے،
یک روز مشغول اتو کردن لباسهایش بودم؛
در همین حال از راه رسید و از من گله کرد
و گفت: شما خانم خانه هستید و وظیفهاے
در قبال کارهاے شخصے من ندارید.
شما همین که به بچهها رسیدگے مےکنید، کافےست.
تا آنجایے که به یاد دارم حتے لباسهایش را خودش مےشست و بعد از خشک شدن، اتو مےزد
و هیچ توقعے از بنده نداشت...
همسر #شهیدعلیصیادشیرازی🌸
#عاشقانه_شهدا❣
در سالهاے اول زندگے،
یک روز مشغول اتو کردن لباسهایش بودم؛
در همین حال از راه رسید و از من گله کرد
و گفت: شما خانم خانه هستید و وظیفهاے
در قبال کارهاے شخصے من ندارید.
شما همین که به بچهها رسیدگے مےکنید، کافےست.
تا آنجایے که به یاد دارم حتے لباسهایش را خودش مےشست و بعد از خشک شدن، اتو مےزد
و هیچ توقعے از بنده نداشت...
همسر #شهیدعلیصیادشیرازی🪴🌸
#عاشقانه_شهدا🙃🌱
مرتضی میگفت:
من به جايی برسم كه خدا من را با انگشتش نشان دهد
و بگويد اين مرتضی را كه میبينيد
عاشقش شده و خونبَهايش را با شهادت دادم!!
من هم شوخی میكردم و میگفتم بنشين تا خداعاشقت شود
میگفت فاطمه
آخر میبينی خدا چه جور عاشقم میشود!
من از مرتضی دعای شهادت نديدم.
میگفتم: تو خودت را برای خدا میگيری
میگفت: بله اين قشنگ است كه خدا بگويد از تو خوشم آمده، بيا پيش خودم..
ان شاءالله به جايی برسيم كه خدا بيايد سراغمان
چنان دلبری كنيم كه خدا بگويد اين برای من است..) "
همسر#شهیدمرتضیحسینپور
@shahidanbabak_mostafa🕊
#عاشقانه_شهدا🙃🍃
در آغاز فصل عاشقی زندگی شهید
هر کسی چیزی میگفت.
یکی میگفت دویست سکه،
و دیگری میگفت کم است.
بزرگ مجلس گفت: مهریه را کی گرفته و
کی داده، اما به دختر ارزش می دهد.
در تمام این حرفها و چانه زنیهای مهریه
من همه حواسم به حسن بود، هر بار که
صدای حضار مجلس بلند میشد و صدای
دیگری بلند تر، حسن غمگین و
غمگینتر میشد، و هر لحظه
ناراحتیاش بیشتر میشد،
تا اینکه صبرش سرآمد و به پدرم گفت:
حاج آقا اجازه میدهید من با فاطمه خانم
چند دقیقه خصوصی صحبت کنم،
وقتی به اتاق رفتیم گفت: کالا که نمیخواهم
بخرم که در قبالش بخواهم یک تعداد خاصی سکه بدهم، یک پیشنهاد میدهم، اگر شما هم
راضی باشید، به حضار مجلس هم
همان را می گوییم.
نظرت با هفت سفر عشق:
قم، مشهد، سوریه، کربلا،
نجف، مکه، مدینه چیست؟
و هر تعداد سکه که خودت مشخص کنی..♥
#شهیدحسنغفاری
@shahidanbabak_mostafa🕊