eitaa logo
شـھیـــــــدانــــــہ
1.2هزار دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
2.4هزار ویدیو
37 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم تبلیغات ارزان در کانال های ما😍😍 مجموعه کانالای مذهبی ناب👌👌 💠 تعرفه تبلیغات 👇 http://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59 http://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59 🍂 🍂 🌸🌷🌸اللهم عجل لولیک الفرج 🌸🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃○| #ڪــلام_شهیــــــد|○🍃 🌸👈« ناکام آن کسی است که #عشق_حسین {ع} را پیدا نکرده و از این جهان می رود » . ♡♥♡ #حرف_آخر_یک_کلام لعنت به #سبز و #بنفش تزویر ابرقدرت، #نوکر_حسین {ع} است ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ #هیهات_منا_الذله🌹🍃 #شب_جمعه به یاد #امام و #شهدا 👈به یاد مداح عاشورایی سپاه اسلام افتخار #حزب_الله، بسیجی بااخلاص #شهید_مسعود_ملا {روحی فداک}💔🍃 🍃🌸↬ @shahidane1 #شــہیـــــدانــہ↖
#شهید_سجاد_عباس_زاده🌹👆 👈فرزند #شهیدحسن_عباس_زاده🍃 (عکس بالا سمت چپ) 💔(پــدر=شهیــد) (پسر=شهیــد)💔 👈فرزندشهیدی که خودش هم #شهید شد #شهیدسجادعباس_زاده ↯↯ 👈" #پدر شهیدش را ندید 👈 #پسر خودش را هم ندید" شهادت شهیدسجادعباس زاده ⇦آذر ۱۳۹۱خــرم آبــاد انفجار در حین خنثی سازی گلوله های عمل نکرده 👈پدرش در عملیات والفجر ۹ در #سلیمانیه عراق به #شهادت رسید و پیکر مطهرش حدود ۱۰ سال بعد برگشت 《 #پنجشنبه_و_یاد_شهدا_باصلوات‌》 🍃🌸↬ @shahidane1 #شــہیـــــدانــہ↖
شـھیـــــــدانــــــہ
#رمانــ_مدافع_عشق💞 #قسمت_بیستم۲۰🔻 🔆همان طور که پله ها را دو تا یکی بالا می روم با کلافگی بافت موها
💞 ۲۱👇 ♡ـــــــــــــــــــ♥ـــــــــــــــــــ♡ به شماره می افتد.💗 فقط کمی دیگر مانده که ب😘. تکانی می خوری و چشم هایت را باز می کنی. به یک باره می ریزد. بُهت زده به صورتم خیره می شوی😳 وسریع ازجایت بلند می شوی. – چی کار می کردی!؟🤔😳 مِن مِن می کنم. – من….دا…داش…داشتم…چ…😰 می پری بین نفس های به شماره افتاده ام. – می خواستم برم پایین بخوابم، گفتم مامان شک می کنه. تو آخه چرا!… نمی فهمم ریحانه این چه کاریه!؟ چی رو می خوای ثابت کنی؟☹️ از ترس تمام تنم می لرزد. دهانم قفل شده.😣 – آخه چرا!… !؟ بغض به گلویم می دود و بی اراده یک قطره اشک، گونه ام را تر می کند.😭 – چون… !💝 بغضم می ترکد و مثل ابر بهاری شروع می کنم به گریه کردن. خدایا من چِم شده؟ چرا اینقدر ضعیف شدم؟ یکدفعه مُچ دستم را می گیری و فشار می دهی.😭😞 – گریه نکن. توجهی نمی کنم. بیشتر فشار می دهی. – گفتم گریه نکن. اعصابم بهم می ریزه.😠 یک لحظه نگاهت می کنم. – برات مهمه؟… !؟😫 – درسته که دوستت ندارم… ولی آدمم. دل دارم. طاقت ندارم… حالا بس کن.🙃 زیر لب تکرار می کنم. – دوستم نداری…؟😞😟 و هجوم اشک ها هر لحظه بیشتر می شود. – می شه بس کنی؟… صدات میره پایین. دستم را از دستت بیرون می کشم.😭 – مهم نیست. بذار بشنون. پشتم را به تو می کنم و روی تختت می نشینم. دست بردار نیستم. حالا می بینی! می خواهی جانم را بگیری هم، مهم نیست تا تهش هستم.☹️ می آیی سمتم که چند تقه به در می خورد. – چه خبره!؟..علی! ریحان! چی شده؟ نگرانی را می شد از صدای فاطمه فهمید. هول می کنی، پشت در می روی و آرام می گویی. – چیزی نیست… یکم ریحان سردرد داره.😣😨 – می خواید بیام تو؟ – نه. تو برو بخواب. من مراقبشم.😊 پوزخند می زنم و می گویم: آره. مراقبمی. چپ چپ نگاهم می کنی. فاطمه دوباره می گوید: باشه مزاحم نمیشم. فقط نگران شدم چون حس کردم ریحانه داره گریه می کنه😐… اگرچیزی شد حتماً صدام کن. – باشه! ! چند لحظه می گذرد و صدای بسته شدن درِ اتاق فاطمه شنیده می شود.🚪 با کلافگی موهایت را چنگ می زنی. همانجا روی زمین می نشینی و به در تکیه می دهی.😕 چادرم را سر می کنم. به سرعت از پله ها پایین می دوم و مادرت را صدا می کنم. – مامان زهرااا!… مامان زهرااا! آقاعلی اکبر کجاست!؟😰 زهرا خانوم از آشپزخانه جواب می دهد: اولاً سلام صبحت بخیر. دوماً همین الآن رفت حیاط موتورش رو برداره. 🏍می خواد بره حوزه. به آشپزخانه سرک می کشم. گردنم را کج می کنم و با لحن لوس می گویم: آخ ببخشید نکردم. 🤗حالا اجازه مرخصی هست؟😊 – کجا؟ بیا صبحونه  بخور. – نه دیگه کلاس دارم باید برم. – خُب پس به علی بگو برسونتت. – چشم مامان. فعلاً خدا حافظ. و در دلم می خندم. اتفاقاً نقشه ی بعدیم همین است. به حیاط می دوم. فاطمه درحال شانه زدن موهایش است. مرا که می بیند می گوید: اِاِاِ کجا این وقت صبح!؟🤗🙂 – کلاس دارم. – خُب صبر کن باهم بریم. – نه دیگه می رسونن منو. و لبخند پر رنگی می زنم. – آهان. توی راه خوش بگذره.😂 فاطمه این را می گوید و چشمک می زند.😉 جلوی در می روم و به چپ و راست نگاه می کنم. میبینمت که داری موتورت را تا سر کوچه کنارت می کشی. لبخند می زنم و دنبالت می آیم…😅   …🌷🌷 🍃🌸↬ @shahidane1
💠 مـــــ❤️ــــادر خواب #شـــهادت سربازش را دیده بود 💢......................💢 مادر شــ🕊ــــــهید گفت: 🍃🌸«پویا دوست داشت مدافع حرم و شهید راه دفاع از حرم شود. 9 ماه خدمت بود. او با خودروی پدرش در ساعت‌های بیکاری کار می‌کرد. با #شهادتش آرزوی #دامادی او بر دلم ماند😔. یک هفته پیش از این‌که به آخرین ماموریت بی بازگشت برود، من #خواب عجیبی دیدم. خواب دیدم پویا در یک مزرعه پر از گل ایستاده و #چفیه به دور گردنش انداخته است. می‌گفت مامان من #شهید شده‌ام برایم بی‌تابی نکن. از خواب که بیدار شدم، خیلی دلنگران بودم. صبح که پویا می‌خواست به# کلانتری محل خدمتش برود، خوابم را برایش تعریف کردم که گفت مامان نگران نباش #خیر است.»🍃🌸 💢.......................💢 🌺مادر شــهید گفت: «یڪ هفته بعد از آن خواب او به #ماموریٺ رفت و دیگر بازنگشت. او برای برقراری #امنیت در جامعه‌اش #شـــهید شد »🌺 #شهیدپویــااشکــانی🌹🍃 #سالروزشهادتـــــ💔ــــــ🍃 🍃🌸↬ @shahidane1 #شــہیـــــدانــہ↖
🍃🍃🌹 #قسمتےازدست_نوشته_شهید👇 👈برای تشکیل #اسرائیــل #یهودیان تلاش ها و کوشش های فراوانی کردنداین خدا لعنت کرده ها در باطلشان اینگونه قاطع بودند...😔 👈 #ولــــےمامسلمانها در برابر مشکلات نه #صبــــــر داریم، نه #ایثــــــار و نه #اخوتــــــــ😭 . 👈تا زمانی که ما #راه_امام_علی {ع} و #امام_حسین (ع) را نرویم و از خواب بیدار نشویم #اسرائیل بر همه ما مسلط خواهد شد » ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ⇦به یاد اسطوره سپاه اسلام ⇦فرمانده و بسیجی محبوب ⇦فاتح دل ها ⇦افتخار حزب اللّه #شهیدآقــامهــدےڪــروبــــے"💔🍃 ♥⇦ #شهادت = تیر ۶۵ (قلاویزان، مهران) ــــــــــــــــــــــــــــــــ #پنجشنبه_و_یادشهدا_باصلوات🌸 🍃🌸↬ @shahidane1 #شــہیـــــدانــہ↖
🎊🌸🎊🌸🎊🌸🎊 ⭕️‌‌⇦هیچ ڪس جز زمینڹ داغ #فڪه نمیدانسٺ با فرمانده #دلاور ما چہ ڪردند تا اینڪه در خردادماه ساݪ 1380 در #عملیاٺ_تفحص آڹ پیڪر مطهر بہ آغوش میهڹ اسلامے ما بازگشٺ و در #گلزار_شهدای_بهشت_زهراء (س) قطعہ #سرداراڹ (29/ ردیف 18/ شماره 9) در جوار امیر سرافراز ارتش جمهورے اسلامے #سپهبدشهیدعلےصیادشیرازے آرام گرفٺ. #شــهید_ناصر_اربابیان🌼🍃 #سالروز ولادت💐💐 🍃🌸↬ @shahidane1 #شــہیـــــدانــہ↖
#حرفــــــ_آخــر‌‌↯↯↯ 👈از #شهــدا_شرمنــده_ام 😔 خیلی دیر به درک حقیقت و جودشان پی بردم از خداوند متعال و #حضرات_معصومین و #شهدا ممنونم که به گریه های شبانه این حقیر😭 جواب دادند و من را به عنوان #مدافع_حرم_حضرت_زینب(س)و حرم دختر سه ساله ی #امام_حسین(ع)برگزیدند و حال که "صهیونیست خونخوار"، آمریکای جنایتکار و سعودی خیانتکار قصد براندازی #حرمهای_اهلبیت را دارند و با حمله #ناجوانمردانه و وحشیانه به زنان و فرزندان و طفل های شیرخواری که هیچ پناهی ندارند قصد کشور گشایی دارند. این وظیفه را برخود دیدم که به کمک این مردم بی گناه و دفاع از حرم اهل بیت بروم و از #حضرت_زینب و #خانم_رقیه ممنونم که به من حقیر لیاقت حضور را دادند و به مدد ایشان ما با عزت، پیروز و سربلند می شویم. و در آخر اگر #رزق_شهادتــ💔 به این حقیر رسید برایم #روضه_حضرت_زهرا(س)، #امام_حسین (ع)، #حضرت_علی_اکبر(ع)و #امام_رضا(ع) را بخوانید و از دوستانم می خواهم که همیشه برایم #زیارت_عاشورا بخوانند. ـــــــــــــ♢💔♢ــــــــــــــ #شهیدمهــــدےایــــــمانــــے🌹🍃 #سالروز_شهادتــــ💔 🍃🌸↬ @shahidane1 #شــہیـــــدانــہ↖
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌼🌼🌼 💢☜هر گاه #شب_جمعه_شهدا را یاد کردید آنها شما را نزد #اباعبدالله (ع) یاد میکنند.... 👌🌹 ♥(یادشهداباصلوات)♥ ♢🌸🌸🌸💔🌸🌸🌸♢ #سردار_رشید_اسلام↯↯↯ #شهـیـدمهدےزیــن_الدین💔🍃 🍃🌸↬ @shahidane1 #شــہیـــــدانــہ↖
🌼به یاد دو دانش آموز شهید🌼 به یاد عاشقان خونین بال #حضرت_اباعبداللّه_الحسین {ع} 🌹( #به_یاد_برادران_آبیــز)🌹 👈" #شهید_محمود_آبیز" متولد = ۱۳۷۲ . 👈" #شهید_علیرضا_آبیز" متولد = ۱۳۷۸ . °°°°°°⇨♥♡♥⇦°°°°°° 🍃🌸↬ @shahidane1 #شــہیـــــدانــہ↖
شـھیـــــــدانــــــہ
🌼به یاد دو دانش آموز شهید🌼 به یاد عاشقان خونین بال #حضرت_اباعبداللّه_الحسین {ع} 🌹( #به_یاد_برادران
🔺🔺🔺 = ۷ خرداد ۱۳۸۸ / زاهدان مسجد حضرت {ع} 💥(( انفجار تروریستی و انتحاری توسط گروهک جندالشیطان))💥 . . 👈این دو برادر در نقش {ع} را اجرا می کردند😭 هم قرار بود مدتی بعد به برود😭 اما در مسجد در کنار هم به 🌹 رسیدند . 🍃🌸↬ @shahidane1
↯ #ڪــــلام_شــھیــــد↯↯ ⇦ #حفاظت از #حضرت_آقا که محافظ اصلی #حرم_اهلبیت(ع) هستند از #اوجب_واجبات👌 است و حفاظت از ایشان #حفاظت از همه ی #حرم_ها است °°°°°°°°°🌼🌸🌼°°°°°°°°°° مــدافــــ🔻حــــرمــ🔻ــــع #شهیــــدمصطفــــےنبــــےلو🌹🍃 🍃🌸↬ @shahidane1 #شــہیـــــدانــہ↖