فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🌹
#سلام_امام_زمانم💗
سلام آرزوترین بهار ، #مهدی_جان
❣هر روز به تو سلام می دهم و جانم غرق شکوفه می شود
❣دستانم جوانه می زنند و قلبم پر از بوی نرگس می گردد
⁉بگذار زمستان جلوه گری کند، مرا چه غم وقتی چون تو بهاری را دارم؟
✨الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَــرَج✨
🍃🌹↬ @shahidane1
#شــہیـــــدانــہ↖
🍃🌹
🔆 غبـارِ صبــح تـماشاسـت !
هر چـه بـادابـاد!
تـو هم بخنـــــد
جـهانِ خـراب میخنـدد!
#ســــــلامــ ...
#صبحتــــــون_شهــــدایــــے🌼
____✨🌹✨____
🆔 @shahidane1
🍃🌹
#پروفایل
#شهیدانه
|~ اگر #شهیــــ🌹ـــدانه زندگی کنی
|~ #شهادت خودشپیدات میکنه👌
|~ لازم نیستدنبالشبگردی!!!😍
|~مراقبکارهاییکهمیکنیمباشیم!!
#شھیــداحمــدمشݪبــــــــ♡
____✨🌹✨____
🆔 @shahidane1
🍃🌹
#کلام_شهیـــــد
💠 یکی از مهمترین مشکلات جامعه ی فعلی ما، وضعیت بی حجابی و بد حجابی است.
🔹امر معروف و نهی از منکر کم رنگ شده است. باید چاره ای اندیشید.
🔹شهدا همواره در وصیت نامه هایشان دیگران را توصیه به حفظ حجاب و حیا می کردند و می گفتند: حجاب خواهران از خون ما رنگین تر است. امیدوارم با کمک مردم و مسئولین این مشکلات ریشه کن شود.
#مدافـــع_حــــرم
#شهیـــد_مصطفی_زاهدی_بیدگلی🌺
《ســــالــــروزشهــــادتــــ》
____✨🌹✨____
🆔 @shahidane1
شـھیـــــــدانــــــہ
#داستان_دنباله_دار_نسل_سوخته🔻 #قسمتــــ_هفتاد_و_پنجم۷۵ 👈این داستان⇦《 مرد 》 ـــــــــــــــــــــ
#داستان_دنباله_دار_نسل_سوخته🔻
#قسمتــــ_هفتاد_و_ششم۷۶
👈این داستان⇦《 شب آخر 》
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📎سفر فوق العاده ما ... تازه از دو کوهه شروع شد ... صبح، بعد از روشن شدن هوا🌄 حرکت کردیم ...
🌹شلمچه ... چزابه ... طلائیه ....کوشک و ... هر قدمش ... و هر منطقه با جای قبل فرق داشت ... فقط توفیق فکه نصیب مون نشد 😔... هر چی آقا مهدی اصرار کرد ... اجازه ندادن بریم جلو ... جاده بسته بود و به خاطر شرایط خاص پیش آمده ... اجازه نداشتیم جلوتر بریم ...🚷
🌙شب آخر ... پادگان حمید ...
خوابم نمی برد ... بلند شدم و اومدم بیرون ... سکوت شب و صدای جیرجیرک ها ... دلم برای دو کوهه تنگ شده بود ... خاک دو کوهه از من دل برده بود ... توی حال و هوای خودم بودم ... غرق دلتنگی کردن برای خدا 💔... که آقا مهدی نشست کنارم ...
- تو هم خوابت نمی بره ؟ ... بقیه تخت خوابیدن ...💤💤
با دل شکسته💔 و خسته به اطراف نگاه کردم ...
این خاک، آدم رو نمک گیر می کنه ... مگه میشه ازش دل کند؟ ... هنوز نرفته، دلم برای دو کوهه تنگ شده ...😔💔
با محبت عمیقی بهم نگاه کرد ...😍
پدربزرگت هم عاشق دوکوهه بود ... در عوض، منم عاشق این حال و هوای توئم ...❤️
خندید 😁... و سکوت عمیقی بین ما حاکم شد ...
🔻آقا مهدی؟ ... راسته که شما جنازه پدربزرگم رو برگردوندید؟...
چشم هاش گر گرفت و سرش چرخید ... به زحمت نیم رخش رو می دیدم ...😔
- دلم می خواست محل شهادت🌹 پدربزرگم رو ببینم ... سفر فوق العاده ای بود و دارم دست پر می گردم ... اما دله دیگه... چشم انتظار دیدن اون خاک بود ... حالا هم که فکر برگشت ...
دیگه زبونم به ادامه دادن نچرخید ...😶😞
۰۰۰┅═══(✼❉❉✼)═══┅۰۰۰
#ادامــــــہ_داردـ ـ ـ 🌷 🌷 🌷
____✨🌹✨____
🆔 @shahidane1
🌹🍃
#دستخط_ناب
🔴محاسبه نفس
✍ دست نوشته های روزانه و ناب شهید علی بلورچی در محاسبه نفسش.
🔷 شنبه ۲۹ دی ۱۳۶۳ 🔷
🔻۱- زیارت عاشورا را چندان با توجه نخواندم.
🔻۲- حالت انابه وجود نداشت.
🔻۳- خضوع و خشوع و حضور قلب واقعی وجود نداشت.
🔻۴- توجه به دنیا و غور کردن در آن زیاد بود.
🔻۵- خاطرات و خواطر دنیوی روح را می آزرد.
🔻۶- درگیری با نفس کم بود.
🔻۷- شهوت شکم کمی غلبه کرد.
🔻۸- زیاد صحبت کردم.
🔻۹- خدا را ناظر بر اعمال ندیدم.
🔻۱۰- خروج از دنیا زیاد نبود.
🔻۱۱- اخلاص در اعمال، مشکوک فیه بود.
🔻۱۲- از فرصتها به نحو احسن استفاده نکردم.
🔻۱۳- صفت تقوا و حیا وجود نداشت.
🔻۱۴- مراقبت کم بود.
🔻۱۵- توسل کم بود.
🔻۱۶- قرآن کم خواندم.
🔻۱۷- دعاها را به علت کسب صفات رذیله در روز و سریع خواندن، با توجه کامل نخواندم .
🔻۱۸- یاد مرگ خیلی کم بود.
🔷 نتیجه:
اگر فردا بیمورد صحبت کردی، فردایش را روزه میگیری و فردا را خیلی مراقب اعمالت باش...
#شهیـــد_علــی_بلورچــی🌺
#یـادش_بـا_ذڪـر_صـلـوات
____✨🌹✨____
🆔 @shahidane1
🍃🌹
#خاطرات_شهـــــدا
▫️زمانی که هادی در بازار آهن فعالیت میکرد، همیشه دست خیر داشت، خصوصاً برای هیئتها بسیار خرج میکرد.
▫️هادی میگفت باید مجلس امام حسین (علیه السلام) پر رونق باشد، باید این بچهها که هیئت میآیند خاطره خوشی داشته باشند.
▫️هربار که برای هیئت و یا کارهای فرهنگی مسجد احتیاج به کمک مالی داشتیم اولین کسی که جلو میآمد هادی بود. همیشه آماده بود برای هزینهکردن.
▫️یکبار به هادی گفتم :
از کجا این همه پول میاری؟ مگه توی بازار چقدر بهت حقوق میدن؟
▫️خندید و گفت : از خدا خواستم که همیشه برای این طور کارها پول داشته باشم. خدا هم کمکم میکنه.
▫️پرسیدم : چطوری؟
▫️گفت : باید تلاش کرد. برای اینکه برخی خرج ها رو تأمین کنم، بعد از کار بازار آهن، با موتور کار میکنم. بار میبرم، مسافر و...خدا هم توی پول ما برکت قرار می ده.
#هدایت_تا_شهادت
#شهید_محمد_هادی_ذوالفقاری🌺
بر سر مزار 👇👇
#شهید_سید_احمد_پلارک
____✨🌹✨____
🆔 @shahidane1
🍃🌹
#فــــرازےازوصیتنــــامــہ⇩↯⇩
✍ «خود بر این واقفم که مرگ فرزند سخت و محبت پدر و مادر نسبت به فرزند زیاد میباشد اما این مطلب را خود خوب درک میکنم زیرا که خود نیز دو فرزند دارم که بسیار مورد علاقه اینجانب میباشند اما این مسائل بیشتر از محبت به فرزند اعتبار و ارزش دارد چون مسئله اسلام و حیثیت اسلامیان مطرح میباشد.»
#شهید_محمدرضا_دانش_پژوه🌺
《ســــالــــروزشهــــادتــــ》🕊
____✨🌹✨____
🆔 @shahidane1