eitaa logo
شـھیـــــــدانــــــہ
1.2هزار دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
2.4هزار ویدیو
37 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم تبلیغات ارزان در کانال های ما😍😍 مجموعه کانالای مذهبی ناب👌👌 💠 تعرفه تبلیغات 👇 http://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59 http://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59 🍂 🍂 🌸🌷🌸اللهم عجل لولیک الفرج 🌸🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
📝خاطرات... #شهیدمهـــــدےبــاڪــــرے 🖊خـــــاطــــــره اول...👇 توی آبادان، رفته بود جبهه ی فیاضیه، شده بود خمپاره انداز #شهیدشفیع_زاده دیده بانی می کرد و گرا به ش می داد ، اوهم می زد. همان روزهایی که آبادان محاصره بود. روزی سه تا گلوله ی خمپاره ی صد وبیست هم بیش تر سهمیه نداشتند. این قدر می رفتند جلو تا مطمئن شوند گلوله ایشان به هدف می خورد. تعریف می کردند ، می گفتند« یک بار شفیع زاده با بی سیم گفته بوده یه هدف خوب دارم. گلوله بده .» آقا مهدی به گفته بوده « سه تامون رو زده یم. سهمیه ی امروزمون تمومه .»  🌷اینجاکانال شَــهیـــدانِـــــہ است👇 http://eitaa.com/joinchat/2033647630C22e0467286
شـھیـــــــدانــــــہ
📝خاطرات... #شهیدمهـــــدےبــاڪــــرے 🖊خـــــاطــــــره اول...👇 توی آبادان، رفته بود جبهه ی فیاضیه
📝خـــاطـــــراتــــ..... 🖊 👇 ده تا کامیون می بردیم منطقه ؛ پر مهمات. رسیدیم بانه هوا تاریک تایک شده بود. تا خط هنوز راه بود. دیدیم اگر برویم ، خطرناک است . توی شهر در هر جای دولتی را که زدیم ، اجازه ندادند کامیون را توی حیاطشان بگذاریم . می گفتند « اینجا امنیت نداه ! » مانده بودیم چه کنیم . زنگ زدیم به آقا مهدی و موضوع را بهش گفتیم. گفت « قل هوالله بخونید و بیاین . منتظرتونم.»  🌷اینجاکانال شَــهیـــدانِـــــہ است👇 http://eitaa.com/joinchat/2033647630C22e0467286
شـھیـــــــدانــــــہ
📝خــــاطـــرات...... #سردارشهیدمهدےباڪــــــرے 🖊 #خـــاطــــره_ســــوم👇 بهمان گفت « من تند تر می ر
📝خـــــــاطــــــــراتـــــ.... #خاطـــــره_چهـــــــارم👇 #شهیدمهدےباڪرے والفجر یک بود. با گردانمان نصفه شبی توی راه بودیم . مرتب بی سیم می زدیم به ش و ازش می پرسیدیم « چی کار کنیم؟» 😳😊 وسط راه یک نفربر دیدیم. درش باز بود. نزدیک تر که رفتیم، صدای آقا مهدی را از توش شنیدیم . با بی سیم حرف می زد. رسیده بودیم دم ماشین فرماندهی . رفتیم به ش سلام بکنیم . رنگ صورت مثل گچ سفید بود. چشم هایش هم کاسه ی خون . توی آن گرما یک پتو پیچیده بودبه خودش و مثل بید می لرزید. بد جوری سرما خورده بود. تا آمدیم حرفی بزنیم، راننده ش گفت « به خدا خودم رو کشتم که نیاد ؛ مگه قبول می کنه؟» 🌷🌸🕊 🌷اینجاکانال شَــهیـــدانِـــــہ است👇 http://eitaa.com/joinchat/2033647630C22e0467286
شـھیـــــــدانــــــہ
📝خـــــــاطــــــــراتـــــ.... #خاطـــــره_چهـــــــارم👇 #شهیدمهدےباڪرے والفجر یک بود. با گردان
📝خــــاطــــــــراتــ.....👇 #خاطــــــره_پنجـــــــم #شهیدمہــــــدےبــاڪرے ـــــــــــــــ🌹🕊🌹ـــــــــــــــــ بد وضعی داشتیم . از همه جا آتش می آمد روی سرمان نمی فهمیدیم تیرو ترکش از کجا می آید.فقط  یک دفعه می دیدم نفر بغل دستیمان افتاد روی زمین . قرارمان این بود که توی درگیری بی سیم ها روشن باشد، اما ارتباط  نداشته باشیم. خیلی از بچه ها شهید شده بودند. زخمی هم زیاد بود.توی همان گیرودار، چند تا اسیر هم گرفته بودیم. به یکی از بچه ها گفتم 😏 « ما مواظب خودمون نمی تونیم باشیم، چه برسه به اون بدبختا. بو یه بالیی سرشون بار.» همان موقع صدا از بی سیم آمد « این چه حرفی بود تو زدی؟😠 زود #اسیرهاتون رو بفرستید عقب » صدای #آقامهدی بود. روی شبکه صدایمان راشنیده بود. خودش پشت سرمان بود؛ صد و پنجاه متر عقب تر.  🌷اینجاکانال شَــهیـــدانِـــــہ است👇 http://eitaa.com/joinchat/2033647630C22e0467286
شـھیـــــــدانــــــہ
📝خــــاطــــــــراتــ.....👇 #خاطــــــره_پنجـــــــم #شهیدمہــــــدےبــاڪرے ـــــــــــــــ🌹🕊🌹ــــ
📝خــــــــاطــــــراتـــــــ...👇 🖊 #خـــــــاطـــره_شـــشم #شــہــیــدمـہـــــدےبـاڪــــرے🌹 ▪️ــــــــــــــ🔸🔹🔸ــــــــــــ▪️ هرسه تاشان #فرمانده لشکر بودند ؛ #مهــــدےبــاڪـــرے🌷 #مهـــــدےزین_الدین🌷 #و_اســـــدی.🌷 می خواستیم نماز جماعت بخوانیم . همه اصرار می کردند یکی از این #سه_نفر جلو بایستند، خودشان از زیرش در می رفتند. این به آن حواله می کرد، آن یکی به این . بالاخره زور دو تا مهدی ها بیش تر شد، اسدی را فرستادند جلو. بعد از نماز شام خوردیم .غذا را خودشان سه تایی برای بچه ها می آوردند . نان و ماست.  #شادےروحشان_باصلوات🌹 🌷اینجاکانال شَــهیـــدانِـــــہ است👇 http://eitaa.com/joinchat/2033647630C22e0467286
شـھیـــــــدانــــــہ
📝خــــــــاطــــــراتـــــــ...👇 🖊 #خـــــــاطـــره_شـــشم #شــہــیــدمـہـــــدےبـاڪــــرے🌹 ▪️ـــ
📝خـــــاطــــــــراتــــــ.... #خاطــــــره_هفتــــــــــم👇 #شهیــــــدمــہـــــــــدےبـاڪـــــــرے 🌷ـــــــــــــــــⓂ️ـــــــــــــــــــ🌷 توی قیافه ی همه می شد #خستگی را دید. دو مرحله #عملیات کرده بودیم . آقا مهدی وضع را که دید، به بچه های فنی – مهندسی گفت جایی درست کنند برای #صبحگاه. درستش کرد, یک روزه . همه ی نیروها هم موظف شدند فردا صبحش توی محوطه جمع شوند. صحبت های آقا مهدی جوری بود که کسی نمی توانست ساکت باشد . آن قدر بلند بلند شعار می داند و فریاد می زدند که نگو. بعد از صبحگاه وقتی آقا مهدی می خواست برود. بچه ها ریختند دور و برش . هرکسی هر جور بود خودش را بهش می رساند وصورتش را می بوسید.😘😍 بنده ی خدا توی همین گیر و دار چند بار خورد زمین.😁 یک بار هم ساعتش از دستش افتاد . یکی از بچه ها برش داشت. بعد پیغام داد « بهش بگین نمی دم. می خوام یه یادگار ازش داشته باشم.» 😜 🌷اینجاکانال شَــهیـــدانِـــــہ است👇 http://eitaa.com/joinchat/2033647630C22e0467286
شـھیـــــــدانــــــہ
📝خـــــاطــــــــراتــــــ.... #خاطــــــره_هفتــــــــــم👇 #شهیــــــدمــہـــــــــدےبـاڪـــــــر
📝خـــــاطـــــــــــراتـــــ... #خــاطــره_هشتــــــم👇 #شهیـــدمــہــــدےبــاڪــرے🌷 ⚜ــــــــــــــ🌹🌼🌹ــــــــــــــ⚜ سرجلسه ، وقت نماز که می شد، تعطیل می کرد تا بعد نماز .👌 داشتیم می رفتیم اهواز . اذان می گفتند. گفت« نماز اول وقت رو بخونیم .» کنار جاده آب گرفته بود. رفتیم جلوتر؛ آب بود . آنقدر رفتیم ، تا موقع نماز اول وقت گذشت . خندید و گفت « اومدیم ادای مؤمن ها رو در بیاریم ، نشد.» 😁 👈یادش باذکر #صلوات گرامی باد🕊 🌷اینجاکانال شَــهیـــدانِـــــہ است👇 http://eitaa.com/joinchat/2033647630C22e0467286
شـھیـــــــدانــــــہ
📝خـــــاطـــــــــــراتـــــ... #خــاطــره_هشتــــــم👇 #شهیـــدمــہــــدےبــاڪــرے🌷 ⚜ـــــــــــ
📝خـــــاطـــــــراتــــــــ...🔻 #خاطره_نــــهم🖊 #شهیــــدمهـــدےباڪـــرے🌹🍃 🔳ـــــــــــــــــــ⚜ـــــــــــــــــ🔳 💠اولین روز #عملیات_خیبر بود. از قسمت جنوبی جزیره ، با یک ماشین داشتم بر می گشتم عقب. توی راه دیدم یک ماشین با چراغ روشن داشت می آمد. این طور راه رفتن توی آن جاده ، آن هم روز اول عملیات، یعنی خودکشی.جلوی ماشین راگرفتم. راننده #آقا_مهدی بود. بهش گفتم « چرا این جوری می ری؟ می زننت ها .» گفت « می خوام به بچه ها روحیه بدم. عراقی ها رو هم بترسونم. می خوام یه کاری کنم او تا فکر کنن نیروهامون خیلی زیاده.» 😊👌 🌷اینجاکانال شَــهیـــدانِـــــہ است👇 http://eitaa.com/joinchat/2033647630C22e0467286
شـھیـــــــدانــــــہ
📝خـــــاطـــــــراتــــــــ...🔻 #خاطره_نــــهم🖊 #شهیــــدمهـــدےباڪـــرے🌹🍃 🔳ـــــــــــــــــــ⚜ـ
📝خـاطــــــــراتــــــ.....🔻 #خاطـره_دهـــــــمـ....🔻🔻 #شـہیــــدمــہــدےباڪـــرے🌹🍃 🔹چند روز مانده بود تا #عملیات_بدر. جایی که بودیم از همه جلوتر بود. هیچ کس جلوتر از ما نبود، جز عراقی ها . توی سنگر کمین ، پشت پدافند تک لول، نشسته بودم و #دیده_بانــے می کردم. دیدم یک قایق به طرفم می آید. نشانه گرفتم و خواستم بزنم. جلوتر آمد ، دیدم #آقا_مهدی است. نمی دانم چه شد ، زدم زیر گریه . از قایق که پیاده شد، دیدم . هیچ چیزی هم راهش نیست، نه اسلحه ای ، نه غذایی . نه قمقمه ای ؛ فقط یک #دوربیــن📹 داشت و یک خودکار🖊. از شناسایی می آمد. پرسیدم « چند روز جلو بودی؟» گفت « گمونم چهار – پنج روز.» 🔹 🌷اینجاکانال شَــهیـــدانِـــــہ است👇 http://eitaa.com/joinchat/2033647630C22e0467286 #پـــــایـــانـ.........
قرائت 🔻 امشب، هدیه میشه به روح سردار 🍃🌹 [اللهم عجل لولیک الفرج] 💔🍃 🍃🌸↬ @shahidane1 ↖️