دِی...
ماهی که
جان رفت
امید رفت
شادی رفت
غیرت رفت
شجاعت رفت
عمو رفت...
و دخترای شهیدی که دوباره بی پدر شدن...
1:20
#دلنوشت
#دلنوشت✍🏻
دیگه شبای قدر هم تموم شد:)
تقدیرمون نوشته شد...
ولی آقا!
من میخوام سال دیگه نجفت اشك بریزما
ماهِ شکستۀ من(:
تو همونی هستی که زخمای قلبمو درمون میکنی
تویی که هر وقت از جایی بریدم،شکستم،خسته شدم
آغوشتو باز کردی...
تو به قلبِ خستهی من قوت دادی
به روحم جون دادی، به چشمام نور دادی
خلاصه که باباحــــیدر...
من هرچی دارم از برکت وجود شماست...
چشمای خیسمو ازم نگیر؛برای من همین بسه
که تا عمر دارم برای شما و خانوادتون اشك بریزم...
ما رو از حسینت جدا نکن مولا...💔
هر ناز که بنمایی من مشتری نقدم..
اینک سرِ من بِستان از بابت بیعانه!
من کجا و...تــوکجا؟!
خودم هم خوب میدانم...به تو نمیآیم؛ اما
خودت نفسم را بند محرم کردی و
دلبسته و وابسته ات شدم حالا هم...
اگر خودت نخواهی
اگـــر خودت اجازه ندهی...
حتی نمیتوانم صدایـــت کنم
حسینجـــــان! 🖤
به کاری نمیآیم...قبـول
ولی من نفسم به محرمت بند است...
قسم به چادر خاکی مادرت زهرا...
نفسم را نگیر!
مــــن بی تو بی دست و پاترینم...
قسم به دســـت های بسته...دستـــم را بگیر!
یک گوشه کناری در خیمه ات بند کن...!
#دلنوشت
#محرم